امام هادی علیه السلام:
بسم الله الرحمن الرحیم
ابهت امام رضا و تأثیر آن بر ناشناخته ماندن امامان بعدی
در آستانه شهادت امام هادی (علیه السلام) هستیم. دوست دارم چند دقیقهای را درباره امام هادی (علیه السلام) صحبت کنیم. چون بعضی از ائمه ما، حتی پیش ما هم ناشناختهاند و چندان از آنها اطلاعی نداریم و آنها را نمیشناسیم. فقط گاهی از لحاظ فقهی به نصوص امامت امامان، مثلاً امام هادی (علیه السلام) مراجعه میکنیم و چند روایتی را بالا و پایین میکنیم، که آن هم مشخص نیست راجع به صحت آن به نتیجه برسیم یا نه. یکی از خصوصیاتی که وجود مقدس امام هادی (علیه السلام) دارند و ائمه قبل و بعد از ایشان، مثل امام جواد (علیه السلام) و امام عسکری (علیه السلام) هم فیالجمله داشتند این است که اینها بعد از آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) واقع شدند؛ یعنی بعد از سفر امام رضا (علیه السلام) به ایران و امامتشان. این سفر و مظاهر آن و نیز امامت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) آنقدر عظیم است و دقت و تحقیق در خصوص آن صورت گرفته و نکاتی آموزنده دارد که بر روی تمام ائمه بعد از ایشان سایه انداخته است.
شما بهتر از من میدانید که به همه ائمه بعد از ایشان ابنالرضا میگویند. لذا امام هادی ابنالرضای دوم است و امام عسکری در تعابیر ابنالرضای سوم. چرا؟ این واقعه که کسی را که در مدینه نشسته است به زور سفر به خراسان میبرند و اینقدر آزار و اذیت میدهند و بعد هم به شهادت میرسانند چه چیزی باعث می شود سفر حضرت با این شرایط سخت بر سایر وقایع سایه بیاندازد و همه امامان پس از ایشان ابنالرضا میشوند؟ یعنی امام در مدینه نشسته است؛ از طرف حکومت میآیند و او را مجبور به سفر میکنند تا ظاهر آبرومند باشد، حال آنکه تهدید به کشتن است و زور پشت آن نهفته است. میخواهند امام را برای مشروعیت کار خودشان وسیله کنند. امام زیر بار نمیرود و در نهایت به شهادت میرسد. اما پرسش این است که از لحظهای که امام رضا (علیه السلام) از مدینه پایش را بیرون گذاشت در طول مسیر به سمت خراسان و نیز در خراسان چگونه عمل کرد که تا شهادتش سخنان و اعمال و رَویّه او سبب حفظ تشیع شد؛ شیعهای که پس از قیام سیدالشهداء و واقعه کربلا کوشیده بودند چیزی از آن باقی نماند. آیا بعد از سالها لعنکردن علی بن ابی طالب (علیه السلام) چیزی از اسلام باقی میماند؟ بعد از قصه کربلا، که سبب حفظ تشیع شد، در عصر امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)، حوزههای علمیه و امور فرهنگی را گسترش وترویج دادند و به افراد تعالیم شیعی را آموختند. لذا افرادی هرچند برخی از آنها در ابتدا سنی بودند آموختند شیعه و معالم شیعه در زمینههای مختلف چیست. روایات فراوانی که در تمام علوم در زمینههای مختلف از این دو امام بزرگوار صادر شده، سبب غنای فرهنگی شیعه شد، اما فعلیت و شیوع این غنا در بین مردم در زمان علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است؛ یعنی آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با این سفرش شیعه را گسترش داد و چنان بر سر دنیای اسلام سایه انداخت که بعد از علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، از فرزندانش، یعنی همین ابنالرضاها، حتی فرصت زندگیکردن را هم گرفتند. یعنی چنان وحشت در دل دشمن انداخت که مثل امام جواد (علیه السلام) به بهانه دامادی سر خانه محبوس بود و مثل امام هادی (علیه السلام) که در سنین نوجوانی با جبر و زور به بغداد آوردند و به سامرا بردند عملاً تا آخر عمر محبوس ماند. بعد هم امام عسکری (علیه السلام)، تمام عمر را در پادگان عسکر، که یک شهر پادگانی تحت کنترل کامل بود به سر برد. یعنی فقط گوشهای از معالم شیعه را توانستند عرضه کنند.
امامان و ترویج تفکری غیر از تفکر حاکم
علی بن موسی الرضا (علیه السلام) اصل مطلب را القا کرد که غیر از تفکر رسمی حاکم و برداشت رسمی حکومت از دین و اعتقاد، واقعیت دیگری هم وجود دارد که علی بن موسی الرضا (علیه السلام) این را جا انداخت. وقتی جا انداخت مردم دنبالش رفتند. آنجا است که امثال زراره و محمد بن مسلم کارهایشان اثر میگذارد و این معالم در دست افراد میچرخد. در فقه، اصول، اخلاق و دعا تعالیم فراوانی عرضه شد.
خفقان سیاسی- اجتماعی در دوره امام هادی
وقتی تعالیم شیعه عرضه شد حکومت در غایت وحشت قرار گرفت. امام هادی (علیه السلام) یکی از این قربانیان وحشت است. بزرگان رجال ما مثل مرحوم شیخ صدوق حدود 170 تا 180 نفر را به عنوان صحابی امام، که اخذ حدیث کردهاند و خدمت امام رسیدهاند معرفی میکند، اما اینها به صورت پراکنده خدمت امام میرسیدهاند و درس رسمی مثل امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) مقدور نبوده است. بسیاری از اوقات درِ خانه امام بسته بود. امام با شش یا هفت خلیفه مبتلا بود. بدترین آنها متوکل بود که خیلی امام را اذیت میکرد. شاید بهترین آنها منتصر بود که او هم بساط خلافتش خیلی محدود بود. در طول 40 سال عمر مبارک امام هادی (علیه السلام)، آنچه بسیار مهم است به خصوص از بعد از امام جواد (علیه السلام) رشد پیدا میکند. ارتباط گسترده و عجیب دنیای اسلام با مرکزیت شیعه، یعنی وجود امام مقدس میباشد، سلب میشود و درها بسته است. گاه حتی وقتی امام به کوچه میآید یک عده را از طرف حکومت وادار میکنند به ایشان بیاعتنایی کنند. در خانه، خادم جاسوس است؛ همسایه جاسوس است؛ کسی که میآید و میرود جاسوس است. پولهای فراوانی به منزل امام میآمد. مخصوصاً از نظر مالی حساسیتهای فراوانی داشتند. بارها به خانه امام رفتند و آنجا را گشتند و میگفتند اینجا اسلحه و پول جمعآوری میکنید. یک بار که خیلی تفتیش کردند چند کیسه زر پیدا کردند و بعد دیدند مهر متوکل پای آن خورده است. آن را پیش متوکل بردند. متوکل تعجب کرد که چرا پول خودش در خانه امام است. در نهایت معلوم شد مادر متوکل برای امام آورده است. مادر را آوردند و از او پرسیدند. گفت: یک بار که تو مریض بودی و دکترها تو را جواب کردند نذر کردم اگر خوب شوی اینقدر پول به امام هادی (علیه السلام) بدهم و تو خوب شدی و من هم پول را فرستادم. امام هادی (علیه السلام) هم پول را خرج نکرده است و همانجور با همان کیسه های مهر شده پول در خانه امام مانده است.
وکلا در زمان امام هادی (علیه السلام)
امام از هر نظر تحت فشار بود اما در خانه خود متوکل هم نفوذ کرد. اینقدر نفوذ پیدا کرد و آنچنان ارتباط شیعه را مدیریت کرد که کار به جایی رسید که تعداد وکلای امام افزایش یافت. تعداد وکلا در زمان امام هادی (علیه السلام) اوج میگیرد. این وکلا همین کاری را میکردند که وکلای مراجع امروز میکنند. کسانی که میگویند پرداخت وجوهات و امور حسبه و ... نبوده و تازه پیدا شده اشتباه میکنند. اینها برای کارهای مختلف از امام اجازه میگرفتند. اگر هم به امام دسترسی نداشتند افرادی بودند که از طرف امام اختیار داشتند برای انجامدادن یا ندادن کاری تصمیم بگیرند.
تفتیش اعتقادی در زمان امام هادی (علیه السلام)
گاهی برخی افراد خودشان را به امام نسبت میدادند و ادعای وکالت امام را میکردند. گاهی هم ادعای امامت میکردند و مثل سید علیمحمد باب، در زمان امام هادی (علیه السلام) هم چند نفری پیدا شدند که حکومت درست میکردند. چرا؟ برای اینکه اختلاف بیندازند. در صفوف شیعه عقاید باطل رواج پیدا کرد؛ عقیده خلق قرآن، قرآن مخلوقه یا قدیمه برای زمان امام هادی (علیه السلام) است. بزرگانی از اهل تسنن کشته شدند، به این دلیل که نگفتند قرآن مخلوق است. از خود امام هم پرسیدند و ایشان فرمودند خالق قرآن خدا است و این قرآن کلام او است و هر کسی که به بحث خالق بودن یا قدیم بودن قرآن وارد شود و بحث کند، در گمراهی است. این مسئله را بهانه کشت و کشتار و اختلاف بین علما قرار دادند. علما را تحریک میکردند که با امام هادی بحث کرده، ایشان را رسوا کنند، اما هیچ کدام فایده نداشت. حکومت بهانهای برای کوبیدن امام و قتلعام شیعه پیدا نکرد. دیگر از قتل عام و کشتن گذشته بود.
از نظر اقتصادی، علویون و شیعهها در محاصره اقتصادی بودند، اما امام همه چیز را کنترل میکرد و آنچنان محبوبیتی پیدا کرد که وقتی از دنیا رفت در همین جایی که امام دفن است (و خودش خریده بود و خانه ایشان بود) مردم برای سوگواری هجوم آوردند و آنقدر شلوغ شد که حکومت وحشت کرد که اگر جنازه از خانه خارج شود و داخل شهر بیاید چه بر سر حکومت خواهد آمد. حکومت دستور داد امام را در خانه خودش دفن کنند. بعد هم دختر امام و نیز وجود مقدس امام عسکری (علیه السلام) در آنجا دفن شدند. نرجسخاتون هم در آنجا دفن است. این خانه امام هادی (علیه السلام) است و این محبوبیت امام بود.
نشر تعالیم شیعه علیرغم خفقان
در چنین خفقانی، امام هادی (علیه السلام) چنان ولایت و جانشینی خودش را به امام عسکری (علیه السلام) عرضه کرد که گویی شیعه دقیقاً با مبانی آشنا است و سریعاً همه چیز را گرفت. امام هادی (علیه السلام) در دوران کوتاه چهلساله نهتنها در بقای شیعه، بلکه در گسترش و مطرحشدن شیعه و تفکر شیعی در سطح دنیای اسلام و مهمتر از همه در مطرحشدن تفکری غیر از تفکر حکومت و تفکر رسمی در دنیای اسلام، شخصیت بسیار موفقی بود و این رسالت را به انجام رساند و امروز ما در همین مقام واقع شدهایم.
وقتی امام صادق (علیه السلام) این فعالیتهای فرهنگی را داشت و کسانی را تربیت کرد که معالم شیعه را عرضه کنند محمد بن مسلمها و زرارههایی را از میان خود سنیها جذب کرد که عرضه کننده تفکر شیعه باشند. سیدالشهداء نهال شیعه را، که تندباد میخواست از خاک بیرون بکشد، مستقر کرد و امام صادق (علیه السلام) آن را از نظر فرهنگی آبیاری کرد و در دوران امام رضا (علیه السلام) و امام هادی (علیه السلام) نیز، به عنوان ابنالرضای دوم، این تفکر گسترش بیسابقهای در کل دنیای اسلام پیدا کرد. نمونه این گسترش را در دوران امام عسکری (علیه السلام) میبینیم که امام در روم هم وکیل دارند. در بلاد دورافتاده، مثل بنیتمیم و نجر هم، که امروزه مرکز وهابیت است، وکیل داشتند. آن زمان خوارج و دشمنان اهل بیت (علیه السلام) آنجا بودند.
وجود امام هادی (علیه السلام) و زندگی ایشان درسی است برای ما که به شیعه و نشر تعالیم آن توجه داشته باشیم. ای کاش میتوانستیم معالم شیعه را بهخوبی عرضه کنیم؛ همانطور که آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) میگفتند شما این تعالیم را به مردم برسانید، مردم میگیرند؛ شما نگران پذیرش آن نباشید، اما درست، باسلیقه و اساسی برسانید. وقتی به مردم میرسانید بیجهت برای آن مبانی علمی و عملی درست نکنید؛ بگذارید اصیل به دست مردم برسد. این وظیفه را ما هم داریم و امام هادی (علیه السلام) به عنوان راهنما و مرشد ما، مثل پدران بزرگوارشان و مثل فرزند بزرگوارشان و نواده عظیمالشأنشان این رسالت را بر گردن ما میگذارد.
اٍنَّ اللهَ جَعَلَ اَلدُّنیا دارَ بَلوی وَالآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً
خداوند دنیا را منزل حوادث ناگوار و آفات, و آخرت را خانه ابدی قرار داده است و بلای دنیا را وسیله به دست آوردن ثواب آخرت قرار داده است و پاداش اُخروی نتیجه بلاها و حوادث ناگوار دنیاست.
اعلام الدین، ص 512
اگر توسط شما یکنفر امام دهم شناس شود، اجر
احیا تمام بشر را از اول خلقت تا روز قیامت در نامه عملت ثبت می کنند. این
سفر ارزشش این است . خوب بفهمید: کجا می روید؟ چه می کنید؟ اگر بدانید، شب و
روز نخواهید شناخت .
هر هیئتی که برای روز شهادت آن حضرت به راه بیفتد ، آن هیئت احیاء امر
او می شود؛ وقتی احیاء امر آن حضرت شد، رحمتی که خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُون،
در نامه عملت نوشته می شود.
اغتنموا الفرص فإنها تمر مر السحاب؛ همانطوری که ابر نمی ماند، مرور می کند، فرصت ها اینچنین است. خوشا به حال کسانی که غنیمت بشمرند. اگر همه هیئت ها روز شهادت آن حضرت بیرون بیایند، نمی دانید چه برای شما است، وقتی خبردار می شوید که نزع روح است، آن وقت می فهمید. در سکرات مرگ، وقتی امام دهم با آن کرم به بالینت حاضر می شود، قدر عملت را می دانی. وقتی سرازیر قبر شدی، هر هئیتی راه انداختی چراغی است در قبرت ؛ آن وقت می فهمی چه کردی . مرحله سوم، قیامت کبری است که گفتنی نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الصادق علیه السلام: رحم الله من أحیی أمرنا.
امام ششم، رأس و رئیس مذهب در این حدیث یک جمله فرمود. اما درک این جمله برای مثل شیخ طوسی ، شیخ انصاری، برای آن طبقه است که بفهمند اولا دعای او چه گوهری است.
یعرف الإمام بالعلم وإجابة الدعوة.. امام به دو مطلب شناخته می شود:
یکی به علم. علم امام علمی است که لا یدرک ولایوصف. نص قرآن این است: وَنَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء. ما فرطنا فی الکتاب من شیء . این کتاب، تبیان هر چیزی است. آن وقت این تبیان کل شی، پیش کیست؟ قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهیداً بَیْنی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب. علم کتاب که تبیان کل شی است، نزد چهارده نفر است. این کلمه اول.
دوم:
به اجابة الدعوه؛ آنچه از خدا بخواهد، رد شدنی نیست. این نشان امامت است. بعد چه خواسته؟ رحمتی از خدا خواسته که وَرَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُون ؛ از تمام عالم، آن رحمت، برتر و بالاتر است. این رحمت را برای کی خواسته؟ برای من أحیی أمرنا؛ کسی که امر ما را زنده کند. این پیشآمدی که برای شما اتفاق افتاده، مصداق این دعا است. منتها کمتر کسی است که بفهمد و برسد: چه بختی برای او پیش آمده است.
اگر بتوانید در این سفر مردم را منقلب کنید... .
اولا:
آن قلبی که عارف به امام دهم می کنید، اجرش چقدر است؟ اگر یکنفر را امام دهم شناس بکنید، اجر احیا تمام بشر را از اول خلقت تا روز قیامت در نامه عملت ثبت می کنی. این سفر ارزشش این است . خوب بفهمید: کجا می روید؟ چه می کنید؟ اگر بدانید، شب و روز نخواهید شناخت .
هر هیئتی که برای روز شهادت آن حضرت به راه بیندازید ، آن هیئت می شود احیاء امر او؛ وقتی احیاء امر آن حضرت شد، رحمتی که خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُون، در نامه عملت نوشته می شود. اغتنموا الفرص فإنها تمر مر السحاب؛ همانطوری که ابر نمی ماند، مرور می کند، فرصت ها اینچنین است. خوشا به حال کسانی که غنیمت بشمرند.
بعد اگر بتوانید آن منطقه ای که می روید، کاری کنید که همه هیئت ها روز شهادت آن حضرت بیرون بیایند، نمی دانید چه برای شما است، وقتی خبردار می شوید که نزع روح است، آن وقت می فهمید. در سکرات مرگ، وقتی امام دهم با آن کرم به بالینت حاضر شد، قدر عملت را می دانی. وقتی سرازیر قبر شدی، هر هئیتی راه انداختی چراغی است در قبرت ؛ آن وقت می فهمی چه کردی .
مردم غافل اند. خبر ندارند.
علامه حلی باید بفهمد این مطلب را. علامه پانصد کتاب دارد. بعد آخر زندگی - که شرح حالش را وقتی خواهم گفت - امشب کلمه آخر علامه برای همه تان بس است. بعد یک کلمه گفته و آن کلمه این است: لولا زیارة الحسین وکتاب الألفین... - پانصد کتاب دارد یک کتابش ألفین است. در آن کتاب دو هزار دلیل برای حقانیت مذهب ذکر کرده. او می داند چه خبر است فردا- بعد کلام علامه این است:
اگر این دو مطلب نبود:
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ الزَّکِیّ الهادی
در سالروز شهادت مظلومانه حضرت امام هادی علیه السلام
در دفتر حضرت آیت الله علوی بروجردی (مدظله)
به سوگ مینشینیم
****
سخنران مراسم:
دانشمند محترم و خطیب ارجمند
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای گنجی
همراه با مداحی مداح گرامی:
آقای پاکزمان
زمان: چهارشنبه 3 رجب 1436 مصادف با 2 اردیبهشت 1394
ساعت 11 صبح
مکان: قم، خیابان انقلاب (چهارمردان)، کوچه 6، بیت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ضمن به همین مناسبت
در مسجد اعظم قم
به سوگ مینشینیم
سخنران مراسم:
دانشمند محترم و خطیب ارجمند
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر رفیعی
زمان: 2رجب 1436 مصادف با 2 اردیبهشت 1394
سه شنبه
بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان: مسجد اعظم
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله علوی بروجردی (مدظله العالی)
چیستى معناى زیارت
به گزارش شیعه ویوز ، آیتالله العظمی وحید خراسانی، از مراجع عظام تقلید، با حضور در محل کارگاه ساخت ضریح حرم امامین عسکریین علیهما السلام در شهرقم، از مراحل ساخت این ضریح مطهر بازدید کردند.
در این مراسم باشکوه و آکنده از معنویت، معظم له ضمن زیارت ضریح مطهر و صندوقهای مضاجع شریف و دربهای ورودی حرم مطهر، با حضور در کارگاه ساخت، با چشمانی اشکبار و حالتی معنوی به قلمزنی بخشهایی از ضریح مقدّس پرداختند.
در خلال این دیدار که با حضور جمعی از طلاب و فضلا همراه بود، مسئولان مربوطه درباره روند ساخت این ضریح مطهّر گزارشهایی را به معظم له ارائه دادند.
آیتالله العظمی وحید خراسانی ضمن اظهار ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بهخصوص امامین عسکریین علیهماالسلام، با قدردانی از دستاندرکاران این کار بزرگ، برای آنان توفیق خدمتگزاری به مکتب اهل بیت علیهم السلام را آرزو نمودند.
به گزارش شیعه ویوز ، آیت الله العظمی صافی گلپایگانی از مراجع تقلید، با حضور در کارگاه ساخت ضریح امامین عسکریین علیهما السلام، این ضریح مطهّر را زیارت کردند.
در این مراسم باشکوه و آکنده از معنویت، معظم له ضمن زیارت ضریح مطهر، صندوق های مضاجع شریف و درب های ورودی حرم مطهر، با حضور در کارگاه ساخت این ضریح، با چشمانی اشکبار و حالتی معنوی به قلم زنی بخش هایی از ضریح مقدّس پرداختند.
آیت الله صافی گلپایگانی ضمن اظهار ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، به خصوص امامین عسکریین علیهما السلام، با قدردانی از دست اندرکاران این کار بزرگ فرمودند: "اقدام شما عزیزان در ساخت این ضریح مطهّر، اقدامی است که جز با توجه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف امکان پذیر نیست. قدر این توفیقی که نصیب شما شده است را بدانید و خدا را شاکر باشید."
حسادت، عامل دشمنی بنیعباس با ائمه اطهار(ع)
مسئله حسادت در قصه بنیعباس و تعاملات ایشان با ائمه طاهرین – علیهم السلام - مشاهده میشود. از بنیامیه که دشمنی ذاتی با اهل بیت داشتند، توقعی نبود. آنان اولاد ابوسفیان بودند. ابوسفیان ابتدا با شمشیر با پیامبر – صلی الله علیه و آله – جنگید و وقتی نتوانست پیروز شود، با ابزار دین و خود اسلام به جنگ اسلام آمد و مسلمانان هم بهرغم فریادهای فاطمه زهرا – سلام الله علیها – که میفرمود: «وابشروا بسیف صارم واستبداد من الظالمین»، نفهمیدند و گرفتار شدند. قتل عام مدینه یکی از نمونههای آن بود. بنیامیه مردمی را که به قبر پیامبر پناه آورده بودند، آنقدر کشتند تا آنکه خون کنار قبر آن حضرت جاری شد.
اما بنیعباس با بنیامیه فرق میکردند. اینها از اولاد عباس، عموی پیامبر – صلی الله علیه و آله – بودند که با آن حضرت نجنگیده بود. بنیعباس، رحِم پیامبر بودند و پیش از آنکه به خلافت برسند، آن قدر فقیر بودند که امام صادق – علیه السلام - به آنان به عنوان سادات کمک مالی میکرد؛ اما وقتی به حکومت رسیدند، از همان ابتدا برخوردهایشان با اهلبیت، بهویژه امام صادق – علیه السلام – آغاز شد.
مهمترین دلیل این برخورد، حسادت بنیعباس به اهلبیت و خاندان رسالت بود. آنان حسد را با همه ابزارهای خود اعمال میکردند؛ از جمله علمایی را به نام مفتی در شهرها و بلاد به کار میگرفتند و تخم کینه و حسادت به اهلبیت و ائمه را در دلهای آنان میکاشتند. در نتیجه همین سیاست است که نمونههای زیادی از رفتارهای کینهتوزانه از برخی علمای عامه نسبت به وجود مقدس امام علی رضا، امام جواد و امام هادی – علیهم السلام – میبینیم.
نیرنگ بنیعباس برای رسیدن به حکومت
وقتی جامعه اسلامی با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی امام حسین – علیه السلام – قیام کردند، بنیعباس در اندیشه حکومت افتادند. آنان ابتدا میخواستند از وجود مقدس امام صادق – علیه السلام - استفاده ابزاری کنند. از این رو، از آن حضرت خواستند که رهبری قیام را بپذیرد؛ اما امام صادق – علیه السلام – از آنجا که آنان را بهخوبی میشناخت و میدانست که ایشان کسانی نیستند که بتوان با آنها کار کرد، نپذیرفت و نامه ابوسلمه را روی چراغ سوزاند.
آنان وقتی دیدند امام قبول نمیکند، با شعار «الرضا من آل محمد» وارد شدند؛ یعنی فعلاً کسی قبول نکرده است؛ ولی ما قیام میکنیم، وقتی حکومت را به دست آوردیم، به هر کسی از آل محمد که راضی شد، تحویل میدهیم و او را حاکم میکنیم. آنان با این شعار جلو آمدند؛ اما وقتی حکومت را به چنگ آوردند، شمشیری شدند بر ضد آل محمد و ائمه اطهار – علیهم السلام – و چنان کشتاری از سادات و اهل بیت انجام دادند که حتی در زمان بنیامیه هم سابقه نداشت. به قول شاعر:
الا بنوامیة معروضون ان قتلوا وما لبنی عباس للعذری
ائمه اطهار – علیهم السلام – در چنین فضای خفقانآوری، به عرضه معالم اهلبیت و اداره امور شیعه میپرداختند؛ بهویژه امام هادی – علیه السلام – در این زمینه فعالیت بسیاری داشتند و بسیار تأثیر گذار بودند.
مقابله بنیعباس با اقدامات ائمه(ع) در عرضه معارف شیعه
بنیعباس در اولین اقدام، درب خانه امام صادق – علیه السلام – را بستند؛ اما آن حضرت آنچه لازم بود از معارف اسلام را عرضه کرده بودند و شاگردانش در سطح جامعه به گسترش آن میپرداختند. به همین دلیل، برای آنکه این شرایط در دوران امام کاظم – علیه السلام – تکرار نشود، آن حضرت را به زندان انداختند و بیشرت عمر آن حضرت در زندان گذشت.
با حرکت اجباری امام رضا – علیه السلام – به ایران، درصدد آلوده کردن ساحت امامت به سیاست بودند؛ اما امام با رفتار و گفتار خود، شاخصی برای تمایز بین آل فاطمه – سلام الله علیها – و بنیعباس شدند و با درخشش در عرصههای علمی و اجتماعی، مقام و عظمت اهلبیت – علیهم السلام – را نمودار ساختند. آن حضرت در مسیر حرکت خود، بذر اصالتها و ارزشها را دلهای مردم میکاشتند؛ به گونهای که مردمی که اکثراً سنی بودند، خاک پای ایشان را توتیای چشمان خود میکردند.
مأمون که سیاست خود را شکستخورده میدید، آن حضرت را به شهادت رساند. این اقدام او، چنان ماهرانه و مزورانه بود که حتی کسی مثل سیدبنطاووس هم تردید داشت که واقعاً مأمون امام رضا – علیه السلام – را به شهادت رسانده باشد؛ اما در هر صورت، این امر آشکار شد. در نتیجه مأمون برای دفع این اتهام، امام جواد – علیه السلام – را داماد خود کرد و در عین حال، آن حضرت را محصور نمود؛ اما سفر امام رضا – علیه السلام – اساس را تغییر داده و تفکر شیعه را در دنیای اسلام عرضه کرده بود.
امام هادی(ع) و اداره جامعه گسترده شیعه
در زمان امام هادی – علیه السلام – هرچند بیشتر عمر شریف ایشان در سامرا و تحت نظر نظامیان گذشت، اما فرصت بیشتری برای آن حضرت فراهم شد. مهمترین مسئله در این زمان، اداره امور شیعه بود که در آن هنگام بسیار گسترش یافته بود. در زمان امام جواد و امام هادی – علیهما السلام – تعداد وکلای ائمه در بلاد مختلف بسیار زیاد شده بود. ایشان در دورترین نقاط وکیلهایی داشتند که پرسشهای فقهی و اعتقادی مردم را به همراه وجوهات و نذورات به ایشان منتقل میکردند و پاسخهای ائمه را به مردم میرساندند. شیعه چنان گسترش یافته بود که در اصل به حکومتی پنهانی در مقابل حکومت ظاهری بنیعباس تبدیل شده بود. این وضعیت تا زمان غیبت همچنان ادامه داشت.
امام هادی – علیه السلام – در این دوران، مصائب بسیار زیاد و توهینهای ناگواری را تحمل کردند. برای نمونه، خلیفه عباسی هنگام سان دیدن از لشکریان، امام را هم در میان مردم و درباریان قرار میداد تا به دنبال لشکر حرکت کنند و خود هم میایستاد و سان میدید. با همه اینها، گاهی از اوقات جلوههایی از وجود مقدس امام هادی – علیه السلام – نمودار میشد که همه چیز را در دستگاه خلافت به باد میداد و حتی خود خلیفه را هم به لرزه میانداخت. در اصل پیش از غیبت، حکومت واقعی بر دلهای مردم برای ائمه شده بود و حکومت عباسی تنها به زور و اسلحه متکی بود.
امام هادی – علیه السلام – در طول دوران امامت خود به محافظت از شیعه و ارزشهای عرضهشده آن توسط ائمه پیشین پرداختند و بیشتر مکاتبات ایشان، استفتائاتی بود که از دورترین نقاط سرزمین اسلامی به ایشان میرسید. تعاملات آن حضرت با شیعیان و خدمات ایشان به جامعه شیعه بسیار گسترده بود و جای بحثهای مفصلی دارد. الحمدالله محققان در زمینه تاریخ تحلیلی ائمه کارهای خوبی انجام دادهاند و امیدواریم کارهای بیشتری انجام شود. انشاءلله.
و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
نام: على.
القاب:
نقى، هادى، نجیب، مرتضى، عالم، فقیه، ناصح، امین، مؤتمن،
طیّب، فتّاح ومتوکل.
واژه «متوکل» لقب «متوکل على اللَّه»، خلیفه عباسى نیز بود که در عصر امام هادى علیه السلام مى زیست. به همین دلیل، امام هادى علیه السلام این لقب را براى خویش نمى پسندید وبه اصحابش دستور مى داد که از به کاربردن آن اعراض کنند.
کنیه: ابوالحسن.
چون کنیه امام موسى کاظم علیه السلام وامام رضا علیه السلام نیز ابوالحسن
بود، به امام هادى علیه السلام ابوالحسن ثالث گفته مى شود.
منصب:
معصوم دوازدهم و امام دهم شیعیان.
نسب پدرى:
ابوجعفر، محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن
حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام.
نام مادر:
سمانه مغربیه که کنیه وى ام الفضل بود.
امام هادى علیه السلام در شأن مادرش فرمود:
مادرم به حق من عارف و از اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمى شود و مکر جباران به وى نمى رسد. او در پناه خدایى است که نمى خوابد و مادران صدیقان و صالحان را به خود وا نمى گذارد.
تاریخ ولادت: نیمه ذى حجه سال 212 هجرى.
برخى مورخان تولد آن حضرت را دوم یا پنجم رجب همین سال و برخى دیگر رجب سال 214 دانسته اند. یکى از ادله اى که زمان تولد آن حضرت را ماه رجب مى داند، دعاى ناحیه مقدسه است:
«اللّهُمَّ اِنّی أسئلکَ بالمَولوُدَینِ فی رَجبٍ، مُحمّدِ بنِ عَلیٍ الثّانی وَابنه علیّ بنِ محمّدٍ المُنتَجب».(1)
محل تولد: «صُریا» در حوالى شهر مدینه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى). صریا قریه اى بود که امام موسى بن جعفر علیه السلام آن را بنا نهاد و سال هاى طولانى، موطن اولاد و احفاد آن حضرت بود. فاصله آن با مدینه حدود سه میل است.
مدت امامت: از ذى قعده سال 220 هجرى تا رجب 254 هجرى، به مدت 33سال. زمانى که آن حضرت به امامت رسید، هشت سال و پنج ماه بیشتر نداشت.
تاریخ و سبب شهادت:
سوم ماه رجب (و به قولى 25 جمادى الاخر) سال 254 هجرى، به وسیله زهرى که معتمد عباسى، برادر معتز (خلیفه وقت) به آن حضرت خورانید. سن آن حضرت در هنگام شهادت، 40 یا 42 سال بود.
محل دفن: سامرا، که در سابق به آن «سرّ مَن رَأى » گفته مى شد (درکشور عراق کنونى).
همسر: حدیث (یا سلیل) که به او جده مى گفتند.
فرزندان: 1. ابا محمد حسن عسکرى علیه السلام. 2. حسین. 3. محمد. 4. جعفر(معروف به جعفر کذّاب). 5. علیّه .
رفتارها و برخورد دیگران با ما عمدتا انعکاس رفتار ما با آنهاست و شاید بتوان آن رامصداق ضرب المثل 'از هردست که دهی از همان دست می گیری'دانست
به گزارش شبکه جهانی حضرت اباالفضل العباس علیه السلام به نقل از شیعه نیوز ، گاهی اوقات نسبت به دیگران کوتاهی هایی را داریم اما در مقابل انتظار خوبی از آنها داریم در حالی که انسان اگر محبتی به کسی می کند به همان اندازه می تواند انتظار محبت داشته باشد .نمی شود به کسی جفا کرد اما از طرف مقابل انتظار محبت داشت.
امام هادی علیه السلام در این زمینه می فرماید:
از کسی که او را آزرده ای ،توقع صمیمیت نداشته باش
و از کسی که به او مکر و حیله کرده ای توقع وفاداری نداشته باش
و از کسی که به او بدگمان هستی ،انتظار خیر خواهی نداشته باش
زیرا همانطور که دیگران در دل تو جای دارند ،تو هم در دل آنان جای داری
|
![]() |
![]() در روز جمعه نوزدهم ماه ذیحجة الحرام
1434ق (3/8/1392) هیئتی متشکل از بیش از یک هزار تن از مردم دوستدار اهل
بیت علیهم السلام در قالب هیئتی به نام هیئت دوستی، فداکاری و فتح از
کربلای معلی راهی سامرا شدند تا اقدام تروریستی بر ضد حرم امامین عسکریین
علیهماالسلام را در تظاهراتی اعتراض آمیز محکوم کنند.
این هیئت با ورود به منطقه سامرا، خیابان های این شهر را طی کرده و به سمت محل انفجار رفتند و با تجمع در آن مکان اقدام جنایتکارانه ی تروریست ها بر ضد مقدسات را محکوم کردند. معترضان در قطع نامه ی پایانی خود جلوگیری از بی حرمتی نسبت به مقدسات و مراقد اهل بیت علیهم السلام را خواستار شدند و این اماکن را خط قرمز مسلمانان خواندند که اجازه ی تعرض به آن را نداده و چنین حرکت هایی را بر نمی تابند. در این قطع نامه همچنین از نیروهای امنیتی خواسته شد تا با تدابیر امنیتیِ لازم، تروریست های تکفیری و حامیان شان را از شهر سامرا بیرون برانند. تظاهر کنندگان از سکوت و بی اعتنایی نسبت به چنین بی حرمتی هایی ابراز شگفتی کرده و تأسیس نیرویی بازدارنده با نظارت نهاد مرجعیت، برای برخورد قاطع با تروریسم و حمایت از مرقد امامین عسکریین علیهماالسلام را خواستار شدند. در پایان این قطع نامه به تروریست ها و حامیان آنان هشدار داده شد که پیروان اهل بیت علیهم السلام بازویی توانا و دژی نفوذناپذیر برای دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام بوده و مشتی محکم بر فرق هر متجاوز ابلهی خواهند بود. گفتنی است که تروریست های جنایتکار چندی پیش با پنج کمربند انفجاری قصد منفجر کردن حرم مقدس امام هادی علیه السلام و امام عسکری علیه السلام را داشتند که با دخالت نیروهای قهرمانِ محافظ حرم مطهر، توطئه ی تروریست ها خنثی شد و کمربندهای انفجار در پنجاه متری حرم مطهر منفجر گردید. |
|
![]() |
ولادت سراسر
نور حضرت امام هادی علی النقی علیه السلام را به ساحت مقدس حضرت مهدی
موعود ارواحنافداه و مسلمانان جهان تبریک عرض می نماییم.
جهت دریافت تصویر با کیفیت بالا کلیک کنید |