ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
عاقبت خیر و شر
دو هم درس و هم عصر و دو همشهرى
بودند، یکى ابن ابى العزاقر شلمغانى و دیگرى حسین بن روح.
بعد از محمد بن عثمان عَمْرى از ناحیه مقدس حضرت ولى عصر -عجل
اللَّه تعالى فرجه الشریف - نیابت به نام حسین بن روح صادر شد.
این امر باعث اوقات تلخى و تکدر خاطر شلمغانى شد، چرا که در
بین شیعیان نسبت به حسین بن روح از وجهه اجتماعى بهترى
برخوردار بود، اما حسین بن روح به خاطر یک موضوع بین فقهاى
شیعه به چنان مقام و مرتبى رسید که بر سخن او به عنوان یک
روایت اعتماد مى کردند و مىکنند.
ماجرا از این قرار بود که روزى حسین بن روح در مورد جریانى سخن
مىگفت. از او مىپرسند: آیا این سخن از خودت بود یا از حضرت؟
پاسخ داد: اگر از آسمان به زمین فرو افتم برایم آسانتر از آن
است که از خود چیزى بگویم.(1)
«مىبینیم حسین بن روح به خاطر یک سخن این چنین مىآشوبد و ابن
ابىالعزاقر شلمغانى به خاطر کدورتى که بر دل مىگیرد آن چنان
منحرف مىشود که حضرت ولى عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف
- او را لعنت کردند.
1) بحارالانوار، ج 44، ص 274.