خصوصیات حضرت مهدى (علیه السلام)
تحریر خصوصیات و مزایاى آن حضرت در این مختصر نمى گنجد، ولى به چند خصوصیت که در روایات عامّه و خاصّه آمده است اشاره مى شود:
۱ ـ در نماز جماعت تقدّم با افضل است، چنان که در روایات عامّه و خاصّه آمده است : « إمام القوم وافدهم فقدموا أفضلکم »۱ و هنگام ظهور آن حضرت و قیام حکومت حقّه او عیسى بن مریم از آسمان به زمین مى آید و بر طبق روایات عامّه و خاصّه به آن حضرت اقتدا مى کند.۲
او کسى است که از کلمة الله ، روح الله ،
زنده کننده مرگان به اذن الله و رسول صاحب عزم خدا ، افضل است ، و وجاهتش
نزد خدا، و قربش به ساحت ذو الجلال نیز بیشتر است; و هنگام نماز که هنگام
عروج الى الله است، عیسى بن مریم او را امام خود قرار مى دهد، و به زبان او
با خدا سخن مى گوید.
گنجى در البیان بعد از اعتراف به صحّت اخبار وارده در امامت آن حضرت در نماز و جهاد، و اجماعى بودن این تقدّم و امامت، با بیان مفصّلى ثابت مى کند که آن حضرت به ملاک این امامت از عیسى افضل است.۳
در عقد الدرر باب اوّل از سالم أشل روایت
مى کند که گفت : « شنیدم از ابى جعفر محمد بن على الباقر (علیهما السلام)،
که مى گوید: موسى (علیه السلام) نظر کرد در نظر اوّل به آنچه به قائم آل
محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) عطا مى شود، پس موسى گفت: پروردگارا مرا
قائم آل محمد قرار بده، به او گفته شد: که او از ذریه احمد است ; در نظر
دوم هم مثل همان را یافت، و همچنان درخواست کرد، و همان جواب را شنید ; در
نظر سوم هم مانند آن را دید و همچنان گفت، و همان جواب را شنید ».۴
با آن که موسى بن عمران پیغمبر صاحب عزم خداست، و کلیم الله است : ( وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا )۵ و خداوند او را با نُه آیه مبعوث کرد : ( وَ لَقَدْ ءَاتَینَا مُوسَى تِسْعَ ءَایـت بِینَـت )۶ و مقرّب درگاه بارى تعالى است : ( وَ نَـدَینَـهُ مِن جَانِبِ الُّطورِ الاَْیمَنِ وَ قَرَّبْنَـهُ نَجِیا )۷، آیا چه مقام و منزلتى براى آن حضرت دید که آرزوى آن داشت و سه مرتبه آن مقام را درخواست کرد.
آرزوى موسى بن عمران مقام آن حضرت را ،
واقعیتى است که نیاز به حدیث و روایتى ندارد، زیرا تنها امامت آن حضرت براى
پیغمبر صاحب عزمى مانند عیسى، براى آرزوى این مقام کفایت مى کند ; گذشته
از این نتیجه ، خلقت عالم و آدم و ثمره بعثت تمام انبیا از آدم تا به خاتم
در چهار امر خلاصه مى شود:
الف : اشراق نور معرفت و عبادت خدا بر عرصه گیتى که ظهور : ( وَ أَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا )۸ است.
ب : احیاى زمین به حیات علم و ایمان که بیان : ( اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ یحْىِ الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا )۹ است.
ج : حکومت حقّ و زوال باطل که تجلّى . ( وَ قُلْ جَآءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَـطِلُ إِنَّ الْبَـطِلَ کَانَ زَهُوقاً )۱۰ است.
د : قیام عموم ناس به قسط و عدل، که علّت غائیه ارسال جمیع رسل و انزال جمیع کتب است : ( لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَـتِ َ وَ أَنَزلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَـبَ وَ الْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ).۱۱
و ظهور تمام این آثار به دست قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) است : « یملأ الله به الأرض قسطاً وعدلا کما ملئت جوراً وظلماً »۱۲ و این مقامى است که آرزوى تمام انبیا از آدم تا به عیسى است.
۲ ـ عنوان آن حضرت در روایات عامّه و خاصّه خلیفة الله است : « یخرج المهدى و على رأسه غمامة فیها مناد ینادى هذا المهدى خلیفة الله فاتبعوه »۱۳ و به مقتضاى اضافه خلافت به اسم مقدّس الله ، وجود آن حضرت آیت جمیع اسماى حسنى است.
۳ ـ علوّ مقام آن حضرت ، از مقام اصحاب آن حضرت روشن مى شود که نمونه اى از آن در روایات خاصّه این است: (عدد آنان عدد اهل بدر۱۴، و بر آنان شمشیرهاست، بر هر شمشیرى کلمه اى نوشته شده که مفتاح هزار کلمه است.۱۵
و در روایات عامّه روایت صحیحه اى است به شرط بخارى و مسلم ، که حاکم نیشابورى در مستدرک و ذهبى در تلخیص نقل کرده و قسمتى از آن این است که: « لا یستوحشون الى احد و لا یفرحون باحد یدخل فیهم على عدة اصحاب بدر لم یسبقهم الاولون و لا یدرکهم الآخرون و على عدة اصحاب طالوت الذین جاوزوا معه النهر. »۱۶
۴ ـ به مقتضاى خصوصیت خاتمیت که در رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و آن حضرت است خصوصیات جسمى و روحى و اسمى خاتم در آن حضرت ظهور کرده است ، که ختم نبوّت به پیغمبر و ختم وصایت به آن حضرت است، و همچنین فتح دین به رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و ختم آن به مهدى موعود است و در روایات عامّه و خاصّه به این امر توجّه شده، و از رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده است : « المهدى منا یختم الدین بنا کما فتح بنا »۱۷ .
افتتاح و اختتام دین به ابى القاسم محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) کنیةً و اسماً و صورةً و سیرةً ، با تعدد شخص به خاتم النبیین و خاتم الوصیین ، براى اهل نظر حکایت از مقام و منزلتى مى کند که فوق ادراک و بیان است.
بعضى از روایات وارده در این خصوصیت ذکر مى شود:
الف : از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمود: « بیرون مى آید مردى از امّت من که اسم او برابر با اسم من و خلق او خلق من است، پس زمین را پر از عدل و قسط مى کند، همچنان که از ظلم و جور پر شده باشد ».۱۸
ب : روایت صحیحه از جعفر بن محمّد (علیهما السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) که فرمود: « مهدى از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است، و شبیه ترین مردم به من است در خَلق و خُلق، براى او غیبت و حیرتى است که خلق از دینشان گمراه شوند، پس در آن هنگام مانند شهاب ثاقب رو مى آورد، پس زمین را پر از قسط و عدل مى کند، همچنان که پر شده است از ظلم و جور ».۱۹
ج : نصّ صحیح از امام ششم جعفر بن محمّد(علیهما السلام) از آباء بزرگوارش از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) که فرمود: « کسى که انکار کند قائم از فرزندان مرا، پس به تحقیق مرا انکار کرده است ».۲۰
د : شیخ صدوق اعلى الله مقامه به دو واسطه از احمد بن اسحاق بن سعد الاشعرى که از اکابر ثقات است نقل مى کند، که گفت: « داخل شدم بر حسن بن على (علیهما السلام)، و اراده داشتم که از او سؤال کنم از جانشین بعد از خودش.
در ابتدا آن حضرت فرمود: یا احمد بن اسحاق خداوند تبارک و تعالى از زمانى که آدم را آفرید زمین را از حجّتى براى خدا بر خلقِ خودش خالى نگذاشته و خالى نخواهد گذاشت تا قیامت، به او بلا را از اهل زمین دفع مى کند، و به او باران را نازل مى کند، و به او برکات زمین را بیرون مى آورد.
پس گفتم: یابن رسول الله بعد از تو امام و خلیفه کیست؟
پس آن حضرت برخاست شتابان داخل خانه شد، بعد بیرون آمد، و بر شانه آن حضرت پسرى سه ساله بود که گویا صورت او ماه شب بدر بود، پس فرمود: یا احمد بن اسحاق اگر بزرگوارىِ تو بر خداى عزّ و جلّ و بر حجج او نبود پسرم را به تو نشان نمى دادم، این پسر همنام و هم کنیه پیغمبر خداست، کسى است که زمین را پر از قسط و عدل مى کند، همچنان که از جور و ظلم پر شده است. یا احمد بن اسحاق مَثَل او در این امّت مَثَل خضر و مَثَل ذى القرنین است، و الله هر آینه غیبتى خواهد کرد که از هلاکت نجات پیدا نمى کند مگر کسى که خدا او را بر قول به امامت این پسر ثابت کرده، و به او توفیق دعا به تعجیل فرج او را داده است.
پس احمد بن اسحاق گفت: گفتم: اى مولاى من، آیا علامتى هست که قلب من به آن مطمئن شود؟
آن پسر به عربى فصیح فرمود: « انا بقیة اللَّه فى ارضه و المنتقم من اعدائه » من بقیة الله هستم در زمین خدا ، و انتقام گیرنده ام از دشمنان خدا ، اى احمد بن اسحاق بعد از دیدن، طلبِ اثر مکن.
پس احمدبن اسحاق گفت: بیرون آمدم مسرور وشادمان،فرداى آن روز برگشتم نزد آن حضرت گفتم: یابن رسول الله، خشنودى من به منّتى که بر من نهادى بزرگ شد ; پس چیست سنّتى که در این پسر از خضر و ذى القرنین جریان دارد؟
فرمود: طولانى شدن غیبت، یا احمد.
گفتم: یابن رسول الله هر آینه غیبت این پسر طولانى مى شود؟
فرمود: بلى به پروردگارم قسم، تا زمانى که بیشتر قائلین به این امر، از این امر برگردند، و باقى نماند مگر کسى که خداوند عزّ و جلّ از او عهد گرفته براى ولایت ما، و ایمان را در دل او نوشته، و او را به روحى از خودش مؤید کرده است . یا احمد بن اسحاق، این امرى است از امر خدا، و سرّى است از سرّ خدا، و غیبى است از غیب خدا، پس بگیر آنچه دادم به تو و آن را کتمان کن و از شاکرین باش ، که فردا در علّیین با ما خواهى بود ».۲۱
۵ ـ ظهور آن حضرت به روایتى که عامّه و خاصّه نقل کرده اند از کنار خانه خداست، و جبرائیل از یمین او و میکائیل از یسار اوست، و چون مَلَکى که واسطه افاضه علوم و معارف الهیه که حوایج معنوى انسان است جبرائیل است، و مَلَکى که واسطه افاضه ارزاق و حوایج مادّى آدمى است میکائیل است، کلید خزینه علوم و ارزاق در اختیار آن حضرت است۲۲ ; و با صورتى ظهور مى کند که در روایات عامّه و خاصّه، آن رخساره به کوکب درّى۲۳ تشبیه شده است ; و « له هیبة موسى و بهاء عیسى و حکم داوود و صبر أیوب »۲۴ و با پوششى که به تعبیر امام هشتم (علیه السلام) . « علیه جیوب النور تتوقد من شعاع ضیاء القدس ».۲۵
۶ ـ زمان ظهور آن حضرت ـ به روایتى که شیخ طوسى در الغیبة و صاحب عقد الدرر ذکر کرده اند ـ روز عاشورا است۲۶، تا تفسیر ( یریدُونَ لِیطْفئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَ لَوْ کَرِهَ الْکَـفِرُونَ )۲۷ ظاهر شود، و شجره طیبه اسلام که به خون پاکِ امام حسین (علیه السلام) آبیارى شده، به دست آن حضرت به ثمر رسد، و آیه کریمه : ( وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیهِ سُلْطَـناً )۲۸ بر مصداق اعلاى خود تطبیق شود.