شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز مى گوید: ((پس از مهدى علیه السلام معلوم و احادیث در آن مستفیض بلکه متواتر و تقویت کننده یکدیگرند، و جماعتى از اهل علم ادعاى تواتر آنها را نموده اند...)).(5)
104: آیا مذاهب اسلامى بر وجوب اعتقاد به ظهور مهدى علیه السلام اتفاق نظر دارند؟
59: آیا ایمان به ظهور منجى نزد ادیان و ملل دیگر نیز وجود دارد؟
43: حقیقت انتظار چیست؟
انتظار،
کیفیتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى است براى آنچه انتظار
دارند، و ضد آن یاءس و ناامیدى است هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگى بیشتر
است.اگر انسان مسافرى داشته باشد که چشم به راه آمدن او است هر چه زمان
رسیدن او نزدیک تر گردد آمادگى براى آمدنش فزونى مى یابد. حالت انتظار،
گاهى به پایه اى مى رسد که خواب را از چشم مى گیرد چنان که درجات انتظار از
این نظر تفاوت مى کند، همچنین از نظر حب و دوستى نسبت به آنچه را انتظار
دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به ((منتظر)) افزون باشد آمادگى براى فرارسیدن
محبوب افزون مى گردد و دیر آمدن و فراق محبوب دردناک مى گردد، تا بدانجا که
انسان منتظر از خود بى خود مى شود و دردها و سختى هاى دردآور و مشکلات سخت
خود را در راه محبوب حس نمى کند.
ادامه مطلب ...
21: آیا تاریخ بى هدف است؟
اسوالد
اشپنگلر متفکر آلمانى و صاحب اثر معروف (انحطاط تمدن غرب) تاریخ را همچون
موجود زنده اى فرض میکند، و از تاریخ تفسیرى ادوارى دارد. از نظر وى هر
دوره تاریخى حدود هزار سال است که با مرگ محتوم او دوره بعدى جایگزین آن مى
شود....
ادامه مطلب ...
15: جهانى شدن به چه معنایى است؟
5: ضرورت برپایى حکومت عدل جهانى از راه فطرت چگونه قابل تبیین است؟
ایمان
به حتمیت ظهور منجى عالم در فکر عموم انسان هان وجود دارد، منشاء این فکر
یک رشته اصول قوى و متین است که از سرشت و فطرت اصیل انسانى سرچشمه گرفته
است؛ زیرا بشر فطرتا طالب رسیدن به کمال در تمام زمینه هاى مربوط به خود
است و او مى داند که این کمال، تنها در سایه حکومت عدل توحیدى تحقق مى
یابد.
ادامه مطلب ...
: آیا ایجاد شک و شبهه در مسائل اعتقادى صحیح است؟
مسلما آنچه در ابتدا به نظر مى رسد این است که شک در دین، بد بوده و نشانه سیاهى قلب است؛ زیرا هدف این است که انسان به یقین برسد. ایمان بایستى تواءم با یقین باشد ولى شک و شبهه در جایى که دالان و معبر خوبى براى رسیدن به ایمان و یقین باشد پسندیده است. ایمان چیزى است که انسان باید به آن دسترسى پیدا کند، اما این ایمان از همان ابتدا در انسان وجود ندارد، زیرا تا شک نکند به یقین نمى رسد. قرآن مى خواهد که در اعتقادات وراثتى انسان شک ایجاد کند تا او را به یقین برساند. لذا مى فرماید:اءولو کان آباؤ هم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون (1)؛ ((آیا بایست آنها تابع پدران باشند در صورتى که آنها بى عقل و نادان بودند.)) ادامه مطلب ...
آقای کریم ویتیکاینر، اهل فنلاند و مسئول مؤسسهای در ترکیه هستند که به بحثهای مطالعاتی مسیحیت و پروتستان و گفتوگوهای بین اسلام و مسیحیت میپردازد. ایشان یک پروژه تحقیقاتی با موضوع آموزش روحانیون در ترکیه بر عهده دارند و همین مسئله، یکی از دلیل حضور ایشان در ترکیه بوده است. بعد از حضور روحانیون ترکیه در کشورهای اروپایی و تطبیق ایشان با فضا و فرهنگ آن کشورها، ایشان به این فکر میافتند که با انجام چنین پروژههایی به بررسی نحوة تربیت این روحانیون و کسب مقاماتی همچون امامت جماعت و امامت جمعه، و نیز رسیدن به درجة اجتهاد بپردازد. ایشان چند روزی است که در ایران هستند و پس از سفر به مشهد مقدس و تهران، در قم حضور مییابند و با حضرت آیتالله علوی بروجردی ـ دامظله ـ مصاحبهای انجام میدهند که در ادامه، متن کامل این مصاحبه ارائه میشود.
دیدگاه شیعه درباره زیباییهای اسلام
آقای کریم ویتیکاینر: در دیدگاه شیعه، زیبایی اسلام به چیست؟
آیتالله علوی بروجردی: از نظر ما، همه ادیان آسمانی و الهی، یک دین هستند که درجاتی دارند؛ به عبارت دیگر، در یک طریق تکاملی قرار دارند؛ مانند کلاسهای مدرسه. بنابراین، اصالتها و ارزشها در همه ادیان، مشترک است.
در دین و مشخصاً در اسلام، ابتدا خدا مطرح میشود. از نظر ما، خدا مظهر همه کمالات است؛ یعنی علم مطلق، توان مطلق، کمال مطلق، جمال مطلق و... است. بنابراین، دیدگاه ما نسبتبه خدا، از چنین اطلاقی برخوردار است. برای مثال، خداوند زیباست (ان الله جمیل). ما برای خدا زیبایی مطلق قائلیم. دلیل آن نیز این است، انسان از بدو تولد، به زیبایی و همه مظاهر آن علاقه دارد؛ اما اگر چیزی زیباتر ببیند، زیبایی کمتر را رها میکند و سراغ زیباتر میرود. همینطور اگر از آن نیز زیباتر پیدا کند، در پی آن خواهد رفت. این بدان دلیل است که انسان واله و جویای زیبایی مطلق است. ازآنجاکه زیبایی مطلق، خداست، در واقع انسان در جستوجوی اوست. به دلیل اطلاقی که خداوند دارد، طبع بشر بهطور فطری بهدنبال اوست.
پیامبر اسلام ـ صلیاللهعلیهوآله ـ نیز تعالیم چنین خدایی را آورده است؛ پس آموزههای اسلام نیز کمالمحور است؛ یعنی انسانها را به فضائل اخلاقی میخواند و از رذائل اخلاقی دور میسازد. ما برای خداوند قائل به صفات کمالیم و همه آن صفات را در وجود پیامبران و امامان ظاهر میبینیم و ایشان نیز مردم را به این صفات کمال دعوت میکنند. بنابراین، از دیدگاه ما آموزههای اسلام بر اساس فطرت انسانی است.
از نظر شیعه، سرپرستی و رهبری جامعه باید بر عهده انسان کامل باشد. ظالم نمیتواند رهبر باشد. این یکی از نقاط اختلاف شیعه و اهل سنت است. معاویه و یزید از نظر ما ظالماند و نمیتوانند رهبر جامعه اسلامی باشند. رهبر، هم باید خودش کامل باشد و هم جامعه را به کمال دعوت کند؛ مانند پیامبر و ائمه. اختلاف شیعه و اهل سنت در این است که بعد از پیامبر اسلام کسانی خلیفه شدند که کاملترین نبودند و پیش از اسلام، بت پرستیده بودند؛ و حتی ظلم عثمان ـ خلیفه سوم ـ باعث شد که مسلمانان او را بکشند. بنابراین، رهبر از نظر شیعه کسی است که دارای صفات کمالی خداوند باشد و مردم را به آن دعوت کند.
یکی از مشخصههای بارز شیعه، اعتقاد به عادل بودن خداست. از نظر شیعه، خدا عادل است و بر همین اساس، نظام دنیا هم بر پایه عدل بنا شده است. بنابراین، رهبر نیز باید عادل باشد؛ حتی امام جماعت و قاضی هم باید عادل باشد؛ در حالی که اهل تسنن، عدالت را حتی دربارة خدا انکار میکنند.
جایگاه امامان(ع) در تفکر شیعه
لَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ[1]
یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور |
کلبه احزان، شود روزی گلستان، غم مخور |
این دل غمدیده حالت به شود، دل بد مکن |
وین سر شوریده بازآید به سامان، غم مخور |
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکَند |
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور |
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم |
سرزنشها گر کند خار مغیلان، غم مخور |
بحث در جمع ارزنده شما در سه فراز است: اما مطلب اول:
تفاسیر اهل سنت درباره مهدی موعود(عج)
|
![]() |
برای دریافت تصویر با کیفیت بالا کلیک کنید
ما در روزگار غیبت امام زمان عجّل الله
تعالی فرجه الشریف قرار داریم و اگر بخواهیم خشنودی آن حضرت را به دست
آوریم باید بدانیم که چنین امری، با سطح شناختِ مسئولیت مان و وظیفه ای که
برعهده داریم و نیز عمل به آن ارتباط تنگاتنگ و گسست ناپذیر دارد.
مسئولیت افراد در این زمینه این است که احکام را ـ دست کم در حدّ واجبات و محرمات ـ بدانند و به آن پایبند باشند. باید توجه داشت که شناخت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف در رأس این واجبات و بر همگان واجب است، چه این که در روایت آمده است: «من مات ولم یعرف امام زمانه، مات میتةً جاهلیة؛ هرکس امام زمان خود را ناشناخته، بمیرد، بر آیین جاهلی مرده است». |
ندای لبیک می آید از کعبه
بشتابید به سوی بهشت |
آیا می پندارید که به بهشت داخل می شوید در حالی که علم الهی ظهور نیافته است و خداوند کسانی را که از شما جهاد کردند و کوشش نمودند و صبر کنندگان را نمی شناسد؟ آیه مبارکه فوق در مورد آزمایش مؤمنین و صبر آنان در برابر سختی ها نازل شده است. کسانی که در زمان غیبت امام عصر ارواحنا له الفداء زندگی می کنند و در این دوران در بوتۀ آزمایش الهی هستند. در ذیل آیه شریفه فوق امام سجاد علیه السلام می فرمایند: «فَما تَمُدَّونَ اِلَیهِ اعینُکُم لَقدَ کانَ مِن قَبلِکُم مِمَّن هَوَ عَلی ما اَنتُم عَلَیهِ یؤخَذَ فیقطع یَدَهُ وَ رِجلَهُ وَ یصلَب ثمَّ تلا (ام حسبتم ...).» [2] «پس آن چه را که چشمان شما انتظار می کشد محقق نخواهد شد تا ممتاز شوید و هر آینه پیش از شما کسانی بر ایمان گرفته شده بودند، سپس دست و پایشان را قطع کردند و ایشان را به دار زدند و با این حال ثابت قدم ماندند.» عده ای در این بوتۀ آزمایش الهی با تمام سختی ها ایمانشان را حفظ می نمایند، اما تعداد این افراد قلیل و اندک است. امام صادق علیه السلام فرمودند: |
نه این که فکر کنی خسته ام، فقط گاهی
به روی بامِ دلم لانه می کند آهی
دوباره روحِ تو را می دمم به پیکرِ شعر
چه واژه های بدیعی، چه شعرِ دلخواهی!
خدا کند بشود بینِ اشک ها پیدا
برای رد شدن از بغض ها گذرگاهی
و من که خسته ام از شعر های بی حاصل
از این بیانیه های شعاری و واهی
نشسته داغِ رسیدن به سینه ی جاده
و هل الیک سبیلٌ؟ نشان بده راهی
اسیر غربتِ تُنگم، خودت که می دانی
نمی رود هوسِ موج از دلِ ماهی
تو را من از تو طلب می کنم، تو می گویی:
همیشه قسمتِ تو نیست آن چه می خواهی!
در برخی روایات، از بازگشت گذشتگان، در زمان ظهور، برای یاری حضرت، سخن به میان آمده است. مفاد اینگونه روایات، رجعت آنان در زمان ظهور است. اما این بدان معنا نیست که آنان جزء ۳۱۳ تن از اصحاب خاص حضرت (یعنی همان افرادی که ظهور، منوط به آنها است) قرار داشته باشند.
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم
اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم
من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم
کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست