به گزارش شبکه جهانی حضرت اباالفضل العباس علیه السلام به نقل از شیعه نیوز، محبت نسبت به اهل بیت علیهم السلام بدون شک از ارزشمندترین گوهرهایی است که شیعیان به داشتن آن افتخار میکنند. اما آیا صرف داشتن محبت، کافی است تا خود را شیعه و پیرو آنان بدانیم؟ با دقت در سیره اهل بیت علیهم السلام میتوان پاسخی متفاوت برای این پرسش یافت ...
از امام حسن عسکرى علیه السلام روایت شده است که در زمانی که مأمون، علی بن موسی الرضا علیه السلام را به ولایتعهدی منصوب کرده بود، دربان ایشان بر حضرت وارد شده و گفت: "گروهی پشت در ایستاده و اجازه ورود خواسته و مى گویند: ما از شیعیان على علیه السلام هستیم." حضرت فرمود: "من مشغولم، آنها را بازگردان." و دربان ایشان را بازگرداند. آن گروه به مدت دو ماه به همین منوال میآمدند و سخن خویش را تکرار میکردند، ولی بازگردانده میشدند؛ تا جایی که دیگر از دیدار امام علیه السلام نا امید شده و به دربان گفتند: "به آقایمان بگو ما از شیعیان پدرت على علیه السلام هستیم! اینکه شما به ما اذن ورود نمیدهید، موجب شماتت و سرزنش ما توسط دشمنان شده است و ما این بار بازگشته و از خاری و خجالت نسبت به آنچه برایمان روی داده و ناتوانی از تحمل دردی که از ناحیه دشمنانمان بر ما خواهد رسید، از شهر خود خواهیم گریخت."
به گزارش شیعه ویوز ، در آخرین روز ماه صفر ، شهر مقدس مشهد میعادگاه میلیون ها دلباخته ی سلطان سریر ارتضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بود .
از روزهای قبل ، میلیون ها نفر از ارادتمندان ساحت مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از اقصی نقاط دنیا و ایران برای اقامه شعائر حسینی به حرم مطهر رضوی مشرف شدند .
برودت و سردی هوا مانعی برای عرض ارادت عاشقان خاندان اهلبیت علیهم السلام نبوده و زائران بسیاری از راههای دور، با پای پیاده به حرم مطهر رضوی مشرف شدند تا این ایام حزنانگیز را به ساحت ملکوتی حضرت امام رضا علیه السلام تسلیت عرض کنند.
عزاداران در قالب دستههای سینهزنی و زنجیرزنی وارد حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام میشدند و با برپایی عزاداری در غم و ماتم خاندان رسالت با آن بزرگواران مواسات می کردند .
|
![]() |
سالروز شهادت جانگداز هشتمین خلیفه و جانشین رسول خدا صلی
الله علیه وآله، عالم آل محمد حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام را به
ساحت مقدس حضرت مهدی موعود ارواحنافداه و مسلمانان جهان تسلیت و تعزیت عرض
می نماییم.
جهت دریافت تصویر با کیفیت بالا کلیک کنید |
به این
پرسش می توان از دیدگاه های مختلف پاسخ گفت. اما اگر بخواهیم از دیدگاه
فلسفی سخن بگوییم، باید عرض کنیم که «تجمل گرایی نوعی کمال گرایی» است. به
تعبیر دیگر نفس تجمل گرایی بد نیست. بلکه مصادیق آن را باید شناسایی کرد.
به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبر نگاران، چرا حرم امام رضا (ع) از
طلاست؟ چرا آن را ساده درست نمی کنند و از پولها و طلاها برای مستمندان
استفاده نمی کنند یا اینکه چرا دائما آن را بزرگتر می کنند فکر نمی کنم
نیازی باشد مگر چقدر زائر می آیند که این قدر بزرگش می کنند؟
پاسخ ها:
1. به این پرسش می توان از دیدگاه های مختلف پاسخ گفت. اما اگر بخواهیم از
دیدگاه فلسفی سخن بگوییم، باید عرض کنیم که «تجمل گرایی نوعی کمال گرایی»
است. به تعبیر دیگر نفس تجمل گرایی بد نیست. بلکه مصادیق آن را باید
شناسایی کرد. زینت طلا برای مردان و استفاده از ظرف های طلا و نقره برای
وضو و خوراک حرام است. زیرا این نوع تجمل گرایی، نشانی از کمال ندارد. اما
این که گنبد امام رضا را طلا می کنند و حرم امام رضا و ائمه اطهار(ع) و
امام زادگانی چون حضرت معصومه(ع) را با شکوه می سازند. به همان روحیه کمال
گرایی ما انسان ها برمی گردد.
2. می دانیم که مصداق واقعی و حقیقی کمال، ائمه اطهار و اولیاء الهی هستند
که همه کمالات الهی را در خود دارند. از طرف دیگر آنها علامت و نشانه دین
هستند و قرآن بزرگداشت شعائر و علامت های الهی را نشانه تقوای قلب ها
دانسته است: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب؛ هر کس شعائر الهی
را بزرگ دارد، در حقیقت آن [حاکی] از پاکی دل هاست» (حج، آیه 32).
قرآن کریم صفا و مروه را شعائر الهی دانسته است. به تعبیر دیگر یکی از
مصادیق علامت ها و نشانه های الهی که بزرگ داشتنش نشانه تقوا و پاکی
دلهاست، صفا و مروه هستند: «ان الصفا والمروه من شعائر الله» (بقره، آیه
158).
شعائر جمع شعیره به معنای علامت و نشانه است و منظور از آن
در آیه شریفه علامت هایی است که خداوند نصب فرموده تا نشانه هایی برای
فرمانبرداری الهی باشند (تفسیر المیزان، ج 17، ص 409).
عمل به
آیه شریفه نشان پاکی دلها، بزرگداشت نشانه های دین خداست و مسلما پیامبران
و ائمه اطهار(ع) و اولیای الهی از بارزترین نشانه های دین خداوند هستند
که هر پاک دلی مؤظف به بزرگ داشت آنهاست.
3. بزرگداشت اولیاء الهی راه های متعددی دارد:
الف) حفظ و نگهداری سخنان و دستورات و آثار آنها و عمل به سخنان آنها.
ب ) احترام به مقام و موقعیت معنوی آنها و پاس داشت ایام ولادت و شهادت آنها.
ج ) حفظ و تعمیر قبور آنها و رعایت حرمت آنها در ساختن زیارتگاه هایی که در شأن آنها باشد.
د ) زیارت قبور آنها با احترام و ادب.
4. در کنار این مسائل، رابطه عاطفی و مودت و دوستی است که بین اولیاء الهی
و پیروان آنها برقرار است و رابطه اولیاء الهی با امت، رابطه سیاسی نیست
بلکه رابطه دوستی و عشق شدید است. اقتضای رابطه عاشقانه، بذل همه هستی و
مال و امکانات خود در راه معشوق است. ائمه اطهار(ع) چنان جایگاه ژرف و
رفیعی در دل های پاک شیعیان دارند که حاضرند همه هستی خود را فدای آنها
کنند و این افراد موقوفات بسیاری را برای قبور ائمه اطهار(ع) وقف کرده اند
که می بایست خرج آنها شود.
5. با توجه به پاسخ داده شده، روشن می
شود که اولا، بزرگداشت ائمه اطهار(ع) و تعظیم و دایر کردن زیارت گاه های
با شکوه برای آنها، نشان پاکی دل شد و ثانیا رابطه عاشقانه اقتضای برقراری
آرامگاه های باشکوه برای ائمه دارد.
6. این بزرگداشت با کمک به
مستمندان و نیازمندان منافات ندارد. ما به عنوان مسلمان مؤظف هستیم هم به
مستمندان کمک کنیم و هم نسبت به برقراری زیارتگاه های با شکوه اقدام کنیم.
چنان که بسیاری از موقوفات ائمه اطهار(ع) این گونه است که واقفانی به این
دو منظور، امکانات متعددی را وقف کرده اند.
7. توسعه حرم حضرات
ائمه اطهار به ویژه امام رضا(ع) ضروری است. زیرا علی رغم توسعه ای که در
این چندین سال در این حرم داده شده است به علت کثرت زائران آن امام، هنوز
بسیار افراد از توفیق زیارتی آسان و راحت محروم هستند واین را در برخورد
با اکثریت زائران می توان فهمید.
شب که
میشود حوصلهها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه
برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با
خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.
راوى: سلیمان (یکى از اصحاب امام رضا(ع) حضرت رضا(ع)
در بیرون شهر، باغى داشتند. گاهگاهى براى استراحت به باغ مىرفتند. یک
روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکى هراسان از شاخه
درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته مىشد و صداهایى
گنگ و نا مفهوم از گنجشک به گوش مىرسید. انگار با جیک جیک خود، چیزى
مىگفت.
امام علیه السلام حرکت
کردند و رو به من فرمودند: «ـ سلیمان!... این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه
دارد. یک مار سمى به جوجههایش حمله کرده است. زودباش به آنها کمک کن!.
..
با شنیدن حرف امام ـ در حالى
که تعجب کرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله
به طرف ایوان دویدم که پایم به پلههاى لب ایوان برخورد کرد و چیزى نمانده
بود که پرت شوم...
با تعجب پرسیدم: «شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه مىگوید؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آیا این کافى نیست؟!»
نواختن
نقاره از زمانهاى قدیم در آستان مقدس امام رضا علیه السلام معمول بوده
است. اما این که این رسم از چه زمانى آغاز شده و به صورت یک سنّت در آمده،
معلوم نیست. نه نویسندگان درباره آن چیزى نوشتهاند و نه اسناد و مدارک
موجود در حرم مطهر چیزى را نشان مىدهد. اما از نشانههاى تاریخى چنین
برمىآید که در قرن دهم، نواختن نقاره معمول بوده است.
فضل
بن روزبهان خنجى در کتاب مهمان نامه بخارا، در حالات محمدخان شیبانى،
سلطان ماوراء النهر که مشهد مقدس و ناحیه طوس را تصرف کرده بود، مىنویسد:
«سلطان
تصمیم گرفت به زیارت حضرت رضا علیه السلام برود، از این رو، با اعیان
لشکر خود و قاضیان و محتشمان عازم مشهد گردید. من با گروهى قبلاً به مشهد
رفتیم و در آن جا مراسم استقبال را فراهم کردیم. بر فوق بارگاه حضرت،
محلّى که نقاره نوبت حضرت امام مىزنند، جماعت نقارهچیان اردوى همایون و
نفیرچیان ایستاده، مترصّد آن که چون موکب همایون برسد نقاره بکوبند و نفیر
نوازند. آن حضرت امر فرمودند که دم نزنند و نفیرنوازى را به فقیرنوازى
بدل فرمودند، و چون به درگاه بارگاه رسیدند، فرود آمده به پیشگاه برآمدند و
از آن جا به روضه مقدس قدم گشاده و آداب زیارت تقدیم نمودند و اندکى
نشسته، از قبه بیرون فرمودند.»
عزم مأمون بر خروج از مرو به قصد بغداد و انگیزه این تصمیم و ذکر اخباری که به امام رضا
اسم کتاب: نقش رهبری حضرت امام رضا (ع) |
|
|
مترجم: محمٌد باقر فالی |
||
ناشر: ـــــ |
||
تعداد صفحات: ـــــ |
||
قطع: ـــــ |
||
سال نشر: ـــــ |
فهرست
ادامه مطلب ...
دور باشی یا نزدیک، امروز روز دیدار است، اما من خیلی دعا کردم که به نزدیک خویش دعوتم کند. غسل طهارت کردم، پاک و حلال ترین لباس را پوشیدم. کسی منتظر من است. باید آرام و آهسته قدم برداشت که در هر قدم ذکری با ثوابی است: سبحان الله ، الحمدلله ...، اما قدم های من آرام نمی شوند. پرواز می کنند. آخر آنجا که به سویش می شتابند، قطعه ای از بهشت است. لحظه ای بزرگ منتظر من است، بزرگتر از لحظه تولدم. آمده ام به قلعه (لا اله الا الله) داخل شوم و اذن دخول می خوانم :« فاذن لی یا مولای فی الدخول افضل ما اذنت لاحد من اولیاءکِ؛ مولای من! به من اجازه بده وارد شوم، همانطور که به یکی از دوستان نزدیکت اجازه می دهی و بلکه بهتر از آن!»
شک ندارم که اجازه می دهد... و حالا حتماً لحظه خوش آمد گویی است:«بسم الله و بالله و فی سبیل الله ...» سلام میدهم و شک ندارم که زود پاسخ می گوید. سرم را به نشانه احترام پایین انداخته ام و نگاهم را به نشانه شرمندگی.
«...
ای خدایی که به یکتایی ات و رسالت پیامبرت اقرار دارم! بر محمد و آل پاکش
درود فرست، چنان درودی که هیچ کس جز خودت نتواند بشماردش...»
ضمن عرض تبریک ولادت امام رضا (ع) این اشعار تقدیمتون میشه .
باز کعبه محمّد علی بیابانی
خواستم تا شبی قلم بزنم
خط سرخی به روی غم بزنم
خواستم تا به یاری خورشید
در سیاهی شب قدم بزنم
تا که مخلوط عشق و عقلم را
باز از نو دوباره هم بزنم
مثل هر بار عشق آمد و من
لاجرم حرف از دلم بزنم
حرف دل حرف عشق حرف رضاست
باید از شاه طوس دم بزنم
با دو بال کبوتری وارم
می پرم تا سری حرم بزنم
می پرم تا به ماورا برسم
به حریمی پر از خدا برسم
باز امشب حرم چراغان است
در و دیوار ریسه بندان است
ابرها را ببین که آمده اند
باز وقت نزول باران است
ظاهرا باز کعبه می سازند
قبله گاهی که در خراسان است
آسمان با ستاره و ماهش
در زمین مدینه مهمان است
جبرئیل از بهشت آمده و
روی دستش گلاب و قرآن است
نجمه او را بغل گرفته ببین
لبش امشب چقدر خندان است
غرق گلبوسه کرد رویش را
می زند شانه باغ مویش را
چون نسیم بهار آمده ای
چقدر باوقار آمده ای
از تنت بوی یاس می آید
ز کدامین دیار آمده ای؟
گفته بودی مدینه گریه کنند
با دلی بی قرار آمده ای
از دل زائران خسته ی خود
تا بشویی غبار آمده ای
کرده ای پهن دام عشقت را
آخر اینجا چه کار آمده ای؟
فکر کردی دلم اسیرت نیست
که به قصد شکار آمده ای؟
من از اوّل کبوترت بودم
جَلد صحن منوّرت بودم
هر زمان غصّه ای عذابم داد
نام تو بردم و شدم دلشاد
میهمان نه که خانه زاد توام
خاکبوس قدیم گوهرشاد
حرم تو فقط خراسان نیست
دل من هم شده رضا آباد
آمدم تا که حرفهایم را
بزنم با تو ، هر چه بادا باد
چشم در چشم حلقه های ضریح
دست در دست پنجره فولاد
با دلی غرق خواهش آمده ام
قسمت می دهم به جان جواد
کربلای مرا هم امضا کن
راه آن را به روی من وا کن
مثل ابری به روی ایرانی
مظهر رحمتی ، تو بارانی
غیر رویت کجا طواف کنم؟
که شما کعبه ی فقیرانی
با تو در آسمان رها هستم
بی توام در قفس چو زندانی
حاجتم را نیامده دادی
حرف دل راچه خوب می دانی
مثل هر بار از دو چشمانم
قصّه های نگفته می خوانی
موقع مرگ منتظر هستم
مثل آن پیرمرد سلمانی
لحظه ها را برای آمدنت
می شمارم ؛ صفای آمدنت
دل من مال توست آقا جان!
که به دنبال توست آقا جان!
روی آن شاخه های باروَرت
میوه ی کال توست آقا جان!
یا که در بزمتان عزادار و
یا که خوشحال توست آقاجان!
در عزای مصیبت جدّت
نخی از شال توست آقا جان!
به خدا آرزوی لب هایم
بوسه بر خال توست آقاجان!
وقت تحویل سال اگر آیم
سال من سال توست آقاجان!
در دلم ابر ماتم آمده است
باز بوی محرّم آمده است
کار دل را دوباره در هم کن
سینه را کربلایی از غم کن
ماه ذیقعده و زیارت تو
باز پابوسیَت نصیبم کن
کمی از اشک خود به چشمم ده
دیدگان مرا پر از نم کن
دلمان را بگیر ، دست خودت
فقط آماده ی محرّم کن
چایی روضه هایمان را با
کوثر اشک فاطمه دم کن
بهر شب های ماه ماتممان
مجلس روضه ای فراهم کن
این دل تنگم عقده ها دارد
گوییا میل کربلا دارد
محمّد علی بیابانی
ادامه مطلب ...