هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

جهانى شدن ،

15: جهانى شدن به چه معنایى است؟



به نظر مى رسد با همه تعاریفى که از جهانى شدن ارائه شده، تاکنون تعریف روشن و جامعى از آن ارائه* نشده است. زیرا اولا: این پدیده هنوز به حد تکامل نهایى خود نرسیده است.
ثانیا:
هر کسى در مقام تعریف، بُعدى از ابعاد آن را بازگو کرده است.
در عین حال به برخى از تعاریف اشاره مى کنیم:
1- برخى جهانى شدن را فرایندى اجتماعى مى دانند که در آن قید و بندهاى جغرافیایى که بر روابط اجتماعى و فرهنگى سایه افکنده است از بین مى رود.(1)
2- برخى دیگر جهانى شدن را به معناى تشدید روابط اجتماعى در سرتاسر جهان مى دانند که مکان هاى دور از هم را چنان به هم مرتبط مى سازد که اتفاقات هر محل، زاده حوادثى است که کیلومترها دورتر به وقوع مى پیوندد.(2)
3- هاروى، جهانى شدن را در بردارنده دو مفهوم فشردگى زمان و مکان و کاهش فاصله ها تلقى مى کند.(3)  
16: ریشه هاى تاریخى ((جهانى شدن)) از چه زمانى است؟

ریشه هاى تاریخى جهانى شدن را مى توان به عمق تاریخ بشر مربوط دانست، طبق نظر جامعه شناسان و باستان شناسان زندگى هاى محدود خانوادگى و انفرادى در جنگل ها و غارها و پناهگاه ها شروع شده و به تدریج به جمعیت هاى عشیره اى و اجتماعات محدود در کنار چشمه ها و رودخانه ها تبدیل شده، بعدا تبدیل به روستاها و واحدهاى کوچک شده اند و سپس شهرها تشکیل شده و از شهرها به تدریج کشورها و دولت ها پدید آمده اند. بنابراین، در مجموع، زندگى بشر به سوى جهانى شدن در حرکت است. یعنى هر چه که به پیش مى رویم تفرقه ها کم و تجمع ها زیاد مى شود البته این حرکت در قرون اخیر سرعت بیشتر به خود گرفته است، و با بهره گیرى از وسایل جدید ارتباط جمعى حرکت به سوى جهانى شدن شتاب بیشترى خواهد گرفت.



17: غربى ها از ((جهانى شدن)) چه اهدافى را دنبال مى کنند؟
به نظر مى رسد با سه وجه مهم و اساسى و گاهى متمایز از هم روبه رو هستیم که به اشتباه یا تسامح به هر سه عنوان جهانى شدن اطلاق مى گردد:
1- فرایند طبیعى و تدریجى جهانى شدن.
2- جهانى سازى غربى.
3- جهانى سازى آمریکایى.
((جهانى شدن)) گر چه یک روند و حرکت تدریجى طبیعى و تکاملى را طى کرده و در عصر جدید به مراحل بالایى از بالندگى و شکوفایى علمى، اقتصادى و تکنولوژى دست یافته است، ولى همین روند طبیعى در حرکت رو به رشد و تکاملى خود شاهد دست اندازى و دخل و تصرف قدرت هاى اقتصادى و سیاسى بزرگ بوده و در بعضى موارد در خدمت منافع و آمال آنها قرار گرفته است، که از آن به ((جهانى کردن)) تعبیر مى شود. به عبارت روشن تر قدرت هاى پیشرفته غربى و صاحبان شرکت هاى بزرگ اقتصادى و تجارى و... این روند را در خدمت منافع خود گرفته و به نوعى خود را بر این فرایند طبیعى تحمیل کرده و حتى در مسیر حرکت آن انحراف ایجاد کرده اند.
پروژه ((جهانى سازى)) آمریکایى دقیقا همان آمریکایى سازى و تحت سلطه قرار دادن کل جهان از سوى آمریکا است و امرى کاملا متمایز با روند ((جهانى شدن)) است. پس در حقیقت بین ((جهانى شدن طبیعى)) و ((جهانى کردن غربى)) با ((جهانى سازى آمریکایى)) فرق فاحشى است. ((جهانى کردن اقتصاد)) به دنبال تحول عمیق سرمایه دارى و حاکمیت نظام سلطه و مبادله نامتوازن صورت مى پذیرد. این پروژه، اوج پیروزى سرمایه دارى جهانى و حاکم شدن رقابت بى قید و شرط در سراسر جهان است.

((جهانى سازى آمریکایى)) در زمینه نظامى، سیاسى و حتى اقتصادى پروژه اى است که ناشى از سیاست ها و استراتژى هاى کلان ایالات متحده آمریکا است. به عبارت دیگر جهانى سازى همان آمریکایى سازى است.



18: ((جهانى شدن)) چه جنبه هاى منفى دارد؟
جهانى شدن به رغم آنکه یک روند و حرکت تدریجى طبیعى و تکاملى را طى کرده و در عصر جدید به مراحل بالایى از بالندگى و شکوفایى علمى، اقتصادى و تکنولوژى دست یافته است، ولى در عین حال آثار منفى نیز در پى داشته است که مى توان به برخى از آنها اشاره کرد:
1- نبود رهبرى واحد و تاءثیرگذار در عرصه بین الملل و فزونى رقابت ها و ستیزه جویى ها.
2- ترویج فساد و بى بند بارى، فحشا و فرهنگ منحط غربى و از بین رفتن آموزه هاى اخلاقى و معنوى در پرتو این فرآیند.
3- به وجود آمدن نابرابرى هاى اقتصادى در برخى از کشورها.
4- افزوده شدن بر معضل بیکارى به جهت رشد سریع فن آورى و مکانیکى شدن بسیارى از امور زندگى.
5- جهانى شدن جرایم و خلاف ها از قبیل قاچاق مواد مخدر، قاچاق زنان و کودکان و... و نیز شیوع بیمارى هایى از قبیل ایدز و....
6- تسلط فرهنگ غربى بر دیگر فرهنگ ها به شکل تلاش براى مسخ کردن هویت فرهنگى ملت هاى دیگر و مطرح کردن فرهنگ غربى به عنوان جایگزین.
19: آیا در منابع دینى به ((جهانى شدن)) اشاره شده است؟
در قرآن کریم و روایات اسلامى به موضوع ((جهانى شدن و جهانى سازى)) اشاره شده است، هر چند معنا و مفهومى را که اسلام از این دو واژه ارائه مى دهد یا معنا و مفهوم غربى و غیر اسلامى آن متفاوت است. ولى در عین حال اگر ((جهانى شدن)) به صورت طبیعى خود پیش برود مى تواند زمینه ساز حکومت جهانى باشد که اسلام آن را معرفى کرده است.
اینک به برخى از آیات و روایات در این باره اشاره مى کنیم:
1-ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر اءن الارض یرثها عبادى الصالحون (4)؛ ((و ما بعد از تورات در زبور داوود هم نوشتیم که حتما بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد.))
2-وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا... (5)؛ ((خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده مى دهد که قطعا آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده پا برجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل مى کند....))
3-هو الذى اءرسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون (6)؛ ((او کسى است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.))
در روایت آمده که حضرت على علیه السلام هنگام تلاوت این آیه از یاران خود پرسید: آیا این پیروزى حاصل شده است؟ گفتند: آرى. حضرت فرمود: ((نه، سوگند به کسى که جانم به دست اوست، این پیروزى آشکار نمى شود مگر زمانى که هیچ آبادى روى زمین نماند مگر آنکه صبح و شام بانگ لا اله الا الله از آن به گوش رسد.))
امام باقر علیه السلام فرمود: ((همانا این پیروزى به هنگام قیام مهدى از آل محمد صلى الله علیه و آله خواهد بود، آن چنان که هیچ کس در جهان باقى نمى ماند مگر آنکه اقرار به رسالت محمد خواهد کرد.))
20: ((جهانى شدن)) و ((جهانى سازى)) که اسلام معرفى مى کند چه امتیازاتى دارد؟
همان گونه که اشاره شد، جهانى شدن و جهانى سازى و جهانى کردن که اسلام معرفى مى کند با آنچه دیگران به تصویر کشیده و در صدد پیاده کردن آن هستند فرق اساسى دارد. آنچه را که اسلام تصویر مى کند از امتیازات خاصى برخوردار است که به برخى از آنها اشاره مى کنیم:
1- حکومت واحد جهانى اسلامى، تحت رهبرى افراد صالح و وارسته و شخصیت هاى برجسته دینى که معصوم از خطا و تالى تلو معصومند اداره مى شود، و قانون خدا در آن جامعه حاکم است ولى حکومت واحد جهانى پیشنهادى غرب، تحت نظر و اشراف قدرتمندان و زورمداران و ستمگران است.
2- از دید اسلام محور تمام امور در جامعه، خدا و احکام اوست، ولى در جهانى شدن و جهانى سازى غرب، محور، قوانین موضوعه بشرى است.
3- حکومت جهانى امام مهدى علیه السلام بر محور توسعه اخلاقى، اجتماعى، امنیتى استوار است در حالى که در حکومت جهانى غرب معنویت هیچ جایگاهى ندارد.
4- توسعه علمى از ویژگى هاى حکومت جهانى امام مهدى علیه السلام است (7)؛ در حالى که در عصر جهانى شدن غربى دانش پیشرفته در انحصار کشورهاى خاصى است که این کشورها از انتقال آن به کشورهاى دیگر جلوگیرى مى کنند.
5- حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام حکومتى است مبتنى بر آموزه هاى حیاتى و دینى، در حالى که جهانى شدن، پیامد و حاصل آگاهانه و ناآگاهانه پیشرفت هاى سیاسى، اقتصادى، فن آورى، در ارتباط با نظام سرمایه دارى و سلطه طلبى است.
6- حکومت واحد جهانى مهدى علیه السلام ولایى است و مشروعیت خود را از خدا دارد، که از ناحیه مردم نیز مورد پذیرش است، در حالى که جهانى شدن مشروعیت حکومت جهانى را از ناحیه مردم مى داند آن هم با هزاران فریب کارى که در گرفتن آراى مردم به کار مى گیرد.
7- حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام بر مبناى حکمیت عقل است زیرا عقل انسان ها در عصر ظهور به کمال مى رسد در حالى که حکومت، بر اساس جهانى شدن بر مبناى هواهاى نفسانى و تمایلات حیوانى شکل مى گیرد.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود:اءذا قام قائمنا وضع یده على روؤس العباد فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم (8)؛ ((هنگامى که قائم ما قیام کند دستش را بر سر مردم مى گذارد و عقول آنها را کامل و افکارشان را پرورش داده و تکمیل مى کند.))
8- در حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام به خاطر توسعه اى که در دانش و عقل بشر پیدا مى شود، تمامى ظرفیت هاى اقتصادى طبیعت کشف مى شود و سرمایه به حد وفور در اختیار مردم قرار مى گیرد و سیستم توزیع نیز درست عمل مى کند... (9) در حالى که در نظام هاى اقتصادى حاکم بر جهان، شکاف هاى اقتصادى وحشتناکى وجود دارد.
9- طبق کلام امیرالمومنین علیه السلام در حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام مومنان به دور او اجتماع مى کنند و از افراد فاسق و فاجر و کافر در آن حکومت اثرى نیست (10)، در حالى که در جهانى سازى غربى، مومنان واقعى جایگاهى ندارند و اطراف حاکمان و قدرتمندان را افراد هواپرست و لاابالى گرفته اند.
10- در حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام ستمگران و طاغوتیان و کارگزاران بد کیفر مى شوند (11)، زیرا حکومت حضرت بر اساس عدل و قسط اداره مى شود ولى در عصر ((جهانى سازى و جهانى شدن)) درست قضیه به عکس است، به جنایتکاران لقب مصلح مى دهند و عدالت خواهان را ((تروریست)) مى نامند.
11 - پدیده جهانى، هر چند به سرعت در حال گسترش و پیشروى در عرصه هاى مختلف جهانى است ولى در عین حال امرى مبهم، نارسا و پیچیده است. ژان مارى گینو در این باره مى گوید: ((وضعیت اجتماعات انسانى در تجربه جهانى شدن با وضعیت شخص نابینایى قابل مقایسه است که ناگهان بینایى اش را به دست مى آورد... رویارویى بى واسطه فرد با جهانى شدن دنیا سکر آور است...)) (12). در حالى که تصویر حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام به روشنى در روایات و احادیث بیان شده و ویژگى ها و ساختار کارآمد و جامع نگرى این حکومت، با دقت هر چه تمام تر، ترسیم و تبیین گشته است و هیچ گونه ابهام و کاستى در آن وجود ندارد.
12- جهانى سازى غربى در حقیقت باعث تسلط غرت و آمریکا در عرصه هاى سیاسى و اقتصادى است و به دنبال خود ناامنى و رفتارهاى خصمانه به همراه دارد. چیزى که هیچ ملتى حاضر به پذیرش آن نیست، در حالى که اساس و برنامه اصلى حضرت مهدى علیه السلام گسترش و برقرارى صلح و امنیت و آسایش و ریشه کنى ظلم و ستم، جنگ و خونریزى از جهان است. همان گونه که قرآن مى فرماید، ترس مردم به امنیت و آسایش مبدل خواهد شد:ولیبدلنهم من بعد خوفهم اءمنا.(13)
13- جهانى شدن از نظر فرهنگى و اجتماعى، ادعاى نزدیکى فرهنگ ها و جوامع را دارد، اما روشن است که - بر خلاف نظر مدعیان غربى - در جهان آینده یکپارچگى به وجود نخواهد آمد و پس از تقابلى بنیادین، تمدنها و فرهنگ هایى نوین سر بر کشیده و چهره جهان را متحول خواهند ساخت و در نتیجه برخورد و تضاد تمدن ها و فرهنگ ها جهان را آبستن التهاب، تنش و ناامنى مى کند، در حالى که در عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام نشانى از اختلاف و کشمکش فرهنگى و سیاسى و حتى سلطه جویى تمدن ها و فرهنگ ها نخواهد بود، و مردم با گزینش و انتخاب خود، آیین و فرهنگ واحدى را پذیرا خواهند شد و در سایه آن با آرامش و آسودگى خاطر زندگى خواهند کرد.
---------------------------
1-کشورهاى در حال توسعه و سازمان جهانى تجارت.
2-فصلنامه پژوهشى و سنجش، شماره 25، ص 123.
3-جامعه شناسى سیاسى معاصر.
4-سوره، انبیاء، آیه 105.
5-سوره ى نور، آیه 55.
6-سوره صف، آیه 9.
7-بحارالانوار، ج 52، ص 336.
8-بحارالانوار، ج 52، ص 328، ح 47. و اصول کافى، ج 1 کتاب العقل و الجهل ح 21.
9-منتخب الاثار، ص 482؛ بحارالانوار، ج 52 ص 338، ح 83.
10-بحارالانوار، ج 52، ص 342.
11-نهج البلاغه، خطبه 138.
12-آینده آزادى، ص 17.
13-سوره ى نور، آیه 55.
-----------------------
علی اصغر رضوانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد