هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

بیانات حضرت آیت الله علوی بروجردی مد ظله العالی در جمع اساتید دانشگاه ادیان و مذاهب




بیانات حضرت آیت الله علوی بروجردی مد ظله العالی در جمع اساتید دانشگاه ادیان و مذاهب

 بسم الله الرحمن الرحیم

«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ. ».[1]

   حضرت آیت الله علوی بروجردی سلمه الله در این دیدار، ضمن تبریک به اساتید محترم دانشگاه به مناسبت روز معلم و با تجلیل از مقام والای مرحوم شهید مطهری فرمودند: 

اهمیت جایگاه تعلیم در آموزه‌های اسلام

    جایگاه و ارزش مقام تعلیم، امری واضحی است، و اهمیت آن در اسلام نیز تقریبا امر روشنی است؛ به طوری که امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه، تعلیم و تعلم را در حقیقت، معادل همه چیز می‌بینند و اساس حرکت در جامعه را بر آن استوار می‌دانند؛ تا آنجا که غیر از این کار قابل ارزش‌گذاری نیست. امام علیه السلام در خطابشان به کمیل بن زیاد نخعی فرمودند:

النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ النَّجَاةِ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَأوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ .[2]

   بنابراین، عالم آموزگار در فرهنگ اسلامی برای یک جامعه، بسیار حائز اهمیت است؛ در حالی که عالمی که ناطق و معلم نباشد و اثر وجودی از خودش نداشته باشد، خیلی ارزش گذاری نشده است؛ همچنین، کسی که نمی‌داند و می‌آموزد، قابل ارزش‌گذاری نیست؛ زیرا در آنجا اساسا، فکری وجود ندارد و منشأی برای حرکت و تحول نیست، و اگر حرکتی نیز ایجاد شود، حرکتی کور و غیر اساسی است.

علم، منشأ تحول و احیای فرهنگی است

  از این رو، بیان امیرالمومنین علیه السلام به خوبی نشان می‌دهد که اگر جامعه می‌خواهد حرکت داشته باشد، باید بر اساس علم، تعلیم و تعلم باشد و لذا، اهمیتی که به مقام معلم داده شده و مسئولیتی که به یک آموزگار داده شده، به متعلم داده نشده است.

   ایشان در کلامی دیگر از نهج البلاغه می‌فرمایند:   «ما أخَذَ اللهُ عَلى أهلِ الجَهلِ  أن یَتَعَلَّموا  حَتّى أخَذَ عَلى أهلِ  العِلمِ أن یعلموا».[3] یعنی آن پیمانی که خداوند از اهل علم برای یاد دادن گرفته است، از اهل جهل نگرفته است.

   همچنین، امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «ما أخَذَ اللهُ میثاقًا مِن أهلِ الجَهلِ بِطَلَبِ تِبیانِ العِلمِ حَتّى أخَذَ میثاقا مِن أهلِ العِلمِ بِبَیانِ العِلمِ لِلجُهّالِ؛ لِأَنَّ العِلمَ کانَ قَبلَ الجَهلِ»؛[4] یعنی در اینجا وظیفه اصلی برای یادگرفتن بر عهده دانشجو نیست؛ بلکه وظیفه اصلی برای تعلیم بر عهده استاد است و اساس حرکت در همین جهت است. این شعر معروف مرحوم ادیب نیشابوری است که گفت:

آموزگارت مسیحای توست               دم گرم او رمز احیای توست

   بنابراین، احیا در جامعه به وسیله معلم صورت می‌گیرد و امیرالمومنین علیه السلام تصریح می‌فرمایند: جامعه‌ای که منشا اثر و حرکت است، جامعه‌ای زنده است که در آن علم و آموختن ارزش داشته باشد؛ چرا که حرکت از علم نشات می‌گیرد. از این رو، آگاهی در جامعه و بصیرت با چشم بسته و با تهییج احساسات میسر نمی‌شود و به نتیجه نمی‌رسد؛ بلکه باید علم، نقطه آغازین آن حرکت باشد تا به پایان برسد.

بیداری اسلامی با فهم عمیق تحقق می‌یابد

   بیداری اسلامی که اخیرا اتفاق افتاده، حق مردم مسلمان است؛ ولی این بیداری بر اساس اصول صحیح در همه جا صورت نمی‌گیرد؛ یعنی صرفا با تحریک احساسات است و بدون عمق و ریشه، جمعی را پدید می‌آورد، اما نهایت آن، همان نتیجه‌ای است که ما در مصر مشاهده می‌کنیم. متاسفانه، گروه‌هایی که مدعی حرکت هستند، مثل اخوان المسلمین با سابقه صد ساله و بنیان‌گذاری مثل شیخ حسن البنا که اتفاقا عضو مجلس تقریب آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله بودند، ولی چون حرکت، عمیق و ریشه دار عرضه ‌نشد، و با دقت دنبال نشد، برای ارتباط با جامعه با شکست مواجه گردید و جای خود را به حرکت نظامی و حکومت نظامی داد؛ افرادی که با پیوند عربستان کارها را انجام می‌دهند و با جنبش وهابی و حرکت سلفی هم پیمان هستند.

  بیداری اسلامی، آن بیداری است که واقعا جوان مسلمان بداند و بفهمد که دنبال چیست؟ اگر این نباشد، بیداری‌ها نمی‌تواند اثر بخش باشد و این مسئله یکی از مشکلات ما است.    

آیت الله العظمی بروجردی، آموزگار نمونه در حوزه

   مرحوم شیخ محمود شلتوت 50 سال پیش فتوا داد که شیعه مذهب پنجم است، و مثل حنبلی و شافعی می‌باشد که ازدواج با اینها مشکلی ندارد و انتقال مذهبی به مذهبی دیگر هم مشکلی ندارد و خیلی با شجاعت و شهامت این حرف را زد؛ ولی در واقع این کار، مرهون آموزگاری در این حوزه و معلمی با سلیقه لازم و با ابتکار عمل مانند آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله  است که مبانی و اساسی را مطرح کرد که شیخ محمود شلتوت چنین فتوایی را صادر کند.

مبانی فکری آیت الله العظمی بروجردی در تقریب

    شیخ محمود فتوا می‌دهد که پیروی از مذهب شیعه جعفری اثنی عشری در اصول و فروع مجزی است و این موفقیت، به دنبال مذاکرات، پیغام‌ها و حرکاتی است که مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله  بر اساس یک مبنای نظری، نه تاکتیکی ارائه کردند.

   مبانی فکری مانند اینکه اولا، ما در دنیای اسلام در کنار مذاهب دیگر هستیم و نسبت به آنها نیز در اقلیت هستیم. ما می‌خواهیم در دنیای اسلام زندگی کنیم و علی رغم حقانیت مذهبی، نمی‌خواهیم مانند اسماعیلیه هند، در انزوا زندگی کنیم و کاری به دیگران نداشته باشیم؛ بلکه به اعتقاد مرحوم آیت الله بروجردی بروجردی، انزوا طلبی خلاف رویه ائمه است.

در زمانی که به امیرالمؤمنین علیه السلام فشار سیاسی بود، خیلی راحت می‌توانستند به مراکزی مانند یمن بروند و اصحاب خود را در آنجا جمع کنند و زندگی کنند. چرا ایشان به آنجا نرفت و در مدینه ماند و در مسجد النبی حضور داشت؟

  یا وقتی به امام صادق علیه السلام فشار ‌آورند، می‌توانست به شهرهایی که به ایشان ارادت داشتند برود و آنجا با اصحابشان بماند.‌ چه اصراری بود که در مدینه بمانند؟

حضور ائمه در مرکز دنیای اسلام

    مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله این عقیده را داشتند که ائمه اطهار علیهم السلام در زندگیشان اصرار بر ماندن در مدینه داشتند، چرا که مدینه، مرکز نشر اسلام و از شهرهای اصلی در دنیای اسلام بود و لذا مبنای فکرشان این بود که ما باید در مرکزیت اسلام حضور داشته باشیم؛ چرا که ما حرف برای گفتن داریم و مدعای ما بر اساس منطق است، و اصالت دارد.

    بنابراین ما باید در میان دیگران زندگی کنیم و در مرکز اصلی دنیای اسلام حضور داشته باشیم و لذا ایشان در ازهر مرجعیت فتوایی اهل تسنن را دیدند، که دنیای تسنن توجهشان از نظر فتوایی به دانشگاه ازهر بود و فرمودند که ما باید در آنجا حضور داشته باشیم و لذا مجلس تقریب درآنجا تشکیل شد که از اساتید و بزرگان شیعه و سنی در آن بودند. اگر بخواهید بدانید که چه شخصیتهایی در آنجا بودند، و تفکرشان چه بود، به  رسالة الاسلام که چاپ شده مراجعه فرمایید.

لزوم حضور شیعه در مراکز مهم دنیا  

   در  مجلس تقریب از همه مذاهب اسلامی بودند، و مرکزش در قاهره بود و تمام مسائل دنیای اسلام را بررسی می‌کردند.

    همچنین، آیت الله بروجردی رحمه الله در هامبورگ مرکز اسلامی داشتند و استدلال می‌کردند که اولین بار شیعه می‌خواهد در اروپا مرکزی داشته باشد و خودش را عرضه کند، پس باید در جای مناسب و درخوری باشد، که من خدمت بعضی بزرگان عرض کردم آیت الله بروجردی 60 سال پیش مسجدی در هامبورگ ساختند که در کل اروپا، مسجدی از دنیای اسلام نبود، ولی امروزه، در خود شهر برلین چهارده یا پانزده مسجد شیعه وجود دارد که هر یک از گروههای مختلف اسلامی آنها را بنا کردند؛ حتی علوی‌های آذربایجان در برلین مسجد ساختند؛ اما هنوز بزرگترین مسجد شیعه در اروپا، مسجد آیت الله بروجردی در هامبورگ است. حتی ایشان افراد دیگری را به آمریکا، انگلیس و آفریقا فرستادند چرا که ما از ائمه یاد گرفتیم که شیعه باید در مراکز عمده حضور داشته باشد و این حضور به صورت‌های مختلف است.

 در سطح دنیای اسلام نیز ما در کنار سنی‌ها زندگی می‌کنیم، پس باید در میان آنها حضور داشته باشیم و باید روابطمان را با دیگران تعریف کنیم و به تایید این رابطه نیاز داریم.

   آیت الله بروجردی رحمه الله در تعریف این رابطه مبنایی داشتند که ما شیعه هستیم و از نظر کلامی هم مباحث امامت و ولایت را در دستور کار خودمان در حوزه داریم و همانند بزرگان، از شیخ مفید تا شیخ طوسی، باید در آن بحث و تحقیق کنیم؛ اما اگر در دنیای اسلام کسی عقیده ما را نداشت نمی‌توانیم وی را حذف کنیم؛ چرا که اینها وجود دارند و ما نیز می‌خواهیم در کنار اینها زندگی کنیم.

اهل بیت رمز تقریب شیعه و سنی است

   بنابراین، باید روی حدیث ثقلین تاکید کرد که حدیثی اتفاقی بین فریقین است و آقایان هم قبول دارند. لذا قول ائمه در کنار کتاب، معتبر و حجیت است که این بحثی اصولی است و کلامی نیست.

    پس، اگر روایتی ثابت شد که از عترت است به مقتضای اساس و اصولی که اهل تسنن دارند باید ملتزم به آن باشند، حتی در زمان شیخ محمود شلتوت، آقای شیخ قوام وشنوه‌ای، یک جزوه درباره طُرُق حدیث ثقلین نوشتند که در ازهر به دستور شیخ محمود شلتوت چاپ کردند و ابایی هم از این کار نداشتند.

    ایشان این مبانی را در نظر گرفتند و این فتوا صادر شد. مرحوم آیت الله بروجردی می‌فرمودند: هر کسی به هر دلیلی حدیث ثقلین را نپذیرد، لااقل،‌ ائمه طاهرین، راوی ثقه از آبائشان از سنت نبوی هستند؛ یعنی هیچ رجالی اهل تسنن، ائمه ما را تضعیف نکرده، بلکه همه در اوصافشان حرف زده‌اند و آقایان نیز ملتزم به سنت نبوی هستند.

   این اصولی بود که ایشان مطرح کردند و لذا، رمز وحدت بین جامعه اسلامی را کلمه اهلبیت دانستند. پس ما روی کلمه اهل بیت می‌توانیم برای ارتباط و تعریف روابط تکیه کنیم. مرحوم شیخ محمود شلتوت هم بر این اساس فتوایی دادند که ائمه شیعه، روایات را از رسول خدا نقل می‌کنند و اگر این ثابت باشد پس حجت است، و اگر کسی در اصول و فروع به مقتضای کلام رسول خدا صل الله علیه و آله عمل کرد، کافی و مجزی است.

لزوم ابتکار و سلیقه در تعلیم

   بنابراین، ارزش معلمی آن است که با ابتکار و سلیقه مطالب را عرضه کند و البته، مطالبی باشد که در خور شنیدن باشد. آیت الله بروجردی رحمه الله معلمی بود که از همین حوزه، این درس را عرضه کرد و مخاطب خود را پیدا کرد و آنها هم این مطلب را گرفتند و استقبال کردند.

   در آن زمان، آیت الله بروجردی کتاب مراجعات شرف الدین را خیلی به آن علاقه داشت، برای شیخ محمود شلتوت فرستاد؛ این کتاب، کتاب کلامی شیعه است که اثبات حقانیت شیعه می‌کند و شیخ محمود هم دستور داد که این کتاب از طرف ازهر در مصر چاپ بشود.

 مرحوم آیت الله بروجردی هدیه دیگری نیز برای شیخ محمود شلتوت فرستاد به نام تفسیر مجمع البیان که شیخ مجید سلیم، مقدمه مفصلی بر آن نوشت و تجلیل مفصلی از تفسیر و مفسرین شیعه دارد و این اثر در الازهر و در خود مصر چاپ شد؛ کما اینکه مختصر النافع علامه رضوان الله علیه نیز جز این هدایا بود و به دستور شیخ محمود شلتوت در آنجا چاپ گردید.

تداوم تقریب مانع از ظهور سلفیه بود

    در بحرین کنگره‌ای در زمینه تقریب بود و من شیخ سابق الازهر، آقای طنطاوی را دیدم که جمله‌ای به من گفت که من را تکان داد. ایشان حرفش این بود چرا مجموعه شیعه، مجلس تقریب را تعطیل کرد؟ او به من گفت که مجلس تقریب در آن زمان دارای اهمیتی بود که علی رغم تضاد بین دولت ایران و مصر و قطع روابط سیاسی، روابط حوزه قم و تقریب و جامعه الازهر هیچ وقت تعطیل نشد؛ یعنی سایه مرجعیت دینی بر جهات سیاسی غلبه و اهمیت داشت. اما متاسفانه تقریب تعطیل شد و مرجعیت ازهر نیز گرفته شد و طلبه‌های سنی ایرانی، در عربستان و پاکستان و در مدارس وهابی و سلفی تربیت شدند و با مصر و الازهر کاری نداشتند؛ در حالی که آنها محب اهلبیت بودند و سالها شیعه در کنار حنفی و شافعی زندگی کرد و مشکلی نداشت؛ بلکه مشکل شیعه و سنی، سلفی‌گری است.

   سخن ایشان نشان می‌داد که اگر ما می‌توانستیم حرکت خود را در عرضه مطالب با تدبیر و عقلانیت همراه کنیم، و مخاطب پیدا کنیم اوضاع جهان اسلام این گونه نبود.

    اگر ما استراتژی اساسی برای حرکت و برنامه ریزی را داشته باشیم، جوان امروز اعم از طلبه شیعه و سنی حتی طلبه‌ای که در دانشگاه مدینه هست، این آمادگی را دارد که این خطاب را بگیرد و روی آن فکر کند.

استفاده از امکانات روز در تبیین معارف

   ‌امروز وسایل تبیین و عرضه بسیار گسترده و فراهم است، ‌ما امروز تریبون‌هایی داریم که صدها میلیون مخاطب می‌تواند داشته باشد، و به زبانهای مختلف پخش شود، ولی اگر این عرضه، با سلیقه صورت نگیرد، مشکل از ناحیه ما است.

ادب در برخورد با مخالفان

   حرکت سازنده حرکتی است که با تفاهم همراه باشد و نمی‌شود زبان به ناسزا گشود و بعد بخواهد که به حرف او گوش کند. هیچ وظیفه‌ای برای ما مقرر نشده که اگر به غیر خودمان برخورد کردیم زبان به فحش باز کنیم.

عاشورا، الگوی بیداری اسلامی

   اگر امروز، بیداری اسلامی می‌خواهیم داشته باشد باید از مکتب عاشورا یاد بگیریم، و اگر خودمان را از عاشورا کنار بکشیم، خسارتی است که به خودمان زده‌ایم؛ مثل نوری که می‌تابد و ما پرده را می‌کشیم تا نور به ما اصابت نکند. اینها برکاتی است که فرد عاقل اعم از شیعه و سنی می‌فهمد.

   در حالی که کار وهابیت که با احساسات مردم را تحریک می‌کنند و با پول برای شیعه‌کشی جلیقه انفجاری نصب می‌کنند، ثابت قدم و پایدار نیست. آثار ماندنی زمانی است که با منطق همراه باشد.

ادب علامه مطهری در مقام نقد

   خدا رحمت کند مرحوم آیت الله مطهری را که ما خدمت ایشان تلمذ کردیم. من یادم هست در مجله زن روز، مطالب سخیفی نوشته شده بود و لذا، مرحوم آیت الله مطهری هم یک نامه‌ای نوشتند و این نامه در آن مجله چاپ شد، با این که این نامه، مخالف نظر صاحب مجله بود.

    این نامه با چه ادب و احترامی و با چه منطقی نوشته شد. بعد آیت الله مطهری می‌فرماید اگر اجازه بدهید ما هم در مجله شما حرفهایمان را بزنیم؛ در حالی که مجله زن، مجله ضعیف و سخیفی بود ولی اینها مانع از آن نشد و آیت الله مطهری مدت‌ها برای آن مقاله ‌فرستاد و آنها نیز کنار مطالب خودشان این مقالات را چاپ می‌کردند که بعدا، همین کتاب حقوق زن از آن مقالات تدوین گردید.

تبیین معارف با عقلانیت و سلیقه

   ما به عنوان یک معلم و به عنوان عرضه کننده باید این کار را انجام بدهیم و ما وظیفه داریم که این معارف را با عقلانیت و با سلیقه عرضه کنیم تا حتی پیش کسی که التزام به دین هم نداشته باشد قبول گردد و مخاطب پیدا کند. جرج جرداق مسیحی با امیرالمومنین چه سنخیتی دارد که کتاب صوت العدالة را نوشت.

ما امروز این رسالت را داریم که حرکت اسلامی را به جوامع اسلامی سرایت دهیم و حرکت اسلامی نیز که در این جوامع می‌تواند پایدار باشد حرکتی است که بر اساس اصول وحی و معالم اصیل بنیان گذاری شود و معالم اصیل هم پیش ما است. پس اگر معالم اصیل را نشان دهیم پذیرش پیدا می‌شود.

   ما باید ارتباط خود را با سایر فرق شیعه و مذاهب اسلامی  برقرار کنیم. با ادیان دیگر نیز باید ارتباط داشته باشیم؛ ما با دین یهودیت نیز به عنوان یک دین مشکل نداریم و برای این کار باید برنامه‌ریزی شود که جای آن در دانشگاه و در حوزه های علمیه است.

بررسی روش‌های موفق در تبلیغ

   روشهای موفق در تبیین دین باید بررسی شود؛ مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله در قصه تقریب یکی از افراد موفق و آموزگاری با سلیقه بود که هنوز بعد از  سال‌ها می‌گویند آن فتوا، دلیل بر این است که شیعه مذهب پنجم است. بنابراین، این جفا است که ما در حوزه های علمیه از برکات و یادآوری موفقیت‌ها در روش تبلیغ غافل شویم.

   فرصت کنونی، حاصل زحمات و مجاهدات فرهنگی است که از زمان ائمه شروع شد؛ امام مجتبی علیه السلام با صلحش به یک صورت، و سیدالشهدا علیه السلام با قیام عاشورا به یک صورت دیگر و امام باقر و امام صادق علیهما السلام با زحمات علمی دیگر، سبب شد که فرهنگ اسلامی باقی بماند. بعد وجود مقدس علی بن موسی الرضا علیه السلام و حرکتشان به ایران که هر چند یک حرکت جبری است، اما حضرت آن را منشا برکاتی ماندگار برای شیعه تبدیل کردند.

   دوران علما هم عینا مثل دوران ائمه اطهار علیهم السلام از هر فرصتی استفاده شد تا  ما امروز به اینجا برسیم و ما هم نباید فرصت‌ها را از دست بدهیم؛ لااقل به عنوان کسی که با این فنون آشنا شدیم و این وظیفه تعلیم را داریم که باید در کل دنیای اسلام و جوامع اسلامی آموزش دهیم.

والسلام علیکم والرحمة الله وبرکاته



[1] . سوره علق، آیات 1- 5.

[2] . نهج البلاغه، ص 433.

[3] . نهج البلاغه، ص 502.

[4] . کلینی، ج 1، ص 41. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد