X
تبلیغات
رایتل

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

شیخ عبدالله پیاده ، مردی که با خدا معامله کرد

شیخ عبدالله پیاده ، مردی که با خدا معامله کرد


شیخ عبدالله نجفی بختیاری معروف به « شیخ پیاده » ، در اصل نامش سیف الله بود. وی در خانواده ای ثروتمند  چشم به جهان گشود. پدرش اسدالله خان از خوانین بختیاری بود. وی از

همان کودکی روحش لطیف و سرشتش نیکو بود.. به خاندان عصمت و طهارت علاقه و ارادت زیادی داشت.  زندگی او با زندگی خان زادگان سازگاری نداشت  به همین دلیل ، روش زندگی او اعتراض خان زادگان را در پی داشت.

وی با دختر عموی خود که خواستگاران فراوانی داشت ، ازدواج کرد. سنش از 17 سالگی نگذشته بود که پدرش درگذشت و ریاست ایل به وی رسید. دوران ریاست وی مقارن با حکومت رضاشاه بود که سیاستش سرکوب و قلع و قم خوانین و خلع سلاح و یکجانشینی  عشایر بود. برای رسیدن به این هدف با وضع قوانین و مقررات دشواری عرصه را بر عشایر بسیار تنگ کرد. در این گیرودار آسیف الله تصمیم گرفت به نجف اشرف عزیمت کند.  ابتدا برای عرض ارادت به امام رضا (ع) رهسپار مشهد شد. در این سفر سختی های بسیاری کشید. در بین راه اموالش را وقف حضرت ابوالفضل(ع) کرد. پس از جلب رضایت همسرش و مصلحت اندیشی ، وی را طلاق داد و دیگر هیچگاه ازدواج نکرد. وی صاحب  فرزندی نیز نبود.  در باره اینکه چرا وی بعد از این همسری اختیار نکرد ، از قول خودش نقل می کنند« در نجف اشرف روزی پرده ها از جلوی دیدگانش کنار رفت . کفشدار را به صورت واقعی به شکل خرسی دید. ناراحت به حرم حضرت امیر (ع) مشرف شد. به آقا عرض کرد: آقا من دنبال چنین مسائلی نیستم و چنین کراماتی نمی خواهم. من از دنیا چیزی نمی خواهم فقط می خواهم با شما باشم و عشق شما در وجودم باشد. نقل کرد: مرا به آسمانها بردند و همین طور بالا و بالاتر می رفتیم ، تا اینکه حضرت مولی علی (ع) را بر منبر نورانی دیدم که نشسته اند. مولی به غلامانشان دستور دادند که دستان مرا بشویند. آفتابه و لگنی زیبا آوردند. گفتند: دستهایت را جلو بیاور! دستهایم را شستند و مرا برگرداندند. یک مرتبه بیدار شدم. چنین تعبیر نمودم که مولی دستم را از دنیا شست. بنابراین نه زنی انتخاب کردم ، نه خانه ای و با مولی عهد راستین بستم.»

وی فردی خوش خلق ، با صورت و سیرتی زیبا و بسیار ساده زیست بود. لاغر اندام بود و لباسش بسیار ساده و شامل گیوه ای به پا ، شلواری و پیراهنی سفید به تن ، عبای بر دوش و عمامه ای ساده و سفید بر سر.

 شیخ زاهد ، عارف و عابد آنچه از مال دنیا داشت و یا از پدرش به ارث برده بود ،  در راه خدا انفاق کرد و بخشید و دست از مال دنیا شست و از ریاست بر ایل و مردم دل کند و رهسپار عتبات عالیات شد. وقتی به عتبات مشرف شد، زندگی ساده و فقیرانه ای در پیش گرفت. در کربلا و نجف کارگری می کرد و مزدش را به فردی می داد تا  وی را با مسایل و معارف دینی آشنا کند.  چند روز کار می کرد تا مخارج چند روزش تامین می شد ، آنگاه  به عبادت و زیارت مشغول می شد. در عراق با ریاضت و عبادت به مقامات عالی معنوی دست یافت و صاحب کرامت گردید. یک بار که به زیارت مرقد مطهر حضرت علی (ع) رفته بود ،  حضرت امیر (ع) فرمود: دیگر برای زیارت اینجا نیا. بعد از مدتی به واسطه اختلافات مرزی روابط ایران و عراق تیره شد تا جاییکه نایره جنگ شعله ور شد. اوضاع عراق برای ایرانیان بسیار وخیم شد. دولت عراق ایرانی ها را از عراق اخراج و بیرون کرد. به همین خاطر در سفری که به قم مشرف شد ، تصمیم گرفت دیگر به عتبات عالیات مراجعت نکند. برای یک سال منزلی در روستای جمکران اجاره کرد.

 شیخ عبدالله بیش از پنجاه مرتبه با پای پیاده به زیارت ائمه معصومین علیهم السلام مشرف شد ، از نجف و کربلا پیاده به مشهد و قم می رفت و در راه امامزادگان را نیز زیارت می کرد. به همین خاطر به « شیخ عبدالله پیاده »  شهرت پیدا کرد. دوستان و معاشران شیخ اشخاصی بودند که در زهد و تقوی و عرفان جایگاه والایی داشتند و با امام زمان (عج) در ارتباط بودند. برخی از آنها عبارتنداز:

1-  آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری( متوفی 1364 ش)  فرزند آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه علمیه قم.

2 - حاج اسماعیل دولابی که بارها به خدمت امام زمان مشرف شدند. آقای دولابی و مرحوم شیخ پیاده از شاگردان آیت الله شیخ جواد انصاری همدانی بودند.

3              - حاج شیخ محمد فکور یزدی( متوفی 1349 ه.ق.) که شخصی وارسته ، زاهد و کم نظیر بود

4       - حاج حسین مظلومی( متوفی 1364)  اهل آذربایجان بود. در قم سکونت اختیار کرد  ایشان نیز صاحب کرامت بودند.

شیخ عبدالله ، زاهدی عارف بود که فضایل بسیاری داشت از جمله:

1 - ارادت و محبت به اهل بیت خصوصا" حضرت علی (ع):

نقل می کنند ، در عنفوان جوانی ارتباطش با روحانیت به ویژه با سید جوانی سبب شد تا شیفته اهل بیت علیهم السلام شود. همچنین نقل می کنند هرکس در باره امیر مومنین مداحی می کرد گاو ، گوسفند و... به او هدیه می داد. با کمال فروتنی در جلسات روضه امام حسین شرکت می کرد و سمت سقایی را به خود اختصاص داده بود .وی چشمش به جمال حضرت ابوالفضل العباس نورانی گشت که بر اسبی سوار او را مورد عنایت قرار داد.

1-    صاحب کرامات:

 نقل می کنند ، شیخ پیاده می فرمود:  « چه بسیار پیش می آمد در بیابان گرفتار می شدم و در حالی که گرسنه و تشنه بودم ناگهان متوجه می شدم که شخصی می فرمود: میل به چایی داری؟ چای گرم آماده داشت.... نان و کره تازه در اختیارم می گذاشت .... در بیابان عبور      می کردم حیوانات درنده حلقه زده بودند و من از وسط آنها رد می شدم ،  آنها هیچ کاری با من نداشتند.» وی شهود ملکوتی داشت . در دل شب هنگامی که با محبوب مناجات می کرد هر سوال و شبهه ای که داشت ، مشاهد می نمود. شیخ همچنان صاحب طی الارض بود

2-    ملاقات با امام زمان ( عج)

حاج آقا معین شیرازی یکی از اخیار اصفهان نقل می کند از وی پرسیدم خدمت امام زمان   می رسید یا نه ؟ گفت: « خدمت حضرت برسم یا نرسم فایده ای به حال شما ندارد ، شما باید به فکر خودتان باشید»: همچنین نقل می کنند شیخ عبدالله می فرمودند: « گاهی که پول یا چیزی نیاز داشته باشم حضرت ولی الله الاعظم با یک واسطه برایم می فرستند.» همچنین نقل می کنند « امام زمان قرآنی به ایشان هدیه کردند» و با امام زمان به مکه مشرف شد. به جزیره خضراء نیز  مشرف گردید.

5       – رسیدن به مرحله حق الیقین:

شیخ با اینکه سواد چندانی نداشت ، به مقامات بالای معنوی دست پیدا کرد. نقل می کنند ، در مقابل طعنه فردی که وی را بیسواد خوانده بود ، گفت : « کسی که به حق الیقین برسد از کسانی که اهل سواد هستند ، بالاتر است و بیشتر و بهتر می فهمد.»

3-    پرهیز از خوردان مال حرام و شبهه دار:   

شیخ به آنچنان مقام شامخی دست یافته بود که تقید زیادی به خوردن مال حلال داشت. اموال شبهه ناک را حتی از طلبه ها که شهریه می گرفتند ، قبول نمی کرد. در قبول هر نوع مال و پولی بسیار دقت می کرد و اگر در موردی شک می نمود ، آن را به صورت صدقه بین افراد زیادی تقسیم می کرد تا به مستحقان واقعی برسد. 

4-    عبادت و بندگی:

شیخ سفارش به بندگی خدا می کرد ، توصیه اش به انجام مستحبات و ترک مکروهات بود. حتی در مسایل کوچک هم حساس بود. نقل می کنند ، حتی فکر معصیت هم نمی کرد.به طور معمول نماز شبش ترک نمی شد.همیشه نماز را در اول وقت می خواند.  حتی نافله هایش ترک نمی شد. در وقت بیکاری ذکر و تسبیح می گفت. در مدتی که در قم ساکن بود هر روز صبح قبل از اذان راهی حرم حضرت معصومه می شد و برف ، باران ، سرما و گرما مانع از این کار نمی شد.خودش فرمود: « بیست و پنچ بار امتحان یوسفی دادم.»                                                                                                                      

بیماری و مرگ:

 در اواخر عمر به بیماری اوره مبتلا شد حدود یک هفته در بیمارستان آیت الله گلپایگانی بستری شد. سی ساعت قبل از فوت در حالت بیهوشی بود.  هنگام که مولای متقیان به دیدارش آمده بود ، در شب بیستم ماه مبارک رمضان سال 1402 قمری مصادف با 11/ 4 / 1362 شمسی که سنش از  هشتاد سالگی گذشته بود ،   دارفانی را وداع گفت. و در قبرستان بقیع در راه قم به جمکران  به (  قطعه دوم - ردیف 35 - قبر 18 )  خاک سپرده شد.

شرح حال این زاهد عارف بعد از مرگش در قالب کتابی با عنوان « در کوچه عشق » چاپ گردید.

منبع:

حسینی ، سید صادق و نعمتی ، حسین « در کوچه عشق ، شرح حال عارف زاهد شیخ عبدالله پیاده »

نظرات (11)
شنبه 19 فروردین 1396 01:59 ب.ظ
العبد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شیخ عبدالله از عرفای بزرگ بختیاری هستند،حتی ایشون موفق به دیدتر با امام زمان هم شدند و طبق گفته عموزاده ایشون که فامیل ما هستند،حضرت صاحب قرآنی کوچک‌طی این ملاقات به ایشون هدیه دادند.
پاسخ:
سلام
التماس دعا
جمعه 23 مهر 1395 12:01 ب.ظ
حافظ
امتیاز: 2 1
لینک نظر
ایشون هفت لنگ بودن ...
درضمن واقعا مرد شریفی هستن هم خودشون هم خانواده شون ....
چهارشنبه 27 مرداد 1395 04:51 ب.ظ
نسرین
امتیاز: 3 0
لینک نظر
اگه ما هم به فکر خدا بو دیم ..... انقدر گناه نمی کردیم.
عارف حقیقی شیخ عبدالله پیاده است.
.
سه‌شنبه 27 بهمن 1394 04:07 ب.ظ
سمیه نجفی
امتیاز: 4 1
لینک نظر
امسال چنین انسانهایی است که باعث میشود همیشه و همه جا به بختیاری بودن وایرانی بوبودنمافتخار کنم
ای کاش مردم ایران کمی با تاریخچه قوم بختیاری بیشتر اشنا بودن تا همیشه به ان میبالیدند.سمیه هستم از تهران
جمعه 8 اسفند 1393 05:51 ق.ظ
حاج حمید
امتیاز: 5 1
لینک نظر
شیحاج سیف الله ویسی اهل شهرستان لردگان از خوانین روسنای شش بهره بود
سه‌شنبه 20 آبان 1393 12:51 ب.ظ
حمید جاجرود
امتیاز: 4 0
لینک نظر
سلام.لاافل خدارا شکر که زندگی نامه چنین افراد باخدا کبا غیرتی هنوز در دسترس هست تا سر مسق افراد
غافلی چون من باسد خدایس بیامرزد
پاسخ:
سلام
ممنون
سه‌شنبه 15 مهر 1393 09:03 ب.ظ
mohammad
امتیاز: 4 0
لینک نظر
خدایش رحمت کند.
کاش میتوانستم زندگی اینگونه برای خود بسازم.
یا علی مددی...
دوشنبه 23 تیر 1393 04:46 ب.ظ
علی
امتیاز: 1 4
لینک نظر
عجیبه که دیگه امروزه اینجور آدمها نیستند
پنج‌شنبه 15 اسفند 1392 08:48 ب.ظ
عباس
امتیاز: 4 0
لینک نظر
خدا بیامرزدش؛ انسانهایی مانند شیخ عبداله تو این دنیا اندک اند؛
سه‌شنبه 10 دی 1392 10:57 ب.ظ
رهگذر
امتیاز: 1 2
لینک نظر
محل دقیق زادگاه این عارف بزرگوار کجاست؟
پاسخ:
سلام خدمت شما دوست عزیز

http://na-bakhtiari.blogfa.com/

سیف الله خان ویسی معروف به شیخ عبدالله پیاده وشیخ عبدالله نجفی بختیاری درسال1287شمسی در روستای شش بهره ازتوابع شهرستان لردگان چهارمحال وبختیاری به دنیاآمد.پدرش اسدالله خان رییس طایفه شیخ ویسی(جلیل)شاخه چهارلنگ ایل بختیاری بود
پنج‌شنبه 5 دی 1392 12:52 ق.ظ
عسل
امتیاز: 3 0
لینک نظر
سلام

خوشبخت کسی است که شکوه رفتارش
آفریننده ی لبخند زندگی در چهره ی دیگران باشد
[گل]
پاسخ:
سلام
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد