|
![]() |
برای دریافت تصویر با کیفیت بالا کلیک کنید
در باب ظهور حضرت مهدی موعود ارواحنافداه
روایتی از پیامبر خدا و ائمه اطهار علیهم الصلاة والسلام نقل شده که این
روایت در نزد عامه و خاصه به تواتر رسیده است و در کتب معتبرشان و نیز در
کتب شش گانه ای که آنها را آنان صحاح می خوانند و در بحارالانوار با سند
های متواتر نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «یصلح امره فی لیله؛(1)
امر ظهور و فرج حضرت را در یک شب اصلاح می فرماید». این جواب سؤال بسیاری
از دوستان و شیفتگان امام زمانِ خود هست که حضرت مهدی ارواحنافداه چه زمانی
ظاهر می شوند؟ آری، حضرت در یک شب امر ظهورشان اصلاح و قیام دولت عدل، داد
و رحمت اهل بیت علیهم السلام امضا و اجرا می گردد.
اگر کسی صدها روایتی که راجع به ظهور حضرت مهدی ارواحنافداه که از جانب معصومین علیهم السلام وارد شده است را بررسی کند، در می یابد که خدای تبارک و تعالی خاص مشیّتش تعلق گرفته است به این که امر ظهور حضرت بر همه مخفی باشد مگر بر خود حضرت و آباء طاهرینشان علیهم السلام. ولکن آن شب قطعاً محقق خواهد شد، حال امکان دارد امر فرج فردا واقع شود و یا خدای ناکرده، خدای ناکرده صدها و یا هزارها سال دیگر واقع شود. علامه بزرگوار مجلسی رضوان الله تعالی علیه بیش از سیصد سال است که به رحمت خدا رفته است، ولکن آن بزرگوار نیز می فرمود: امید آن داریم که تا زنده ایم روز فرج و ظهور امام زمان ارواحنافداه را ببینیم و در رکاب حضرتش باشیم. در روایات متعدد آمده است که شخصی به محضر مبارک حضرت امام کاظم علیه السلام رسید و عرضه داشت: یابن رسول الله! آیا شما مهدی موعود هستید؟! حضرت فرمودند: خیر.(2) این روایت معنایش این است که در آن زمان هم عده ای منتظر ظهور حضرت مهدی موعود بودند. (تقریباً در هزار و سیصد سال پیش) . خدای متعال صلاح را بر این امر دانستند که احدی از زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه مطلع نگردد. در بسیاری از روایات که به علائم حتمی و غیر حتمی ظهور حضرت اشاره شده است، امر فرج حضرت را در چه زمانی به وقوع می پیوندد را تعیین نکرده و علم آن را مختص خدا معرفی فرموده است. اینکه بعضی ها وقت تعیین می کنند و می گویند امام زمان ارواحنافداه چند سال بعد ظهور می کند، تمامی روایات شریفه را در این زمینه ندیده و جمع بین روایات ننموده و این یک اشتباه است، البته این حرفها، حرفهای نو و جدیدی نیست، بلکه هزار سال قبل هم چنین سخنان نادرستی رایج بوده است. خدای متعال این امر مهم را برای امتحان و مصالحی دیگر مخفی نگه داشته است و برای همین انسان باید دائماً در حال خودسازی خود و جامعه بوده و برای تعجیل در ظهور حضرت بقیت الله ارواحنافداه دعا کند و امید داشته باشد که شاهد ظهور مولایش خواهد بود. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. بحارالانوار، ج51، باب9، ص156، ح1. 2. مستدرک الوسائل، ج12، باب31، ص282، ح6 |
ادامه مطلب ...
|
![]() |
|
![]() |
پوستر
بر همه مؤمنان به خصوص اهل علم و طلاب علوم
دینی ضروری و بایسته است که در جهت کسب رضایت و خرسندی امام زمان عجّل
الله تعالی فرجه الشریف با جدیت بکوشند.
رضایت و خرسندی امام زمان ارواحنافداه از
رضایت خدای متعال ـ جل و علی ـ ریشه می گیرد، و رضایت خدای سبحان نیز از
رضایت امام می باشد. یعنی در این میانه همبستگی و تلازم آشکاری میان رضایت
امام زمان ارواحنا فداه و رضایت خدا وجود دارد.
اگر از حیث منطقی این همبستگی و تلازم را
از باب علیّت و معلولیت بدانیم، در آن صورت رضایت و خرسندی امام زمان صلوات
الله و سلامه علیه معلولِ رضایت خدای سبحان است.
|
پرسش :
على بن مهزیار
نام على بن مهزیار را فراوان و غالباً همراه نام حضرت حجةبن الحسن امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف - شنیدهاید و کمتر کسى است که نام او را بشنود، اما شرف و افتخار تشرف به خدمت امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف - به ذهنش خطور نکند. وى از ثقات اصحاب امام جواد علیه السلام و امام هادى علیه السلام بود و عمو زادهاى همنام داشت.
این دو ابتدا مسیحى بودند، اما به همت جوانان شیعه با حقیقت اسلام آشنا شدند و مذهب تشیع را برگزیدند و على بن مهزیارِ معروف، به مقامى رسید که افتخار دیدار با امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف - را یافت و چند روزى نیز میهمان حضرتش بود.
عاقبت خیر و شر
دو هم درس و هم عصر و دو همشهرى
بودند، یکى ابن ابى العزاقر شلمغانى و دیگرى حسین بن روح.
بعد از محمد بن عثمان عَمْرى از ناحیه مقدس حضرت ولى عصر -عجل
اللَّه تعالى فرجه الشریف - نیابت به نام حسین بن روح صادر شد.
این امر باعث اوقات تلخى و تکدر خاطر شلمغانى شد، چرا که در
بین شیعیان نسبت به حسین بن روح از وجهه اجتماعى بهترى
برخوردار بود، اما حسین بن روح به خاطر یک موضوع بین فقهاى
شیعه به چنان مقام و مرتبى رسید که بر سخن او به عنوان یک
روایت اعتماد مى کردند و مىکنند.
ماجرا از این قرار بود که روزى حسین بن روح در مورد جریانى سخن
مىگفت. از او مىپرسند: آیا این سخن از خودت بود یا از حضرت؟
پاسخ داد: اگر از آسمان به زمین فرو افتم برایم آسانتر از آن
است که از خود چیزى بگویم.(1)
«مىبینیم حسین بن روح به خاطر یک سخن این چنین مىآشوبد و ابن
ابىالعزاقر شلمغانى به خاطر کدورتى که بر دل مىگیرد آن چنان
منحرف مىشود که حضرت ولى عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف
- او را لعنت کردند.
1) بحارالانوار، ج 44، ص 274.
سلامت دین
قاسم بن علاء اهل آذربایجان و از
معمّرین و اصحاب حضرت رضاعلیه السلام بوده و تا زمان حضرت ولى
عصر - عجل اللَّه فرجه الشریف - معاصر پنج امام معصوم بوده است
و در زمان فوت حدود 117 سال عمر داشته و چند تن از نواب اربعه
را دیده است. گاهى پرسشهایى که مردم داشتند و یا در مواردى که
براى خودش سؤالاتى پیش مىآمد، طى نامهاى براى نواب اربعه در
بغداد مىفرستاد و آنان نیز از حضرت جواب مىگرفتند و به وسیله
پیکى توقیعات حضرت را به دست وى مىرساندند.
او در بیست یا سى سال آخر عمرش به طور کلى نابینا شد و مدتى
قبل از مرگ مجدداً بینایى خود را به دست آورد.
علامه مجلسى قدس سره در کتاب بحارالانوار حکایتى را بیان
مىکند که از این قرار است:
قاسم بن علاء در روزهاى پایانى عمر خود قرار داشت و دیدگانش
جایى را نمىدید. روزگارى مىگذشت که از حضرت ولى عصر - عجل
اللَّه فرجه الشریف - نامهاى دریافت نکرده بود و این امر بر
شکسته دلى و ناراحتىاش مىافزود. در همین احوال به او خبر
دادند که از سوى حضرت نامهاى براى او رسیده است. قاسم بن علاء
سجده شکر گزارد و توقیع حضرت را به کسى که نامه هایش را
مى نوشت و مىخواند داد و از او خواست تا نامه را بخواند. شخصى
که نامه را مىخواند بعد از خواندن قسمتى از نامه ناگهان سکوت
کرد.
قاسم بن علاء گفت: چرا ساکت شدى؟
آیا حضرت چیز بدى در باره من نوشته اند؟
حسین بن روح
حسین بن روح که نائب سوم حضرت
ولى عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف - در زمان غیبت صغرى
بود روزى دعایى براى مردم نقل کرد. چند روز بعد یکى از شیعیان
نزد او رفت. مىخواست بپرسد که آیا این دعا از خودش است یا از
امام نقل کرده، قبل از اینکه چیزى بگوید حسین بن روح گفت:
«لأن أخرَّ من السماء فتخطفنی الطیر
أو تهوی بی الریح فی مکان سحیق أحبّ إلیَّ من أن أقول فی دین
اللَّه تعالى ذکره برأیی و من عند نفسی بل ذلک عن الأصل(1)؛
اگر از آسمان سقوط کنم و پرندگان مرا بربایند یا باد مرا به
دور دستها بیندازد، به مراتب برایم بهتر و دوست داشتنىتر از
آن است که بخواهم مطلبى را به دروغ به امام و دین خداى متعال
نسبت دهم و از پیش خود سخنى بگویم».
1) بحار الانوار، ج 44، ص 274.
راه بهره مند شدن از آن حضرت در زمان غیبت
هر چند امام زمان (علیه السلام) غایب از انظار است، و این غیبت موجب محروم شدن امّت از قسمتى از برکات وجود آن حضرت است که متوقف بر ظهور است، ولى قسمتى از فیوضات ، وابسته به ظهور نیست.
او همچون آفتابى است که ابر غیبت نمى تواند مانع تأثیر اشعّه وجود او در قلوب پاکیزه شود، مانند اشعّه خورشید که در اعماق زمین جواهر نفیسه را مى پروراند، و حجاب ضخیم سنگ و خاک مانع استفاده آن گوهر از آفتاب نمى شود.
و چنان که بهره مند شدن از الطاف خاصّه خداوند به دو طریق میسّر است:
معجزاتى از حضرت مهدى (علیه السلام)
شیخ الطایفه در کتاب
الغیبة مى گوید:
« و امّا ظهور معجزاتى که دلالت بر صحّت امامت او در زمان
غیبت دارد بیشتر از آن است که احصا شود »،۱ اگر عدد معجزات تا زمان شیخ ـ که در سنه ۴۶۰ هجرى وفات نموده است ـ بیش از حدّ احصا باشد، تا زمان ما چه اندازه خواهد بود؟
اکنون در این مختصر به دو آیت که از مشهورات است اکتفا مى شود، و خلاصه آن به نقل على بن عیسى إربلى۲ که عندالفریقین ثقه است، این است : مردمان براى امام مهدى قصص و اخبارى را در خوارق عادات نقل مى کنند که شرح آنها طولانى است و من دو قصّه که قریب به عهد زمان خودم اتّفاق افتاده و جماعتى از ثقات اخوانم نقل کرده اند ذکر مى کنم:
۱ ـ در شهر حلّه بین فرات و دجله مردى به نام اسماعیل بن حسن بود که بر ران چپ او جراحتى به مقدار قبضه انسانى بیرون آمد، که اطبّاى حلّه و بغداد او را دیدند و گفتند علاج و چاره ندارد ; پس به سامرا رفت، و دو امام على الهادى و حسن عسکرى (علیهما السلام) را زیارت کرد، و به سرداب رفت، و دعا و تضرّع به درگاه خدا، و استغاثه به امام مهدى کرد ; پس به دجله رفت و غسل کرد، و جامه خود را پوشید، دید چهار اسب سوار از دروازه شهر بیرون آمدند، یکى پیر مردى بود نیزه به دست، و جوان دیگرى که بر او قباى رنگین بود، و پیر مرد طرف راست راه، و دو جوان طرف چپ راه، و جوانى که با قباى رنگین بود بر راه بود.
صاحب قباى رنگین فرمود : تو فردا روانه اهلت مى شوى؟ گفت: بلى . فرمود : جلو بیا، تا ببینم درد تو چیست؟ پس جلو رفت و جوان آن زخم و جراحت را به دستش فشرد و بر زین سوار شد، پیر مرد گفت: رستگار شدى اى اسماعیل، این امام بود.
خصوصیات حضرت مهدى (علیه السلام)
تحریر خصوصیات و مزایاى آن حضرت در این مختصر نمى گنجد، ولى به چند خصوصیت که در روایات عامّه و خاصّه آمده است اشاره مى شود:
۱ ـ در نماز جماعت تقدّم با افضل است، چنان که در روایات عامّه و خاصّه آمده است : « إمام القوم وافدهم فقدموا أفضلکم »۱ و هنگام ظهور آن حضرت و قیام حکومت حقّه او عیسى بن مریم از آسمان به زمین مى آید و بر طبق روایات عامّه و خاصّه به آن حضرت اقتدا مى کند.۲
او کسى است که از کلمة الله ، روح الله ،
زنده کننده مرگان به اذن الله و رسول صاحب عزم خدا ، افضل است ، و وجاهتش
نزد خدا، و قربش به ساحت ذو الجلال نیز بیشتر است; و هنگام نماز که هنگام
عروج الى الله است، عیسى بن مریم او را امام خود قرار مى دهد، و به زبان او
با خدا سخن مى گوید.
گنجى در البیان بعد از اعتراف به صحّت اخبار وارده در امامت آن حضرت در نماز و جهاد، و اجماعى بودن این تقدّم و امامت، با بیان مفصّلى ثابت مى کند که آن حضرت به ملاک این امامت از عیسى افضل است.۳
در عقد الدرر باب اوّل از سالم أشل روایت
مى کند که گفت : « شنیدم از ابى جعفر محمد بن على الباقر (علیهما السلام)،
که مى گوید: موسى (علیه السلام) نظر کرد در نظر اوّل به آنچه به قائم آل
محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) عطا مى شود، پس موسى گفت: پروردگارا مرا
قائم آل محمد قرار بده، به او گفته شد: که او از ذریه احمد است ; در نظر
دوم هم مثل همان را یافت، و همچنان درخواست کرد، و همان جواب را شنید ; در
نظر سوم هم مانند آن را دید و همچنان گفت، و همان جواب را شنید ».۴
با آن که موسى بن عمران پیغمبر صاحب عزم خداست، و کلیم الله است : ( وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا )۵ و خداوند او را با نُه آیه مبعوث کرد : ( وَ لَقَدْ ءَاتَینَا مُوسَى تِسْعَ ءَایـت بِینَـت )۶ و مقرّب درگاه بارى تعالى است : ( وَ نَـدَینَـهُ مِن جَانِبِ الُّطورِ الاَْیمَنِ وَ قَرَّبْنَـهُ نَجِیا )۷، آیا چه مقام و منزلتى براى آن حضرت دید که آرزوى آن داشت و سه مرتبه آن مقام را درخواست کرد.
آرزوى موسى بن عمران مقام آن حضرت را ،
واقعیتى است که نیاز به حدیث و روایتى ندارد، زیرا تنها امامت آن حضرت براى
پیغمبر صاحب عزمى مانند عیسى، براى آرزوى این مقام کفایت مى کند ; گذشته
از این نتیجه ، خلقت عالم و آدم و ثمره بعثت تمام انبیا از آدم تا به خاتم
در چهار امر خلاصه مى شود:
ادامه مطلب ...
آشنایی با اصول دین
کتابهای دفتر حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی ـ دام ظله العالی
http://www.wahidkhorasani.com/web/index.php?option=com_content&view=article&id=5958&Itemid=642&lang=faطول عمر آن حضرت (علیه السلام)
آنچه ممکن است موجب شبهه در ذهن ساده اندیشان شود طول عمر آن حضرت است، ولى باید دانست که طول عمر یک انسان ـ حتى تا چندین هزار سال ـ نه محال عقلى است و نه محال عادى ; زیرا محال عقلى آن است که به اجتماع یا ارتفاع دو نقیض منتهى شود، مثل آن که مى گوییم: هر چیزى یا هست یا نیست، یا هر عددى زوج است یا فرد، که اجتماع و ارتفاع هر دو عقلا محال است ; و محال عادى آن است که به نظر عقل ممکن است ولى مخالف قوانین طبیعت است ; مانند آن که انسانى در آتش بیفتد و نسوزد.
ادامه مطلب ...
بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجِّة بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
ادامه مطلب ...حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی - مد ظله-:
در این روزگار کاری کنید که مورد عنایت امام زمان علیه السلام واقع شوید اما این راه دارد.
معظم له در دیدار جمعی از اساتید حوزه علمیه مشهد و طلاب حوزه علمیه منطقه رمشک و از مسؤولان بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود و همچنین عده ای از مجمع علمی فرهنگی غدیر و از مسئولان پاسخ گویی به زائران حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: در پرچم فاطمیه از قرآن و سنت قطعیه مطالبی آورده شده که احدی نمی تواند بر خلافش دم بزند و این قدرت مذهب تشیع است. ما این آب حیات را داریم ولی آن را نمی شناسیم. ادامه مطلب ...
خدا را شکر کنید بر این نعمت عظمی و موهبت کبری که در زمان غیبت آن حضرت از قائلین به امامت او و از منتظرین ظهور او هستید که سید الساجدین و زین العابدین علیه السلام به ابی خالد کابلی فرمود : یا ابا خالد! اهل زمانِ غیبت او که قائلند به امامت او و منتظر ظهور اویند، افضل اهل هر زمانی هستند ، چون خدا به آنها عقل و فهم و معرفتی داده که غیبت نزد آنها بمنزله ی مشاهده است ، و آنها را در آن زمان به منزله ی کسی قرار داده که با شمشیر بین دو دست رسول خدا- صلی الله علیه وآله وسلم - جهاد کنند ، و آنها هستند که به حق مخلص اند ، و به صدق شیعه ی ما هستند ، و در سرّ و علن داعیان به دین خدایند . |