X
تبلیغات
رایتل

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

نگاهى به فضایل حضرت على علیه السلام

نگاهى به فضایل حضرت على علیه السلام



ابن ابى الحدید معتزلى حنفى درباره عبادت على علیه السلام مى نویسد:
در زمینه عبادت باید گفت که على علیه السلام، عابدترین مردم بود و نماز و روزه او از همه مردم بیشتر بود. مردم نماز شب، مواظبت بر اذکار و برپایى نافله را از وى فرا گرفتند.
مواظبت على علیه السلام بر اذکار تا بدان جا بود که در لیلة الهریر جنگ صفّین، زیراندازى چرمین برایش پهن مى کردند و او عبادات خود را بر روى آن زیرانداز به جا مى آورد در حالى که تیرهاى دشمن در مقابل او فرود مى آمد و از کنار گوش راست و چپش عبور مى کرد، اما آن حضرت هراسى به دل راه نمى داد و تا پایان اذکار، از جایش برنمى خاست.
پیشانى حضرت على علیه السلام به خاطر سجده هاى طولانى، هم چون پینه شتران، پینه بسته بود!
با تأمّل در دعاها و مناجات هاى حضرت على علیه السلام که از تعظیم و تقدیس خداوند پر است، خضوع و خشوع در برابر هیبت و عزّت پروردگار و تسلیم در برابر وى، میزان اخلاص على علیه السلام آشکار و روشن مى شود که این سخنان از چه قلبى برخاسته و بر زبان چه کسى رانده شده است.
از على بن حسین علیهما السلام که سرآمد عابدان بود، پرسیدند: عبادت شما در مقایسه با عبادت جدّتان چگونه است؟
عبادتی عند عبادة جدّی کعبادة جدّی عند عبادة رسول الله صلى الله علیه وآله;1
عبادت من در مقایسه با عبادت جدّم، همانند عبادت جدّم در مقایسه با عبادت رسول خدا صلى الله علیه وآله است.
شیخ محمّد بن طلحه شافعى در فصل هفتم کتاب خود با عنوان «عبادت، زهد و پارسایى حضرت على علیه السلام» مى نویسد:
در مورد عبادت آن حضرت باید گفت: حقیقت عبادت، اطاعت است و هر که خدا را اطاعت کند و در انجام واجبات و پرهیز از محرّمات بکوشد، عابد به شمار مى آید. متعلّقات اوامر صادره از خداوند متعال ـ که بر زبان رسول خدا صلى الله علیه وآله جارى مى شد ـ متنوّع است و به همین جهت، عبادت نیز اقسام متنوّع دارد; همانند نماز، صدقه، روزه و... حضرت على علیه السلام در انجام عبادات گوناگون مى کوشید و با شتاب، خود را بدان ها مى آراست تا جایى که براى تلاش فراوان در اطاعت از خدا و رسولش، به مراتبى دست یافت که دیگران از دستیابى بدان باز مانده بودند.
حضرت على علیه السلام نماز و صدقه را هم زمان به جا آورد و در حال رکوع، صدقه داد تا جایى که خداوند، آیه اى را در شأن وى نازل کرد که تا روز قیامت، تلاوت مى شود.
شیخ محمّد بن طلحه به نقل داستان صدقه در حال نماز و آیاتى که درباره آن حضرت نازل شده، مى پردازد، از جمله آیه اى که مى فرماید:
(إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ);2
ولىّ و سرپرست شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند; همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند.
و آیه اى که مى فرماید:
(وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکینًا وَیَتیمًا وَأَسیرًا);3
و به ]پاس[ دوستىِ ]خدا[، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى دادند.
آن گاه مى نویسد:
عبادت، انواع گوناگونى دارد و حضرت على علیه السلام همه عبادات را در خود گرد آورده بود; چرا که وى به حقیقت احوال جهان آخرت و حوادث عظیم آن، یقین داشت و مى دانست که همگان به هنگام مرگ و بازگشت به سوى خدا، باید به پرسش هاى جهان آخرت پاسخ دهند، به خاطر سرسختى خود، در برابر آفریدگار، زانو زنند و سزاى کردار خود را ـ با بهشت یا جهنّم ـ ببینند.
على علیه السلام با چنین یقینى، مى بایست کمر همّت ببندد و وقت خود را صرف فرمانبردارى از پروردگار نماید; چرا که فقط انسان هاى مردّد و بى تقوا، در عبادت کوتاهى مى کنند. حضرت على علیه السلام از یقینى بى منتها برخوردار بود و خود به صراحت و آشکارا در این مورد مى فرمود:
لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً;
اگر پرده ها کنار رود بر یقین من افزوده نخواهد شد.
بنابراین، عبادت وى بر اساس یقینى که داشت، والاترین هدف را نشانه رفته بود و طاعت او به خاطر صلابت باورش، در بلندترین قلّه، جاى گرفته بود.
شیخ محمّد بن طلحه پس از نقل پاره اى روایات مى افزاید:
این وقایع و قضایاى مفصّل ـ که سپیده دم آن، براى على علیه السلام روشن شد، قرص ماهِ آداب و مناسکش در نزد على علیه السلام کامل گشت، سرّ آثارش در على علیه السلام نمایان شد و خبر اسرارش توسط وى در میان مردم گسترش یافت ـ نشان مى دهد که على علیه السلام، شهره عبادت، سرامد عابدان و عامل به همه عبادات بود.
وى عبادات را به کامل ترین وجه، ادا مى کرد و در قول و عمل به آن پایبند بود. على علیه السلام مقامات عابدان را در برگرفت تا آن که به مقام امامت رسید و از ویژگى هاى زاهدان برخوردار شد، وى زمام رهبرى را در دست گرفت و به امانتدارى، عبادت، محبّت، زهد، پرهیزگارى، معرفت، توکل، خوف، امید، صبر، شکر، رضایت و ترس، آراسته شد.
على علیه السلام اهل تواضع، تفکر، عبادت، تدبّر، شب زنده دارى، تذکُّر، آه و ناله، مناجات، اَذکار، اوراد و هدایت مردم بود.
وى رنج انواع عبادت ها و طاعت هایى را بر دوش کشید که قدرتمندان توانایى تحمل آن را ندارند تا جایى که قرآن کریم، لب به ستایش او گشود و با این کار، درستکارى او را بر همگان آشکار ساخت.
واحدى در تفسیر خود حدیث مرفوعى را به سند خود نقل مى کند که ابن عبّاس مى گوید:
على بن ابى طالب علیهما السلام، چهار درهم داشت، اولى را شب هنگام، دومى را روز، سومى را مخفیانه و چهارمى را علنى، صدقه داد، به همین جهت این آیه نازل شد:
(الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ);4
کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى شوند.
با درنگ و تدبّر در الفاظ و معانى داستان ها و وقایع مذکور به روشنى مشخص مى شود که حضرت على علیه السلام از این مقدّمات، برخوردار و همه صفات ممکن را در خود گرد آورده بود، در فضل و شرافتش همین بس که خداوند در آیات و سوره هاى قرآن به ستایش او پرداخته است و فرد فرد امت اسلامى، این آیات و سوره ها را تا روز قیامت در قالب فرایض نماز، تلاوت مى کنند.
آن گاه این اشعار را در حق آن حضرت نقل مى کند:
هذى المزایا بعض ما حلّی بها *** وحُبّی من الخیرات والبرکات
وله وظائف طاعة أورادها *** معمورة الآناء و الأوقات
بعبادة وزهادة وتورّع *** وتخشُّع وتدرّع الإخبات
وتقلّل وتوکّل وتفکّر *** وتدبّر وتذکّر المثلات
وإذا الظّلام سجى یناجى ربَّه *** متضرّعاً بالذکر والدعوات
یعنو له بخضوع قلب خاشع *** وهموع طرف مسبل العبرات
علمٌ علت درجاته وفضائلُ *** شرفت معارجها على الشُرُفات
ومناقبٌ نطقت بها آی الکتاب *** وحسبها أن جاء شاهدها من الآیات;5
این مزایا، بخشى از خیرات و برکاتى است که بدان آراسته و به او عطا شده است.
وى عبادتى داشت که لحظات و اوقات اوراد آن، سرشار از عبادت، زهد، پرهیزگارى، خشوع، فروتنى، قناعت، توکّل، تفکّر، تدبّر و یادآورى الگوها بود.
آن گاه که تاریکى همه جا را فرا مى گرفت با حالت تضرّع، ذکر و دعا، به مناجات با پروردگارش مى پرداخت.
با خشوع قلب و چشم هاى همیشه اشکبار، تسلیم امّر پروردگار مى شد.
علمش بلند مرتبه بود و فضایلى داشت که هیچ کس به پاى آن نمى رسید.
آیات قران از مناقب وى سخن گفته است و همین بس که آیات قرآن، گواه مناقب وى باشد.
شیخ محمّد بن طلحه در بخش دیگرى از سخنانش مى گوید:
نقل شده است که معاویه پس از درگذشت حضرت على علیه السلام به ضرار بن صرد گفت: على را براى من توصیف کن!
ضرار گفت: مرا معاف کن.
معاویه گفت: او را توصیف کن.
ضرار گفت: معافم کن.
معاویه گفت: معافت نمى کنم.
ضرار گفت: حال که چاره اى نیست، آن چه را که از على علیه السلام مى دانم نقل مى کنم:
به خدا سوگند، بلندنظر و توانمند بود، سخنش جدا کننده حق و باطل بود و به عدالت حکم مى نمود. علم و حکمت از سر و رویش مى بارید. از دنیا و زرق و برقش مى گریخت و با شب و تاریکى آن انس مى گرفت.
به خدا سوگند، بسیار اشک مى ریخت و فراوان تفکّر مى کرد. دستانش را پشت و رو مى کرد و نفس خود را مخاطب مى ساخت. از لباس هاى زبر و غذاهاى ساده استقبال مى کرد.
به خدا سوگند، چون یکى از ما بود. هر گاه از او مى پرسیدیم، پاسخ مى گفت، هر گاه به نزدش مى رفتیم، سر سخن را باز مى کرد و هر گاه دعوتش مى کردیم اجابت مى نمود.
به خدا سوگند ـ با آن که به او نزدیک بودیم و ما را به خود نزدیک مى کرد ـ از شدّت هیبیت و عظمتش با او سخن نمى گفتیم و سر صحبت را با او باز نمى کردیم. هر گاه لبخند مى زد دندان هاى درخشان و موزونش نمایان مى شد. اهل دین را بزرگ مى شمرد، بیچارگان را دوست مى داشت. توانمندان در باطلشان به او طمع نمىورزیدند و ناتوانان از عدلش نومید نمى شدند.
خدا را گواه مى گیرم که یک بار در شبى تاریک و پرستاره، او را دیدم که در محرابش نشسته و محاسنش را در میان دستانش گرفته بود; چون مارگزیدگان به خود مى پیچید و همانند سوگواران گریه مى کرد; در این هنگام شنیدم که مى گفت:
یا دنیا! یا دنیا! أبی تعرّضّت أم إلیّ تشوّقت؟
هیهات! هیهات! غرّی غیری، قد بتتک ثلاثاً لا رجعة لی فیک. فعمرک قصیر وعیشک حقیر وخطرک کثیر.
آه! من قلّة الزاد وبعد السفر ووحشة الطریق;
اى دنیا! اى دنیا! آیا به سراغ من آمده اى یا شوق مرا در سر دارى؟ هیهات! هیهات! دیگرى را فریب ده; چرا که تو را سه طلاقه کرده ام و دیگر رجوعى در کار نیست.
پس عمر تو کوتاه، زندگى ات حقیر و خطرت بسیار است.
آه از توشه کم، سفر طولانى و راه پر از بیم و هراس.
در این هنگام، اشک هاى معاویه بر محاسنش جارى شد و نتوانست مانع آن گردد. معاویه با آستینش، اشک هایش را پاک مى کرد و حاضران نیز از شدّت گریه به خود مى لرزیدند.
معاویه گفت: خداوند اباالحسن را رحمت کند، به خدا سوگند همین گونه بود که گفتى. اى ضرار اندوه تو بر او چگونه است؟
ضرار پاسخ داد: همانند مادرى که فرزندش را روى سینه اش ذبح کنند، چنین کسى هرگز اشکش خشک نمى شود و داغش آرام نمى گیرد.6
کوتاه سخن این که توصیف زهد و عبادتِ امام على علیه السلام براى خداوند، امکان پذیر نیست و هیچ کس نمى تواند این موضوع را انکار کند تا جایى که دشمنانش نیز به این امر اذعان مى کنند.
اى کاش! پیروان معاویه نیز همانند وى، اعتراف مى کردند و این حدیث ساختگى و جعلى را نمى پذیرفتند.


1 . شرح نهج البلاغة : 1 / 27.
2 . سوره احزاب: آیه 55.
3 . سوره انسان: آیه 8 .
4 . سوره بقره: آیه 274.
5 . مطالب السئول: 137
6 . مطالب السئول: 131 و 132.



ابن ابى الحدید معتزلى حنفى درباره عبادت على علیه السلام مى نویسد:
در زمینه عبادت باید گفت که على علیه السلام، عابدترین مردم بود و نماز و روزه او از همه مردم بیشتر بود. مردم نماز شب، مواظبت بر اذکار و برپایى نافله را از وى فرا گرفتند.
مواظبت على علیه السلام بر اذکار تا بدان جا بود که در لیلة الهریر جنگ صفّین، زیراندازى چرمین برایش پهن مى کردند و او عبادات خود را بر روى آن زیرانداز به جا مى آورد در حالى که تیرهاى دشمن در مقابل او فرود مى آمد و از کنار گوش راست و چپش عبور مى کرد، اما آن حضرت هراسى به دل راه نمى داد و تا پایان اذکار، از جایش برنمى خاست.
پیشانى حضرت على علیه السلام به خاطر سجده هاى طولانى، هم چون پینه شتران، پینه بسته بود!
با تأمّل در دعاها و مناجات هاى حضرت على علیه السلام که از تعظیم و تقدیس خداوند پر است، خضوع و خشوع در برابر هیبت و عزّت پروردگار و تسلیم در برابر وى، میزان اخلاص على علیه السلام آشکار و روشن مى شود که این سخنان از چه قلبى برخاسته و بر زبان چه کسى رانده شده است.
از على بن حسین علیهما السلام که سرآمد عابدان بود، پرسیدند: عبادت شما در مقایسه با عبادت جدّتان چگونه است؟
عبادتی عند عبادة جدّی کعبادة جدّی عند عبادة رسول الله صلى الله علیه وآله;1
عبادت من در مقایسه با عبادت جدّم، همانند عبادت جدّم در مقایسه با عبادت رسول خدا صلى الله علیه وآله است.
شیخ محمّد بن طلحه شافعى در فصل هفتم کتاب خود با عنوان «عبادت، زهد و پارسایى حضرت على علیه السلام» مى نویسد:
در مورد عبادت آن حضرت باید گفت: حقیقت عبادت، اطاعت است و هر که خدا را اطاعت کند و در انجام واجبات و پرهیز از محرّمات بکوشد، عابد به شمار مى آید. متعلّقات اوامر صادره از خداوند متعال ـ که بر زبان رسول خدا صلى الله علیه وآله جارى مى شد ـ متنوّع است و به همین جهت، عبادت نیز اقسام متنوّع دارد; همانند نماز، صدقه، روزه و... حضرت على علیه السلام در انجام عبادات گوناگون مى کوشید و با شتاب، خود را بدان ها مى آراست تا جایى که براى تلاش فراوان در اطاعت از خدا و رسولش، به مراتبى دست یافت که دیگران از دستیابى بدان باز مانده بودند.
حضرت على علیه السلام نماز و صدقه را هم زمان به جا آورد و در حال رکوع، صدقه داد تا جایى که خداوند، آیه اى را در شأن وى نازل کرد که تا روز قیامت، تلاوت مى شود.
شیخ محمّد بن طلحه به نقل داستان صدقه در حال نماز و آیاتى که درباره آن حضرت نازل شده، مى پردازد، از جمله آیه اى که مى فرماید:
(إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ);2
ولىّ و سرپرست شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند; همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند.
و آیه اى که مى فرماید:
(وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکینًا وَیَتیمًا وَأَسیرًا);3
و به ]پاس[ دوستىِ ]خدا[، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى دادند.
آن گاه مى نویسد:
عبادت، انواع گوناگونى دارد و حضرت على علیه السلام همه عبادات را در خود گرد آورده بود; چرا که وى به حقیقت احوال جهان آخرت و حوادث عظیم آن، یقین داشت و مى دانست که همگان به هنگام مرگ و بازگشت به سوى خدا، باید به پرسش هاى جهان آخرت پاسخ دهند، به خاطر سرسختى خود، در برابر آفریدگار، زانو زنند و سزاى کردار خود را ـ با بهشت یا جهنّم ـ ببینند.
على علیه السلام با چنین یقینى، مى بایست کمر همّت ببندد و وقت خود را صرف فرمانبردارى از پروردگار نماید; چرا که فقط انسان هاى مردّد و بى تقوا، در عبادت کوتاهى مى کنند. حضرت على علیه السلام از یقینى بى منتها برخوردار بود و خود به صراحت و آشکارا در این مورد مى فرمود:
لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً;
اگر پرده ها کنار رود بر یقین من افزوده نخواهد شد.
بنابراین، عبادت وى بر اساس یقینى که داشت، والاترین هدف را نشانه رفته بود و طاعت او به خاطر صلابت باورش، در بلندترین قلّه، جاى گرفته بود.
شیخ محمّد بن طلحه پس از نقل پاره اى روایات مى افزاید:
این وقایع و قضایاى مفصّل ـ که سپیده دم آن، براى على علیه السلام روشن شد، قرص ماهِ آداب و مناسکش در نزد على علیه السلام کامل گشت، سرّ آثارش در على علیه السلام نمایان شد و خبر اسرارش توسط وى در میان مردم گسترش یافت ـ نشان مى دهد که على علیه السلام، شهره عبادت، سرامد عابدان و عامل به همه عبادات بود.
وى عبادات را به کامل ترین وجه، ادا مى کرد و در قول و عمل به آن پایبند بود. على علیه السلام مقامات عابدان را در برگرفت تا آن که به مقام امامت رسید و از ویژگى هاى زاهدان برخوردار شد، وى زمام رهبرى را در دست گرفت و به امانتدارى، عبادت، محبّت، زهد، پرهیزگارى، معرفت، توکل، خوف، امید، صبر، شکر، رضایت و ترس، آراسته شد.
على علیه السلام اهل تواضع، تفکر، عبادت، تدبّر، شب زنده دارى، تذکُّر، آه و ناله، مناجات، اَذکار، اوراد و هدایت مردم بود.
وى رنج انواع عبادت ها و طاعت هایى را بر دوش کشید که قدرتمندان توانایى تحمل آن را ندارند تا جایى که قرآن کریم، لب به ستایش او گشود و با این کار، درستکارى او را بر همگان آشکار ساخت.
واحدى در تفسیر خود حدیث مرفوعى را به سند خود نقل مى کند که ابن عبّاس مى گوید:
على بن ابى طالب علیهما السلام، چهار درهم داشت، اولى را شب هنگام، دومى را روز، سومى را مخفیانه و چهارمى را علنى، صدقه داد، به همین جهت این آیه نازل شد:
(الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ);4
کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى شوند.
با درنگ و تدبّر در الفاظ و معانى داستان ها و وقایع مذکور به روشنى مشخص مى شود که حضرت على علیه السلام از این مقدّمات، برخوردار و همه صفات ممکن را در خود گرد آورده بود، در فضل و شرافتش همین بس که خداوند در آیات و سوره هاى قرآن به ستایش او پرداخته است و فرد فرد امت اسلامى، این آیات و سوره ها را تا روز قیامت در قالب فرایض نماز، تلاوت مى کنند.
آن گاه این اشعار را در حق آن حضرت نقل مى کند:
هذى المزایا بعض ما حلّی بها *** وحُبّی من الخیرات والبرکات
وله وظائف طاعة أورادها *** معمورة الآناء و الأوقات
بعبادة وزهادة وتورّع *** وتخشُّع وتدرّع الإخبات
وتقلّل وتوکّل وتفکّر *** وتدبّر وتذکّر المثلات
وإذا الظّلام سجى یناجى ربَّه *** متضرّعاً بالذکر والدعوات
یعنو له بخضوع قلب خاشع *** وهموع طرف مسبل العبرات
علمٌ علت درجاته وفضائلُ *** شرفت معارجها على الشُرُفات
ومناقبٌ نطقت بها آی الکتاب *** وحسبها أن جاء شاهدها من الآیات;5
این مزایا، بخشى از خیرات و برکاتى است که بدان آراسته و به او عطا شده است.
وى عبادتى داشت که لحظات و اوقات اوراد آن، سرشار از عبادت، زهد، پرهیزگارى، خشوع، فروتنى، قناعت، توکّل، تفکّر، تدبّر و یادآورى الگوها بود.
آن گاه که تاریکى همه جا را فرا مى گرفت با حالت تضرّع، ذکر و دعا، به مناجات با پروردگارش مى پرداخت.
با خشوع قلب و چشم هاى همیشه اشکبار، تسلیم امّر پروردگار مى شد.
علمش بلند مرتبه بود و فضایلى داشت که هیچ کس به پاى آن نمى رسید.
آیات قران از مناقب وى سخن گفته است و همین بس که آیات قرآن، گواه مناقب وى باشد.
شیخ محمّد بن طلحه در بخش دیگرى از سخنانش مى گوید:
نقل شده است که معاویه پس از درگذشت حضرت على علیه السلام به ضرار بن صرد گفت: على را براى من توصیف کن!
ضرار گفت: مرا معاف کن.
معاویه گفت: او را توصیف کن.
ضرار گفت: معافم کن.
معاویه گفت: معافت نمى کنم.
ضرار گفت: حال که چاره اى نیست، آن چه را که از على علیه السلام مى دانم نقل مى کنم:
به خدا سوگند، بلندنظر و توانمند بود، سخنش جدا کننده حق و باطل بود و به عدالت حکم مى نمود. علم و حکمت از سر و رویش مى بارید. از دنیا و زرق و برقش مى گریخت و با شب و تاریکى آن انس مى گرفت.
به خدا سوگند، بسیار اشک مى ریخت و فراوان تفکّر مى کرد. دستانش را پشت و رو مى کرد و نفس خود را مخاطب مى ساخت. از لباس هاى زبر و غذاهاى ساده استقبال مى کرد.
به خدا سوگند، چون یکى از ما بود. هر گاه از او مى پرسیدیم، پاسخ مى گفت، هر گاه به نزدش مى رفتیم، سر سخن را باز مى کرد و هر گاه دعوتش مى کردیم اجابت مى نمود.
به خدا سوگند ـ با آن که به او نزدیک بودیم و ما را به خود نزدیک مى کرد ـ از شدّت هیبیت و عظمتش با او سخن نمى گفتیم و سر صحبت را با او باز نمى کردیم. هر گاه لبخند مى زد دندان هاى درخشان و موزونش نمایان مى شد. اهل دین را بزرگ مى شمرد، بیچارگان را دوست مى داشت. توانمندان در باطلشان به او طمع نمىورزیدند و ناتوانان از عدلش نومید نمى شدند.
خدا را گواه مى گیرم که یک بار در شبى تاریک و پرستاره، او را دیدم که در محرابش نشسته و محاسنش را در میان دستانش گرفته بود; چون مارگزیدگان به خود مى پیچید و همانند سوگواران گریه مى کرد; در این هنگام شنیدم که مى گفت:
یا دنیا! یا دنیا! أبی تعرّضّت أم إلیّ تشوّقت؟
هیهات! هیهات! غرّی غیری، قد بتتک ثلاثاً لا رجعة لی فیک. فعمرک قصیر وعیشک حقیر وخطرک کثیر.
آه! من قلّة الزاد وبعد السفر ووحشة الطریق;
اى دنیا! اى دنیا! آیا به سراغ من آمده اى یا شوق مرا در سر دارى؟ هیهات! هیهات! دیگرى را فریب ده; چرا که تو را سه طلاقه کرده ام و دیگر رجوعى در کار نیست.
پس عمر تو کوتاه، زندگى ات حقیر و خطرت بسیار است.
آه از توشه کم، سفر طولانى و راه پر از بیم و هراس.
در این هنگام، اشک هاى معاویه بر محاسنش جارى شد و نتوانست مانع آن گردد. معاویه با آستینش، اشک هایش را پاک مى کرد و حاضران نیز از شدّت گریه به خود مى لرزیدند.
معاویه گفت: خداوند اباالحسن را رحمت کند، به خدا سوگند همین گونه بود که گفتى. اى ضرار اندوه تو بر او چگونه است؟
ضرار پاسخ داد: همانند مادرى که فرزندش را روى سینه اش ذبح کنند، چنین کسى هرگز اشکش خشک نمى شود و داغش آرام نمى گیرد.6
کوتاه سخن این که توصیف زهد و عبادتِ امام على علیه السلام براى خداوند، امکان پذیر نیست و هیچ کس نمى تواند این موضوع را انکار کند تا جایى که دشمنانش نیز به این امر اذعان مى کنند.
اى کاش! پیروان معاویه نیز همانند وى، اعتراف مى کردند و این حدیث ساختگى و جعلى را نمى پذیرفتند.


1 . شرح نهج البلاغة : 1 / 27.
2 . سوره احزاب: آیه 55.
3 . سوره انسان: آیه 8 .
4 . سوره بقره: آیه 274.
5 . مطالب السئول: 137
6 . مطالب السئول: 131 و 132.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد