هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

انتظار فرج ،حقیقت انتظار چیست؟1

43: حقیقت انتظار چیست؟
انتظار، کیفیتى روحى است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگى است براى آنچه انتظار دارند، و ضد آن یاءس و ناامیدى است هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگى بیشتر است.اگر انسان مسافرى داشته باشد که چشم به راه آمدن او است هر چه زمان رسیدن او نزدیک تر گردد آمادگى براى آمدنش فزونى مى یابد. حالت انتظار، گاهى به پایه اى مى رسد که خواب را از چشم مى گیرد چنان که درجات انتظار از این نظر تفاوت مى کند، همچنین از نظر حب و دوستى نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به ((منتظر)) افزون باشد آمادگى براى فرارسیدن محبوب افزون مى گردد و دیر آمدن و فراق محبوب دردناک مى گردد، تا بدانجا که انسان منتظر از خود بى خود مى شود و دردها و سختى هاى دردآور و مشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمى کند.  
44: انتظار چه ویژگى هاى خاصى دارد؟
انتظار در درجه نخست ویژه حیات و زندگى است. ماهیت زندگى انسان با انتظار و امید به آینده عجین شده است به گونه اى که بدون انتظار، زندگى مفهومى ندارد و شور و نشاط لازم براى تداوم آن در کار نیست. حیات حاضر و کنونى ظرف پویایى، تلاش و حرکت به سوى فردا و فرداهاست، و این چنین پویایى و حرکتى بدون عنصر ((انتظار)) ممکن نیست؛ زیرا احتمال معقول بقا و پایدارى و امید به تداوم حیات است که به زندگى کنونى معنا و مفهوم مى بخشد، و پویایى و نیروى لازم براى ادامه آن را تاءمین مى کند. از این رو است که ماهیت زندگى با انتظار پیوستگى ناگسستنى دارد.
هر انسان زنده اى که در انتظارهاى خویش، به تداوم حیات مى اندیشد و بقاى خویش را انتظار دارد، تمام حرکت و سکون خود را در راستاى این انتظار و در جهت متناسب با تداوم حیات قرار مى دهد.
و لذا در روایات اسلامى مى بینیم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پیامبر شمرده شده است. یعنى ویژگى انتظار در عمل در راه رسیدن به حیات است. شاید یکى از علل این گونه آموزش ها این بوده است که پیروان امام مهدى علیه السلام بکوشند تا خود را به امامشان نزدیک کنند و مانند او بیندیشند و امت با امام در انتظار به سر برند، زیرا امام نیز در انتظار ظهور خود به سر مى برد.
در حالت انتظار، بهترین شیوه پیوند و همسویى و همدلى با امام نهفته است، و غفلت از انتظار و معناى صحیح آن باعث بى خبرى و بى احساسى نسبت به سوزها و شورهاى امام موعود است. شاید در دوران غیبت، انتظار راستین براى فرج یعنى حضور امام در جامعه انسانى، نخستین راه بیعت و هم پیمانى با امام موعود باشد؛ زیرا انتظار حضور در متن جریان ها و حوادث پیش از ظهور است و مایه یادآورى هدف ها و آرمان هاى امام موعود و زمینه آگاهى و هوشیارى همیشگى است و در حال انتظار نبودن به معناى غفلت و بى خبرى و بى احساسى و بى تفاوتى نسبت به حوادث پیش از ظهور و اصل ظهور است.
جامعه منتظر، هر حادثه اى هر چند عظیم و ویرانگر، و هر عاملى هر چند بازدارنده و یاس آفرین، او را از تحقق هدف هاى مورد انتظار مایوس نمى کند و در راه آن هدف ها از پویایى و تلاش باز نمى ایستد، و همواره به امام خود اقتدا مى کند.
امامى که در برابر مشکلات شکننده و حوادث کوبنده قرن ها و عصرها استوار و نستوه ایستاده است و ذره اى در اصالت راه و کار خود تردید نکرده است.
حضرت مهدى علیه السلام فرمود... لان الله معنا و لا فاقة بنا الى غیره، و الحق معنا فلن یوحشنا من قعد عنا (1)؛ ((... چون خدا با ما است نیازى به دیگرى نیست، حقانیَّت با ما مى باشد و کناره گیرى عده اى از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.))
آرى! امام مهدى علیه السلام در چنین انتظارى به سر مى برد و با چنین ایمانى در این شب یلداى زندگى، استوار و تزلزل ناپذیر ایستاده است و جامعه ((منتظر)) و امت چشم به راه نیز باید این ویژگى ها را در امام موعود و ((منتظر)) خویش، نیک بشناسد، و تا حد امکان مانند خود او در انتظار باشد.
45: عناصر تشکیل دهنده انتظار چیست؟
انتظار ظهور منجى هیچ گاه به حقیقت نمى پیوندد مگر در صورتى که سه عنصر اساسى در آن محقق گردد:
1- عنصر عقیدتى: شخص منتظر باید ایمان راسخى به حتمى بودن ظهور منجى و نجات بخشى او داشته باشد.
2- عنصر نفسانى: زیرا شخص منتظر باید در حالت آمادگى دائمى به سر ببرد.
3- عنصر عملى و سلوکى: شخص منتظر باید به قدر استطاعت خود در سلوک و رفتارش زمینه هاى اجتماعى و فردى را براى ظهور منجى فراهم نماید.
با نبود هر یک از این سه عنصر اساسى، انتظار حقیقتا معنا پیدا نمى کند.
46: چه نوع انتظارى راجح است؟
انتظار فرج بر دو گونه است:
1- انتظارى که سازنده است، تحرک بخش است، تعهدآور است، عبادت بلکه با فضیلت ترین عبادات است.
از مجموعه آیات و روایات اسلامى استفاده مى شود که ظهور مهدى موعود علیه السلام حلقه اى است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. امامان و رهبران معصوم الهى به طور روشن و صریح ارائه تصویرى مناسب از انتظار، روى برداشت درست و صحیح از مفهوم آن تکیه داشته اند و انتظار را از مقوله عمل به حساب آوده اند، و لذا پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرماید:افضل اعمال امتى انتظار الفرج (2)؛ ((افضل اعمال امت من انتظار فرج است.))
و نیز در روایتى دیگر امام صادق علیه السلام مى خوانیم:افضل الاعمال انتظار الفرج من الله (3)؛ ((بزرگ ترین اعمال انتظار فرج از خداست.))
اهمیت آمادگى و زمینه سازى را مى توان در پیام امام صادق علیه السلام یافت که فرمود:لیعدن احدکم لخروج القآئم و لو سهما (4)؛ ((باید هر کدام از شما براى خروج قائم آمادگى پیدا کند اگر چه با تهیه کردن یک تیر باشد.))
2- انتظارى که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است و نوعى اباحى گرى است. برداشت قشرى مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدى علیه السلام این است که صرفا ماهیت انفجارى دارد. فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها و تبعیض ها و اختناق ها و حق کشى ها ناشى مى شود، آنگاه که صلاح به نقطه صفر برسد و حق و حقیقت هیچ طرفدارى نداشته باشد.
این نوع برداشت، از آن جهت که با اصلاحات مخالف است و فسادها و تباهى ها را به عنوان مقدمه یک انفجار مقدس و موجه مى شمارد، باید ((شبه دیالکتیکى)) خوانده شود، با این تفاوت که در تفکر دیالکتیکى با اصلاحات از آن جهت مخالفت مى شود و تشدید نابسامانى ها از آن جهت داده مى شود که شکاف وسیع تر شود و مبارزه پیگیرتر و داغ تر گردد. ولى این تفکر عامیانه فاقد این مزیت است، فقط به فساد و تباهى فتوا مى دهد که خود به خود منجر به نتیجه مطلوب بشود.
این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدى موعود، و این نوع انتظار فرج که منجر به نوعى تعطیل در حدود و مقررات اسلام مى شود و نوعى اباحى گرى باید شمرده شود به هیچ وجه با موازین اسلامى و قرآنى وفق نمى دهد.
47: انتظار، چه تاءثیرى در بعد اجتماعى دارد؟
انتظار در ابعاد گوناگون حیات انسانى آثار ژرف مى گذارد، و بیشترین اثر گذارى آن در بعد تعهدها و مسئولیت هاى اجتماعى و احساس دیگر خواهى و احسان دوستى عینیت مى یابد؛ زیرا که در مفهوم انتظار، انسان گرایى نهفته است. انسان منتظر پیوندى ناگسستنى با هدف ها و آرمان هاى امام منتظر و موعود خود دارد و در آن راستا گام بر مى دارد و همسان و همسوى آن اهداف و آرمان ها حرکت مى کند و همه جهت گیرى ها و گرایش ها و گزینش هایش در آن چارچوب قرار مى گیرد. امام موعود، غمگسار راستین غمزدگان و یار و یاور واقعى مظلومان و حامى حقیقى مستضعفان است.
پس جامعه منتظر انسان هاى داراى خصلت انتظار باید در زمینه خواست ها و هدف هاى امامشان عمل کنند و به یارى انسان هاى مظلوم و محروم بشتابند و دل آزردگان را مرهم نهند و دشوارى ها و مشکلات مردم را تا حد توان طبق خواسته و رضاى امامشان برطرف سازند. و اگر چنین شد در قلمرو جامعه منتظر، محروم و تهیدست و بیمار بى درمان و دلتنگ و افسرده و اندوهگین و گرفتار باقى نخواهد ماند.
شاید یکى از معانى برخى از احادیث درباره انتظار فرج که گفته اند: ((انتظار فرج خود فرج است)) همین معنا باشد که جامعه منتظر اگر انتظارى راستین و صادقانه داشته باشد دست کم در حوزه خود، مشکلات و نابسامانى هاى مردم را برطرف مى کند و خواسته ها و آرمان هاى امام موعود را در محیط خویش ‍ تحقق مى بخشد لذا امام رضا فرمود:... انتظار الفرج من الفرج (5)؛ ((... انتظار فرج جزء فرج است.))
48: عنصر انتظار چگونه در آمادگى نظامى منتظران تاءثیر دارد؟
انتظار، نخست یک آرمان و عقیده است و سپس در عمل و عینیت آشکار مى گردد و انسان منتظر به مرزبانى و پاسدارى از حوزه جغرافیایى و فرهنگى و ایدئولوژى خود و همکیشان و هم مسلکان خویش مى پردازد و همواره در موضع دیده بانى است و هوشیارانه و تیزنگرانه به افق هاى دور و نزدیک مى نگرد و هر تحرک و تحول و نقل و انتقالى را در اردوگاه هاى دشمن زیر نظر مى گیرد و در سنگر دفاع ایدئولوژیکى و زمینى و جغرافیایى، دشمن را از پیشروى باز مى دارد، و در صورت فراهم بودن زمینه به تهاجم نیز دست مى یازد.
این است که جامعه منتظر همواره به آمادگى نظامى و دفاعى فرا خوانده شده است و تهیه ابزار جنگ و قدرت از هر مقوله و با هر کیفیت، تکلیف گشته است. فقها در کتاب جهاد بحثى را تحت عنوان ((مرابطه)) و ((رباط)) ذکر کرده اند، به این معنا که مومنان در مرزها اقامت گزینند و آمادگى کامل داشته باشند تا در هنگام حمله و تهاجم ناگهانى دشمن دفاع کنند و کشور را نجات دهند.
معناى دیگر مرابطه و رباط، پیوند و رابطه با امام و در خدمت امام زیستن و مرزبان دستورها و خواسته هاى امام بودن است. به این معنا که جامعه ى مومنان با امام خویش ارتباط برقرار کنند و به ریسمان ولایت امام چنگ زنند و با او هم پیمان شوند و به یارى امام متعهد گردند. این قسم از ((مرابطه)) بر هر فرد واجب عینى است، نیابت بردار نیست، و پایه اى از پایه هاى ایمان است و عملى بدون آن پذیرفته نمى شود.(6)
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه:یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون (7)؛ فرمود:اصبروا على المصآئب و صابروا على الفرآئض و رابطوا على الائمه علیهم السلام (8)؛ ((در برابر مشکلات شکیبایى ورزید و در انجام تکلیف ها و مسئولیت ها پایدار باشید و با امامان مرابطه برقرار کنید.))
و در روایتى دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است که ((رابطوا)) به معناى حضور نزد امام است (9)
49: عنصر صبر در تحقق انتظار تا چه مقدار موثر است؟
روح و جوهر اصلى انتظار، مقاومت و صبر است. کسى که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانى است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایى هدف و شکل گرفتن آرمان، پایدارى و شکیبایى کند و تاب و توان از دست ندهد، و هر ناملایمى را در آن با بردبارى بپذیرد، و چون صبر و پایدارى را از دست داده است؛ زیرا که پایدارى و صبر، تحقق بخش جوهر انتظار است. لذا در احادیث از انتظار فرج همراه با صبر سخن گفته اند.
امام رضا علیه السلام فرمود:ما اءحسن الصبر و انتظار الفرج... (10)؛ ((چه نیکو است شکیبایى و انتظار فرج.))
براى ظهور وقت تعیین نشده است و همواره وقوع آن را امرى ناگهانى توصیف کرده اند و لذا باید انتظار لحظه به لحظه باشد.
50: حقیقت انتظار فرج چیست؟
اندیشه پیروزى نهایى نیروى حق و صلح و عدالت، بر نیروى باطل و ستیز و ظلم، استقرار کامل و همه جانبه ارزش هاى انسانى، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده آل و بالاخره اجراى این ایده عمومى و انسانى به وسیله شخصى مقدس و عالى قدر که در روایات اسلامى از او به عنوان ((مهدى)) نام برده شده است، اندیشه اى است که کم و بیش همه فرق مذاهب اسلامى با اختلافاتى بدان مومن و معتقدند.
این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینى نسبت به جریان کلى نظام طبیعت و سیر تکامل تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینى نسبت به پایان کار بشر است (که طبق بسیارى از نظریه ها و فرضیه هاى غیر اسلامى پایان نظام طبیعت تاریک و ابتر است) .
امید و آرزوى تحقق این نوید کلى جهانى انسانى، در زبان روایات اسلامى ((انتظار فرج)) خوانده شده است.
51: آیا مکاتب فلسفى نیز انتظار فرج را امرى ارزشى مى دانند؟
انتظار ظهور منجى در آخرالزمان و نجات بشر از وضعیت موجود اختصاص به اسلام و حتى ادیان آسمانى ندارد بلکه مکاتب فلسفى غیر دینى و مادى نیز معتقد به این نظریه مى باشند.
راسل مى گوید: ((انتظار منجى و اعتقاد به ظهور نجات بخش در آخرالزمان اختصاص به ادیان آسمانى ندارد بلکه مکاتب غیر دینى و مادى نیز در انتظار ظهور منجى براى جامعه بشریت و گسترش دهنده عدل و داد به سر مى برند)) .
52: آیا در کتاب مقدس یهود سخن از انتظار فرج به میان آمده است؟
شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت موج مى زند. در عهود قدیم از کتاب مقدس سفر مزامیر داوود مزمور 37 مى خوانیم: ((به جهت وجود اشرار و ظالمین مایوس مشو؛ زیرا نسل ظالمین از روى زمین برچیده خواهد شد و منتظرین عدل الهى وارثان زمین خواهند شد. و کسانى که مورد لعن الهى واقع گردند بینشان تفرقه خواهد افتاد. و انسان هاى صالح کسانى هستند که وارثان زمین شده و تا پایان تاریخ در روى زمین زندگى خواهند کرد)).(11)
تب و تاب انتظار دخالت اعجازآمیز خداوند در دوران سیطره والیان رومى بر فلسطین به اوج خود رسید و به همین علت هنگامى که یحیاى تعمید دهنده ندا داد: ((توبه کنید، زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.)) (12) توده هاى مردم پیام او را با جان و دل شنیدند، کلمات هیجان آور او دل هاى شنوندگان را تکان مى داد و الهام بخش گروه هاى ستمدیده و بینوایى بود که همواره آتش شوق انتظار براى قیام ((مسح شده خدا)) در قلوبشان زبانه مى کشید.
53: مقصود از انتظار مسیحا چیست؟
یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود هر گونه خوارى و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزى ((مسیحا)) بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد رنج رهانده فرمانرواى جهان گرداند. هم اکنون صهیونیست هاى اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهاى مسیحایى مرسوم در پایان مراسم سالگرد بنیان گذارى رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه ایّار عبرى) پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا مى کنند: ((اراده خداوند، خداى ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادى باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش ‍ دهد)).(13)
بسیار طبیعى است که قوم بنى اسرائیل با گذشته تیره و تار خود در انتظار آینده بهترى باشد. به همین علت که حضرت موسى علیه السلام به عنوان یک منجى میان ایشان برخاست آنان در پذیرفتن او درنگ نکردند. این آرمان در دوران ابتلا پا گرفت و هرگز از ایشان جدا نشد و تنها با انتخاب داوود به پادشاهى بود که آرزوى قوم براى قیام یک منجى کاملا برآورده شد. داوود نمونه یک پادشاه یهودى و الگوى جاودانى شخص مسیحا گردید. و در واقع برخى از انبیا و حکیمان هم او را مسیحا مى دانستند.(14)
عصر داوود و سلیمان را مى توان دوران شکوفا شدن آرمان مسیحایى در اذهان قوم یهود دانست. امید مسیحایى با دو نیم شدن حکومت بنى اسرائیل پس از حضرت سلیمان جدى تر شد.
انبیا نه تنها آتش شوق را در دل ها روشن نگه مى داشتند بلکه به توسعه دادن مفهوم مسیحا و دوران مسیحایى مى پرداختند. آنان معتقد بودند که شخص مسیحا که خدا به وسیله او جهان را مبارک خواهد ساخت، در اذهان بیشتر انبیا حاضر بود.
اندیشه مسیحایى در پیشگویى هاى ((إ شَعیا)) به طور وضوح آمده است. مسیحاى آرامش آفرین و تسلى بخش قوم یهود در یکى از پیشگویى هاى او تصویر شده است او حکومت آرمانى عادلانه اى را پى مى افکند که در آن زمان جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آب هایى که دریا را مى پوشاند)) و آن، پس از گسترش دین بنى اسرائیل در سراسر گیتى است که همچون پرچم قوم ها بر پا خواهد شد و امت ها آن را خواهند طلبید.(15)
و نیز مى خوانیم: ((و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قله کوه ها ثابت خواهد شد و فوق تل ها برافراشته خواهد گردید و جمیع امت ها به سوى آن روان خواهند شد...)).(16)
برخى از پیشگویى هاى ((صفنیا)) حتى از پیشگویى هاى اشعیا جهان شمول ترند از دید او عصر مسیحایى زمان اصلاح کلى جهان است؛ زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امت ها خواهد داد تا جمیع ایشان اسم یَهوَه را بخوانند و به یک دل او را عبادت کنند. تصور تَلمود پیرامون شخص مسیحا به قرار زیر است: ((یک انسان که نهالى از خاندان سلطنتى داوود است و قداست او تنها به سبب موهبت هاى طبیعى وى خواهد بود. امت هاى مشرک به دست او نابود خواهند گشت و بنى اسرائیل قوت خواهد گرفت)).(17)

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد