59: آیا ایمان به ظهور منجى نزد ادیان و ملل دیگر نیز وجود دارد؟
ایمان به ظهور منجى بشریت از وضع موجود و اقامه عدل و داد فطرى بشر است و لذا این عقیده در هر ملت و دینى وجود دارد.
محمد
امین زین الدین مى گوید: ((شکى نیست که اعتقاد به اصلاح جامعه از وضعیت
موجود، از ابتداى تاریخ بشر در ذهن مردم وجود داشته است و از عقاید اختصاصى
دین اسلام نیست، زیرا در بین ادیان آسمانى قبل از ظهور اسلام مشاهده مى
کنیم که همگى خبر از وقوع این حقیقت داده اند و حتى صفات مصلح و راه کارهاى
اصلاحى او را نیز بیان کرده اند، گر چه نام او را مهدى و دعوت اصلاحى او
را به نام مهدویت نگذاشته اند... این عقیده و فکر حتى به ادیان دیگر از
قبیل زردشتى و برهمنى و... نیز سرایت کرده است...)).(1)
در بین ادیان آسمانى و آیین هاى شبه دینى و ملت ها، مى توان از اینها نام برد:
1- یهود به بازگشت عزیر یا منحاس بن عازر بن هارون اعتقاد دارد.
2- مسیحیت با ایمان به بازگشت عیسى علیه السلام.
3- زردشت با ایمان به بازگشت بهرام شاه.
4- هندوها با ایمان به بازگشت فیشنوا.
5- مجوس با ایمان به بازگشت اءوشیدر.
6- بودایى ها در انتظار ظهور بودا.
و.... (2)
60: از چه زمانى خطوط کلى براى روز موعود جهانى ترسیم شده است؟
ترسیم
خطوط کلى براى روز موعود به شروع خلقت باز مى گردد؛ زیرا این روز هدف و
غرض اساسى براى خلقت است. براى توضیح این مطلب به نکاتى چند اشاره مى کنیم:
1-
براى برپایى حکومت عدل جهانى دو شرط اساسى وجود دارد: یکى شناخت کامل عدل
به معناى وسیعش و دیگرى آمادگى براى فداکارى در راه پیاده کردن عدالت در
سطح جهان، بعد از علم و شناخت عدل. بشر این دو شرط اساسى را از ابتداى خلقت
نداشته است، بلکه انبیا متکفل این دو امر مهم شده و در صدد تربیت بشر براى
رسیدن به آن دو بوده اند. گر چه انبیا در شرط اول به موفقیت رسیده و عدل
را به معناى وسیع و همه جانبه اش براى مردم تبیین نموده اند ولى در طول
تاریخ خود نتوانستند شرط دوم را به طور کامل محقق سازند، و این نه به جهت
قصور در انجام وظیفه آنان بوده، بلکه به خاطر قصور یا تقصیر از جانب مردم
بوده است.
2- انبیا در طول تاریخ بعثت خود مردم را به هدف و غرض اساسى
از خلقت بشر که همان رسیدن به حکومت عدل توحیدى است گوشزد مى کرده اند.
خداوند متعال مى فرماید:و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر اءن الارض
یرثها عبادى الصالحون (3)؛ ((در زبور بعد از ذکر [تورات ] نوشتیم بندگان
شایسته ام وراث [حکومت ] زمین خواهند شد.))
و نیز مى فرماید:و نرید ان
نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین (4)؛
((ما مى خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى
زمین قرار دهیم.))
و نیز مى فرماید:هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین
الحق لیظهره على الدین کله ولو کره المشرکون (5)؛ ((او کسى است که رسول خود
را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد هر چند
مشرکان کراهت داشته باشند.))
3- براى هیچ یک از انبیا شرایط اساسى و
عمومى براى هدایت کل بشر و تشکیل حکومت عدل توحیدى در سطح جهان فراهم نشد،
زیرا دو شرط اساسى براى تشکیل چنین حکومتى فراهم نگشت:
الف) انبیا گرچه
مفهوم عدل کامل و به معناى وسیع آن را براى مردم تفهیم نموده اند ولى بشر
به آن درجه از فهم و شعور نرسیده است تا به حقیقت آن در سطح گسترده اش پى
برده باشد. لذا هدف انبیاى سابق بر حضرت موسى علیه السلام، ترسیخ و تثبیت
عقده مردم بوده، و تکالیف شرعى فرعى زیادى نداشته اند، تا اینکه از زمان
حضرت موسى علیه السلام تا عصر بعثت رسول اکرم صلى الله علیه و آله خصوصا در
شریعت اسلام شرایع به صورت تفصیل تبیین شده است.
ب) تاکنون هیچ امتى به
حدى نرسیده است که بتواند در راه پیاده شدن حکومت عدل توحیدى جهانى
فداکارى تام و تمام داشته باشند. حضرت نوح علیه السلام 950 سال قوم خود را
به حق و حقیقت دعوت کرد ولى به جز اندکى به او ایمان نیاوردند. قوم حضرت
ابراهیم علیه السلام به جاى پذیرش دعوتش او را در آتش انداختند. قوم حضرت
موسى علیه السلام درخواست او را براى مقابله با حاکمان ظالم فلسطین رد کرده
و گفتند:فاذهب اءنت و ربک فقاتلا انا ههنا قاعدون (6)؛ ((تو و خدایت بروید
و با آنان بجنگید ما اینجا نشسته ایم.))
حواریون حضرت عیسى علیه
السلام در قدرت خداوند شک نمودند و به عیسى خطاب کرده گفتند:یا عیسى ابن
مریم هل یستطیع ربک ان ینزل علینا مائدة من السماء (7)؛ ((اى عیسى بن مریم!
آیا پروردگارت قدرت دارد که براى ا سفره اى غذا از آسمان نازل کند.))
نتیجه: گرچه خطوطى کلى و اساسى روز موعود از ابتداى خلقت ترسیم شده است ولى هنوز شرایط تحقق و پیاده شدن آن فراهم نگشته است.
61: منجى در آیین هندو کیست؟
بشارت
به ظهور منجى در کتاب هاى مقدس هندوها نیز به چشم مى خورد. در کتاب
((ماللهند)) از کتاب هاى مقدس هندوها آمده است؛ ((در اواخر دوره چهارم اهل
زمین به فساد کشیده شده و اکثر آنها کافر مى شوند آنان معصیت هاى بزرگ را
انجام داده و حاکم آنها افراد پست خواهد بود. مردم در آن روز به گرگ ها
شبیه اند که همدیگر را مى درند و غارت مى کنند. کاهنان و مردان دین فاسد مى
شوند و حق با دزدان مى شود و افراد با تقوا و زاهد را تحقیر مى کنند... در
آن زمان ((برهمن کلا)) یعنى مردى شجاع و دین دار ظهور مى کند و زمین را با
شمشیر برنده اش از مفسدین و پلیدى ها پاک کرده و افراد پاک و طاهر را حفظ
خواهد نمود)).(8)
در کتاب ((شاکمونى)) آمده است: ((حکومت و دولت جهانى
به دست مردم از ذریه سید خلایق عالمیان ((کشن)) بزرگ ختم خواهد شد، او کسى
است که بر کوه هاى شرق و غرب عالم حکومت خواهد کرد... و تمام ادیان الهى،
یک دین خواهد شد، او که اسمش قائم و عارف بالله است، دین خدا را احیا خواهد
نمود)).(9)
در کتاب ((وشن جوک)) از کتاب هاى هندوها آمده است: ((و در
آخرالزمان زمین به دست مردى خواهد افتاد که خداوند متعال را دوست دارد و او
از خواص بندگان خداست. نام او ((فرخنده و خجسته)) است.(10)
و در کتاب
((باسک)) از کتاب هاى هندوها آمده است: ((دوره آخرالزمان به حکومت حاکم
عادلى ختم خواهد شد که رهبر ملائکه و جن و انس است. حق با اوست. او بر دریا
و خشکى و کوه ها سیطره پیدا مى کند و از آنچه در آسمان ها و زمین است خبر
مى دهد و کسى بزرگ تر از او متولد نشده است)).(11)
در کتاب
((اوپانیشاد)) آمده است: ((این مظهر (ویشنو) در آخرالزمان ظهور مى کند در
حالى که بر اسبى سفید سوار و به دست او شمشیرى برهنه است، و به ماننده
ستاره دنباله دار مى درخشد و همه افراد پست را به هلاکت مى رساند و زندگى
نوینى را بر پاکرده و طهارت و پاکى را بر مى گرداند)).(12)
62: منجى در آیین بودا کیست؟
مؤسس
آیین بودا شخصى است به نام ((سدهارتا جوتوما)) معروف به ((بودا)) ، او کسى
بود که در نپال متولد شد و بودایى ها او را فرزند خدا مى دانند و معتقدند
که در آخرالزمان ظهور کرده، بشریت را از وضع موجود و گرفتارى ها نجات خواهد
داد. آنان مى گویند: بودا با کامل کردن وظیفه خود با جسدش به آسمان رفته و
بار دیگر به زمین باز مى گردد تا صلح و برکت را به مردم بازگرداند.
بودایى
ها دو مذهب بزرگ دارند: یکى مذهب شمالى که در حق بودا تا به حدى غلو کرده
او را خداى خود مى دانند. و دیگرى مذهب جنوبى که غلوشان در حق بودا کمتر
است و عمدتا در منطقه آسیاى شرقى ساکنند.
63: موعود از دیدگاه زردشتیان کیست؟
در
کتاب معروف زردشتیان به نام ((زند)) بعد از آنکه سخن از مقابله و مبارزه
ابدى بین ایزدان واهریمنان به میان مى آورد مى گوید: ((در این هنگام فتح و
پیروزى و نصرت از ناحیه ایزدان واقع مى شود و بعد از نصرت و یارى ایزدان و
نابودى نسل اهریمنان علم به سعادت اصلى خود مى رسد و فرزندان آدم بر کرسى
سعادت و برکت خواهند نشست)).(13)
جاماسب در کتاب ((جاماسبنامه)) از
زردشت نقل کرده که فرمود: ((مردى از سرزمین تازیان از ذریه هاشم خروج خواهد
کرد، او مردى بزرگ سر، با جسمى عظیم، ساقى طولانى، بر دین جدش و با لشکرى
فراوان رو به ایران خواهد نمود، زمین را آباد کرده و آن را پر از عدل و داد
خواهد نمود)).(14)
در همان کتاب بعد از بشارت به نبوت رسول اکرم صلى
الله علیه و آله مى گوید: ((و از ذریه دختر آن پیامبر که به (خورشید عالم و
شاه زمان) معروف است، مردى به خلافت خواهد رسید که در دنیا به حکم یزدان
حکم خواهد نمود، او آخرین خلیفه آن پیامبر در وسط عالم یعنى مکه است، و
دولتش تا روز قیامت دوام خواهد داشت...)).(15)
در کتاب ((زند بهمن یسن))
شرح کتاب ((اوستا)) کلام جاماسب را از قول استادش زردشت این چنین نقل مى
کند: ((قبل از ظهور سوشیانس خلف وعده، دروغ، بى دینى و بى بند و بارى در
عالم گسترش مى یابد، مردم از خداوند دور شده و ظلم و فساد عالم را فرا مى
گیرد. این امور احوال عالم را دگرگون کرده و زمینه را براى ظهور منجى
جهانى فراهم مى آورد و علائمى که هنگام ظهور اتفاق مى افتد عبارت است از
حادثه عجیب و غریبى در آسمان ظاهر مى شود که دلالت بر آمدن ((خردشهر ایزد))
دارد. ملائکه از طرف مشرق و مغرب به اذن او فرستاده مى شوند تا خبرها و
اعلان ها را به عالم برسانند...)).(16)
و نیز در کتاب ((زند بهمن یسن)) مى خوانیم: ((و بعد از آن سوشیانس عالم را پاک خواهد نمود، آن گاه قیامت بر پا خواهد شد)).(17)
در همان کتاب در تفسیر کلمه سوشیانس آمده است: ((سوشیانس آخرین کسى است که مى آید و زردشت را در عالم نجات خواهد داد)).(18)
64: منجى نزد یهود چه کسى است؟
با
مراجع به کتاب هاى مقدس یهود پى مى بریم که اشارات و تصریحات فراوانى به
مساءله موعود جهانى شده است و از جمله کتاب هایى که در آنها به این موضوع
اشاره شده: کتاب دانیال نبى، حجى نبى، صفیناى نبى، اشعیاى نبى و زبور داوود
است.
لذا در قرآن کریم مى خوانیم:ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر
اءن اءلارض یرثها عبادى الصالحون (19)؛ ((و به تحقیق در زبور بعد از ذکر
نوشتیم که همانا زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.))
در زبور
داوود مى خوانیم: ((بار خدایا حکومت خود را به مَلِک ببخش و عدالتت را به
فرزند ملک عطا فرما تا به نیکى بین مردم حکم کرده و بر افتادگان انصاف
دهد... تمام پادشاهان بر او خضوع کرده و همه ملت ها خدمت گذار او
گردند...)).(20)
65: چرا حضرت مسیح علیه السلام تاکنون زنده مانده است؟
حکمت بقا و زنده ماندن حضرت مسیح علیه السلام تاکنون بر حسب آنچه که عقول ما درک مى کند امورى است:
1-
در حضرت عیسى علیه السلام خصوصیاتى یافت مى شود که در سایر انبیا نبوده
است، از قبیل ولادت بدون پدر، زنده کردن مردگان، به آسمان ها رفتن و دیگر
خصوصیات.
2- زنده بودن و بقاى او برهان و دلیل و شاهدى بر غیبت امام
مهدى علیه السلام خواهد بود، زیرا بقاى مسیح با عمرى بیش از دو هزار سال
دلیلى بر امکان وجود و حیات حضرت مهدى علیه السلام در کمتر از این مقدار
سال است همان حکمتى که در روایات براى طول عمر حضرت خضر بیان شده است.
شیخ
صدوق رحمة الله علیه در ((کمال الدین)) به سند خود از امام صادق علیه
السلام نقل مى کند که فرمود:... بلى ان الله تبارک و تعالى لما کان فى سابق
علمه ان یقدر من عمر القائم علیه السلام فى ایام غیبته ما یقدر و علم ما
یکون من انکار عباده بمقدار ذلک العمر فى الطول، طوّل عمر العبد الصالح فى
غیر سبب یوجب ذلک اءلا لعلة الاستدلال به على عمر القائم علیه السلام و
لیقطع بذلک حجة المعاندین لئلا یکون للناس على الله حجة (21)؛ ((... آرى،
از آنجا که در علم سابق خداوند مقدر شده بود که عمر قائم علیه السلام را در
ایام غیبتش طولانى مى گرداند و مى دانست که این مقدار طول عمر را بندگانش
انکار مى کنند، لذا عمر بنده صالحش را تنها به جهت استدلال و شاهد آوردن
عمر قائم علیه السلام طولانى کرد و تا آنکه حجت و دلیل معاندین قطع گردد و
براى مردم حجت و استدلالى بر خدا نباشد.))
66: حکمت مشارکت حضرت مسیح علیه السلام در تشکیل حکومت جهانى چیست؟
شرکت
حضرت مسیح علیه السلام در تشکیل حکومت عدل توحیدى جهانى و مساعدت حضرت
مهدى علیه السلام در این امر مهم جهاتى دارد که به برخى از آنها اشاره مى
کنیم:
1- از آنجا که مسیحیان جماعت زیادى را از مردم عالم تشکیل مى دهند
لذا با نزول او از آسمان و مشاهده معجزه از او، ایمان آورده و در حقیقت به
جهت پیروى و اقتداى او به حضرت مهدى علیه السلام مسیحیان نیز تسلیم حضرت
مهدى مى شوند.
2- در نتیجه جهت اول، فتح و پیروزى حضرت بر عالم سریع تر و
آسان تر خواهد شد و لذا به جهت ایمان مسیحیان به امام مهدى علیه السلام
بدون جنگ و خونریزى بخش عظیمى از عالم تحت اختیار حضرت قرار خواهد گرفت.
67: آیا حضرت عیسى علیه السلام به زمین باز مى گردد؟
مطابق نص قرآن و اناجیل، حضرت عیسى علیه السلام به آسمان ها رفت و در پایان تاریخ به زمین باز مى گردد.
در انجیل یوحنا مى خوانیم: ((از من شنیدید که به شما گفتم: من مى روم و دوباره به سوى شما باز مى گردم)).(22)
در قرآن نیز به نزول حضرت عیسى علیه السلام اشاره شده است:
1- خداوند متعال مى فرماید:و یکلم الناس فى المهد و کهلا (23)؛ ((و او [عیسى] در گهواره و هنگام پیرى با مردم سخن مى گوید.))
مى دانیم که حضرت عیسى علیه السلام هنگام سى سالگى به آسمان ها رفت، پس مقصود به پیرى همان زمان نزول او از آسمان در آخرالزمان است.
2-
و نیز خداوند مى فرماید:و اءن من اهل الکتاب الا لیؤ منن به قبل موته و
یوم القیامة یکون علیهم شهیدا (24)؛ ((و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه
پیش از مرگش به او [مسیح] ایمان مى آورد و روز قیامت بر آنها گواه خواهد
بود.))
ضمیر در ((به)) و ((موته)) به حضرت عیسى علیه السلام باز مى
گردد. از این آیه به خوبى استفاده مى شود که حضرت عیسى در آخرالزمان از
آسمان نزول کرده و مردم به او ایمان خواهند آورد.(25)
3- و نیز مى
فرماید:و اءنه لعلم للساعة فلا تمترن لها (26)؛ ((و همانا عیسى نشانه روشنى
براى قیامت است پس در آن شک نداشته باشید.)) (27)
و نیز روایات شیعه و سنى به نزول حضرت عیسى اشاره کرده است:
بخارى
به سند خود از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود:کیف انتم
اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم (28)؛ ((شما را چه مى شود هنگامى که
فرزند مریم در میان شما فرود آمده در حالى که امام شما از بین شماست.))
شیخ
صدوق رحمة الله علیه به سندش از محمد بن مسلم ثقفى نقل کرده که از امام
باقر علیه السلام شنیدم که مى فرمود:القائم منا منصور بالرعب... و ینزل روح
الله عیسى بن مریم، فیصلى خلفه (29)؛ ((قائم از ماست که با رعب و وحشت [که
در قلوب مردم مى افتد] یارى خواهد شد... و روح الله عیسى بن مریم فرود
آمده و پشت سر او به نماز خواهد ایستاد.))
68: حضرت عیسى علیه السلام در کجا فرود خواهد آمد؟
از روایات استفاده مى شود که مکان نزول حضرت مسیح در آخرالزمان سرزمین دمشق است.
طبرانى
به سند خود از رسول خدا نقل کرده که فرمود:ینزل عیسى بن مریم عند المنارة
البیضاء شرقى دمشق (30)؛ ((عیسى بن مریم کنار مناره سفید قسمت شرق در
سرزمین دمشق فرود خواهد آمد.))
ابن کثیر مى گوید: ((مسیح دجال خروج مى
کند آن گاه مسیح از آسمان بر زمین فرود مى آید و محل فرود او کنار مناره
سفید شرقى در دمشق هنگام نماز صبح است)).(31)
69: منجى نزد مسیحیان کیست؟
حضرت
مسیح مبعوث شد تا مردم را بشارت دهد. کلمه ((انجیل)) از لغت یونانى گرفته
شده و به معناى ((خبر خوش)) و بشارت به رهایى آمده است. این بشارت همان
قیام ملکوت خداوند و یا به تعبیر دیگر مى توان از آن به حکومت توحیدى در
سطح کره زمین یاد نمود.
در کتاب مقدس مى خوانیم: ((بر من واجب است تا تمام شهرها را به ملکوت خدا بشارت دهم و براى این امر فرستاده شده ام)).(32)
در انجیل متى آمده است: ((حضرت عیسى در جمیع شهرها و دهات سیر مى کرد و در مجامع آنها مردم را تعلیم و به ملکوت بشارت مى داد)).(33)
در
کلمات حضرت مسیح کلمه ((فرزند انسان)) زیاد به چشم مى خورد، در انجیل متى
آمده است: ((به حق مى گویم که از میان حاضرین در این مکان کسانى هستند که
مرگ را نمى چشند تا اینکه فرزند انسان را مشاهده نموده که در ملکوتش مى
آید)).(34)
و نیز مى خوانیم: ((همان گونه که برق از مشرق طلوع کرده و همه را روشن مى کند آمدن فرزند انسان نیز این چنین است)).(35)
و نیز مى خوانیم: به همین جهت آماده باشید در ساعتى که انتظار آن را نمى کشید فرزند انسان خواهد آمد)).(36)
مقصود
از ((فرزند انسان)) کیست؟ مسیحیان درصدد آن هستند که بر حضرت مسیح منطبق
سازند ولى از قرائن و شواهد موجود استفاده مى شود که مقصود از فرزند انسان
شخصى غیر از مسیح است که همان حضرت مهدى علیه السلام باشد:
الف) در انجیل یوحنا از حضرت مسیح مى خوانیم: ((من طالب مجد و عظمت خود نیستم در آنجا کسى است که آن را مى طلبد و حکم مى کند)).(37)
ب)
از عباراتى که در انجیل متى آمده به خوبى استفاده مى شود که فرزند انسان
در آن عبارات غیر از حضرت مسیح است که در آخرالزمان به جهت پیاده کردن
ملکوت خداوند ظهور کرده و عیسى بن مریم از را متابعت و مشایعت خواهد نمود.