X
تبلیغات
رایتل

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

بوسیدن ضریح

:: بوسیدن ضریح

مالک: صادق، چه اصرارى بر بوسیدن ضریح پیامبر و امامان دارید؟
صادق: در این کار اشکالى مى بینى؟
مالک: مى گویند، این کار در شمار اعمال شِرک آمیز قرار دارد.
صادق: چه کسانى این مطلب را مى گویند؟
مالک: این گفته مسلمانان است.
صادق: عجبا! ببینم، چه کسانى ضریح را مى بوسند؟
مالک: مى گویند شیعیان این کار را مى کنند؟
صادق: آیا براى انجام مراسم حج به مکه رفته اى؟
مالک: آرى، بحمداللّه .
صادق: آیا قبر رسول خدا را در مدینه زیارت کرده اى؟
مالک: آرى و بر این توفیق، خدا را شاکرم.
صادق: حتما دیده اى که هزاران مسلمان اهل سنت، در تکاپو هستند تا ضریح رسول خدا را ببوسند، اما افرادى در هیئت «امر به معروف» آنان را مى زنند و از این کار باز مى دارند؟
مالک: همین طور است.
صادق: بنابر این، ما شیعیان تنها کسانى نیستیم که ضریح پیامبران خدا را مى بوسیم بلکه تمام مسلمانان این کار را مى کنند.
مالک: در این صورت چرا برخى بوسیدن ضریح را حرام دانسته، آن را شرک به خدا مى دانند؟
صادق: کسانى که بوسیدن ضریح را حرام و شرک به خدا مى دانند، جمعیت بسیار کوچکى از مسلمانان هستند که تنها خود را مسلمان واقعى و افکار خود را بر حق دانسته، دیگر مسلمانان را کافر، مشرک و پرستنده غیر خدا مى دانند و از همین روست که تمام طوایف اسلامى را کافر مى خوانند. حتما دیده اى که افراد «هیئت امر به معروف» در حجاز، مسلمانانى را که در صدد بوسیدن ضریح پیامبر صلى الله علیه و آله هستند را زده، آنان را با واژه هایى توهین آمیز، چون اى کافر! اى مشرک! اى زندیق! اى خوک! اى سگ و دیگر دشنام ها و نسبت هاى ناروا[که حد شرعى بر آنان واجب مى کند] مورد خطاب قرار مى دهند. از نظر آنان فرق نمى کند که مخاطب شیعه باشد یا سنىِ حنفى، مالکى، شافعى، حنبلى، شیعه زیدى و یا دیگر طوایف اسلامى[18].
مالک: آرى. تمام آنچه را که مى گویى خود دیده ام. بدتر از آن، خود شاهد بودم که اگر کسى براى بوسیدن ضریح پیامبر پافشارى مى کرد، مأموران (امر به معروف) با عصایى که در دست داشتند چنان بر سر او ضربه مى زدند که گاهى به شکستگى سر و خون ریزى آن مى انجامید و گاهى نیز چنان با مُشت به سینه زایران ضربه مى زدند که موجب ناراحتى و درد شدید براى آنان مى شد. من از دیدن این صحنه ها بسیار آزرده شده ام.
شگفتا! خداى متعال این تجمع را براى تمام مسلمانان مقرر فرموده است تا مسائل گوناگون زندگى مادى و معنوى خود را در آن به مناقشه بگذارند، اما امروزه به دلیل عملکرد عده اى که خود را «هیئت آمران به معروف و نهى کنندگان از منکر» نامیده اند، به وسیله اى براى پراکندگى جمع مسلمانان مبدل شده است.
صادق: به گفت و گوى خویش باز گردیم. آیا فرزندت را مى بوسى.
مالک: آرى.
صادق: با این کار خود، به خدا شرک مى ورزى؟
مالک: نه، نه، هرگز چنین نیست.
صادق: چگونه است که با این کار مشرک نمى شوى؟
مالک: از سر دوستى و محبت، فرزندم را مى بوسم و این کار شرک نیست.
صادق: قرآن را نیز مى بوسى ؟
مالک: آرى.
صادق: و با این کار مشرک نمى شوى؟
مالک: نه.
صادق: آیا جلد قرآن را که مى بوسى، چیزى جز چرم [یا مقوا] است؟
مالک: خیر، همین طور است.
صادق: بنابراین، تو براى خدا شریک قائل شدى و این شریک چرمى است که از پوست حیوانى فراهم آمده، و خدا از چنین کارى برتر است.
مالک: نه چنین نیست. از آن رو جلد قرآن را مى بوسم که در بردارنده کلام خداست و این کار از سر عشق و اشتیاق به قرآن است. حال بگو کجاى این کار شرک است؟ وانگهى با بوسیدن قرآن از ثواب الهى بهره مند مى شوم؛ چه این بوسیدن قرآن ارج نهادن به آن است که پاداش الهى را به همراه دارد. پس این کار با شرک هیچ ارتباطى ندارد و از آن دور است.
صادق: حال که چنین است، چرا همین مطلب را در مورد بوسیدن ضریح پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام[19] نمى پذیرى؟
شاید بگویى، آنان که ضریح را مى بوسند، آهن را با خداوند شریک مى گردانند! اگر چنین ادعایى درست باشد، چرا آهن هایى را که همه جا به چشم مى خورد نمى بوسند؟ هرگز این گونه نیست؛ آنان ضریح را از آن رو مى بوسند که تربت پاک پیامبر صلى الله علیه و آله یا یکى از امامان علیهم السلام را در میان دارد و چون به این بزرگان دسترسى ندارند، اشتیاق و علاقه خود را با بوسیدن ضریح آن پاکان، نثارشان مى کنند. بنابر این نزد خداى متعال پاداش دارند. زیرا بوسیدن ضریح بزرگ شمردن آن بزرگان است که در حقیقت ارج نهادن به پیامبر صلى الله علیه و آله یا امام علیه السلامارج نهادن به اسلام است؛ همان آیینى که این بزرگان دعوت کنندگان به آن بوده اند. لذا هر چه سبب بزرگداشت و ارجمندى اسلام باشد، از شعایر الهى است و خداوند در این باره فرموده است: «و هر کس شعایر خدا را بزرگ دارد، در حقیقت، آن [حاکى] از پاکى دل هاست».
مالک: در این صورت، چرا برخى، شما را مشرک مى خوانند؟
صادق: در حدیث آمده است:
«انّما الاعمال بالنّیات؛ عمل ها بر اساس نیت است [و بر همین مبنا کیفر یا پاداش داده مى شود]».[20]
از این رو اگر کسى ضریح را به انگیزه شرک ورزیدن ببوسد، مشرک است، اما اگر بوسیدن ضریح از سر شوق و محبت و به انگیزه بر پاداشتن شعایر الهى و نیل به ثواب باشد، مستحق ثواب و پاداش الهى است. تو مى توانى از شیعه و سنى درباره بوسیدن ضریح و انگیزه آنان از این کار بپرسى و بى تردید خواهى شنید که از فرط اشتیاق و دوست داشتن و رسیدن به ثواب الهى ضریح را مى بوسند و حتى یک پاسخ مغایر آنچه گفته شد نخواهى شنید.
مالک: درست است.
صادق: وانگهى اگر صِرف بوسیدن بدون انگیزه شِرک ورزیدن، انسان را مشرک مى کند بى تردید حتى یک نفر که مشرک نباشد نیز نخواهى یافت، زیرا مسلمانان، ضریح یا قرآن را مى بوسند که در هر دو حالت تمام مسلمانان مشرک هستند. از تو مى پرسم در این صورت کسى مسلمان خواهد بود؟
مالک: بسیار بسیار متشکرم. این مسأله را با پدرم به مناقشه خواهم گذارد؛ همو که این تعصبات پوچ را به خورد من مى داد. اینک دریافتم که حق با شما شیعیان است و به جهت همین روشنگرى و این که مرا با حقایق آشنا کردى منّتى همیشگى بر من خواهى داشت. من نیز از این پس بدون تحقیق درباره صحت و سقم مطلبى، تن به هیچ گفته اى نخواهم داد.
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد