دیگ سمنو
به نیت فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
وتسلای قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد، محله بختیاری ها ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
زمان :
دهه اول خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
جوی آباد محله بختیاری ها فاطمیه (جوی آباد /خمینی شهر /اصفهان)
دیگ سمنو
94/12/06
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
دیگ سمنو
به نیت فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
وتسلای قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد، محله بختیاری ها ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
زمان :
دهه اول خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
جوی آباد محله بختیاری ها فاطمیه (جوی آباد /خمینی شهر /اصفهان)
دیگ سمنو
94/12/06
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
دیگ سمنو
به نیت فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
وتسلای قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد، محله بختیاری ها ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
زمان :
دهه اول خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
جوی آباد محله بختیاری ها فاطمیه (جوی آباد /خمینی شهر /اصفهان)
دیگ سمنو
94/12/06
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
دیگ سمنو
به نیت فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
وتسلای قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد، محله بختیاری ها ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
زمان :
دهه اول خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه
جوی آباد محله بختیاری ها فاطمیه (جوی آباد /خمینی شهر /اصفهان)
دیگ سمنو
94/12/06
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها
مفهوم شهادت در حدیث «فاطِمَة علیها السلام صِدِّیْقَةٌ شَهِیْدةٌ» چیست؟
سوال :
برخى از تفسیر و تحلیل ها پیرامون حدیث «إنَّ فاطِمَة علیها السلام صِدِّیْقَةٌ شَهِیْدةٌ» را خواندم و دیدم اگر بر آن باشیم که از واژه «شَهِیْدةٌ» در این روایت، معنى فقهى آن را بگیریم، که نادرستى آن روشن است؛ چرا که شهید با احکام ویژه اش در فقه، کسى است که در میدان نبرد کشته شود، امّا اگر بر آن باشیم که از واژه «شَهِیْدةٌ» معناى تشبیهى و همانندى در پاداش را بگیریم، زن نیز اگر در حال عادت ماهانه و به دنیا آودن فرزند از دنیا برود، در این معنا و پاداش آن مشترک است، و در نتیجه افتخار و عظمتى براى زهرا علیها السلام نیست که در این ردیف قرار گیرد و گفته شود که: «إنَّ فاطِمَة علیها السلام صِدِّیْقَةٌ شَهِیْدةٌ»؛ بنابراین، تنها این معنا مى ماند که منظور از معنى واژه «شَهِیْدةٌ» همان معناى برتر و مرتبه والایى باشد که سرور بانوان دو عالم در ردیف پیامبران و صدِّیقین و شهیدان و گواهانى قرار گیرد که گواه و الگوى مردم هستند، امّا دریافت این مفهوم از واژه «شهید» با استدلال به این حدیث ممکن نیست، چرا که واژه شهید و شهیده در معنا و مفهوم اعمّ از مدّعاست.
جواب :
باسمه جلت اسمائه; شهید به معنى کسى است که در راه دفاع از حق به وسیله شمشیر یا سلاح و یا وسیله دیگرى که بر او بزنند و کشته شود. چنین کسى اگر در میدان نبرد کشته شد، حکمى از احکام فقه به او اختصاص دارد و آن عدم نیاز به غسل است. و با این وصف، آیا کسى مى تواند چنین پندارد که امیرمومنان به خاطر آن که در میدان نبرد کشته نشد، شهید نیست؟ اما استناد مرگ فاطمه علیها السلام به زدن آن حضرت با تازیانه و فشردن میان در و دیوار، واقعیت غمبارى است که روایات رسیده در این مورد بسیار است. در این باره به «کامل الزّیارات» و به خبر «حمّاد بن عثمان» از امام صادق بنگرید که مى گوید: در سفر معراج پیامبر، به هنگام گزارش از آینده امّت، به آن حضرت گفته شد: امّا دخترت زهرا علیها السلام، پس از رحلت تو، مورد ستم قرار خواهد گرفت. او را در حالى که باردار است، خواهند زد و او جنین خود را بر اثر آن ضربات ظالمانه خواهد افکند و به شهادت خواهد رسید! «وَ امّا إبْنَتُکَ فاطِمَة فَتُظْلَم وَ هِىَ....». (1)
-------------------------------------------------------------------------------
1 ـ کامل الزّیارات/ ص 333.
تلفن: 37743538-25-0098 نمابر: 37747557-25-0098 پست الکترونیکی: info@rohani.ir
http://www.rohani.ir/istefta-578.htm
ترتیب رنج هایى که بر حضرت زهرا(علیها السلام) فرود آمد. |
سوال :
مى دانیم که پس از رحلت جانسوز پیامبر(صلى الله علیه وآله)، رنج ها و مصیبت هایى جانکاه، همچون غصب خلافت، مصادره فدک، شکستن دنده و آزردن پهلو بر دخترش حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) از سوى غاصبان وارد آمد، اینک پرسش این است که ترتیب این رویدادهاى غمبار چگونه بود و حضور و خطبه معروف آن بانوى بزرگ در مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از فرود کدامین مصیبت بود؟ |
|
جواب :
باسمه
جلت اسمائه؛ نخست خلافت غصب شد، آن گاه فدک را گرفتند و پس از آن، شکستن
دنده و آزردن پهلو پیش آمد و خطبه معروف حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) در
مسجد پدرش پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از این زنجیره رنج ها و مصیبت ها
بود.
|
http://www.rohani.ir/istefta-899.htm
تلفن: 37743538-25-0098 نمابر: 37747557-25-0098 پست الکترونیکی: info@rohani.ir
تلفن: 37743538-25-0098 نمابر: 37747557-25-0098 پست الکترونیکی: info@rohani.ir
هنگامه خطبه درخشان حضرت فاطمه (علیها السلام). |
سوال :
ما در مورد تاریخ و هنگامه خطبه درخشان حضرت فاطمه (علیها السلام) پرسشى داریم که پاسخ درستى براى آن نیافته ایم، این موضوع باعث برخى شبهه ها در مورد مظلومیت صدّیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) مى گردد; به ویژه که مخالفان مذهب اهل بیت (علیهم السلام) در تلاش ظالمانه هستند تا در مورد مظلومیت ها و رنج هاى حضرت فاطمه (علیها السلام) تردید افکنى نمایند. سؤال این است که: آیا تاریخ سخنرانى و هنگامه خطبه درخشان حضرت فاطمه (علیها السلام) در مسجد پیامبر (صلى الله علیه وآله)، پیش از هجوم سپاه استبداد به خانه آن بانوى بزرگ بود یا پس از آن؟ اگر پس از آن بود آیا دلیل نقلى قاطعى در این مورد داریم؟ در صورتى که پاسخ، آرى باشد، از نتیجه این پاسخ، دو اشکال دیگر پدیدار مى شود: الف. چرا آن حضرت در خطبه درخشانش - که همه حقایق را بر کویر دل ها باراند - از هجوم به خود و خانه اش و نیز شکستن دنده اش چیزى نفرمود؟ ب. چگونه آن بانوى بزرگ با آن دنده و پهلوى آسیب دیده و با آن دل شکسته و داغدار، توانست بر روى پاى خود ایستاده و آن گونه با قامت برافراشته و روحیه توانا به مسجد برود و در برابر آن جمعیت انبوه و آن شرایط پراختناق حکومت کودتا، آن خطبه درخشان را بخواند و توفانى در دل ها پدید آورد؟ به نظر مى رسد قرائن خارج از خطبه صدّیقه طاهره فاطمه زهرا (علیها السلام) و نیز قرائنى که از درون آن دریافت مى گردد، نشانگر آن است که آن خطبه نورافشان و حکیمانه پس از گرفتن بیعت زورمدارانه از امیرمؤمنان (علیه السلام) بوده است، اگر به نظر شما دلائلى هست که نشانگر آن مى باشد که خطبه آن بانوى بزرگ دانش و معنویت پس از یورش به خانه اش بوده، آن دلایل کدام است؟ |
|
جواب :
باسمه جلت اسمائه؛ حقیقت این است که حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) دو خطبه درخشان و روشنگر و پربار داشته است: الف. خطبه نخست، خطبه اى است طولانى و جامع، که در مسجد پیامبر (صلى الله علیه وآله) بیان شده است، و خطبه دوّم خطبه اى است که در خانه اش در برابر انبوه زنان مهاجر و انصار بیان گردیده، که گویى چند روز پیش از شهادت جانسوزش به عیادت او رفته بودند. از منابع متعدد تاریخى و روایى آشکار مى گردد که یورش به خانه آن بانوى بزرگ، سه بار بوده است، و آن جنایت بزرگ تر در یورش سوّم روى داد که باعث بیمارى و بسترى شدن آن حضرت شد و سرانجام به شهادت جانسوزش انجامید! و خطبه درخشان آن حضرت در مسجد پیامبر (صلى الله علیه وآله) پیش از یورش سوّم و آن رویداد زشت تر و ظالمانه تر بود. ب. با بیان قبل، پاسخ اشکال دوم هم داده شد; مى ماند مسئله شکستگى دنده و... و آزردگى بازو و پهلو، که آن را امیرمؤمنان (علیه السلام) هنگام مراسم غسل پیکر پاک او دریافت و همانسان که روایات به حقیقت تصریح دارد، پس از شهادت حضرت آشکار شد و سر زبان ها افتاد. اما چرا آن حضرت در خطبه روشنگر و توفنده اش با زنان مدینه به یورش برخانه خویش و رویدادهاى ظالمانه مربوط به خودش نپرداخت، چون آن بانوى درایت از حق پذیرى و هدایت آن گروه خودکامه و نیز فرصت طلبان و بى تفاوت ها مأیوس بود; درست همان گونه که در آغاز سخن نورانى اش به صراحت آن را بیان کرد و چنین فرمود: «أَصْبَحْتُ ـ وَاللهِ ـ عائِفَةً لِدُنْیاکُنَّ، قالِیَةً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ أنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ، وَ اللَّعْبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاةِ، وَ صَدْعِ الْقَناةِ، وَ خَطَلِ الْآراءِ، وَ زَلَلِ الْأَهْواءِ، وَ بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخَطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَ فِى الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ*» لاجَرَمَ لَقَدْ قَلَّدَتْهُمْ رِبْقَتَها، وَ حَمَّلْتُهُمْ أَوْقَتَها، وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ عارَها...»; (1) به خداى سوگند! در حالى شب را به سپیده آوردم که از دنیاى شما بیزار، و به مردنمایان شما، به خاطر عملکردشان خشمگین هستم. آنان را در فراز و نشیب هاى زندگى آزمودم، و به دور افکندم و امتحان نمودم و خشمگین شدم. راستى چه زشت است کندى شمشیرها در برابر بیداد! و چه ناپسند است به شوخى گرفتن سرنوشت دین و جامعه پس از تلاش و جدیّت در راه آن! و چه ناگوار است سر بر سنگ خارا زدن و کار بى حاصل نمودن، و آن گاه شکاف برداشتن نیزه ها و تسلیم شدن در برابر بیداد! و چه دردناک است تباهى عقیده، و انحراف اندیشه و تزلزل اراده ها! و چه بد چیزى براى خود از پیش فرستادند که خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب او ماندگار خواهند بود. آرى، من شرایط را چنین نامطلوب و ظالمانه نگریستم و مسئولیت آن را به گردن خودشان افکندم، و بار گران گناه آن را بر دوش آنان نهادم، و رهاورد شوم و عار و ننگ آن را بر عهده خودشان قرار دادم. پس بینى آنان بریده و زخم خورده باد و هماره از رحمت خدا دور باشند. ------------------------------------------------------------- 1- احتجاج طبرسى/ ج 1/ ص 286.
|
حکم کسى که مظلومیت حضرت فاطمه (علیها السلام) را انکار کند. |
سوال :
از دوستان اهل بیت رسول خدا (علیهم السلام)، کسى که رنج ها و مصائب و مظلومیت سرور و سالار ما صدّیقه طاهره فاطمة الزّهراء (علیها السلام) و جنایت هایى را که از سوى ظالمان و غاصبان در حق او رفت، انکار کند، حکمش چیست؟ وظیفه دوستان اهل بیت (علیهم السلام) در برابر چنین شخصى چیست؟ |
|
جواب :
باسمه جلت اسمائه؛ کسى که رنج و مظلومیت حضرت فاطمه (علیها السلام) و جنایت هاى تکان دهنده اى را که در حق او روا شد، انکار کند، یا نا آگاه است، یا از دوستان اهل بیت (علیهم السلام) است امّا نمى تواند باور کند که پلیدى برخى تا آنجا مى رسد که چنین جنایت هاى حیرت آورى را در حق صدّیقه طاهره (علیها السلام) روا دارند! امّا
برابر روایات رسیده از طریق هر دو گروه از مسلمانان، یعنى شیعه و اهل سنّت
این ظلم ها و جنایت ها اثبات مى گردد، پس، انکار کننده این بیداد و خشونت
دهشتناک، یا باید حق ستیز باشد، یا نا آگاه و یا دستخوش اشتباه شده و مى
پندارد که اعتراف به این جنایت ها باعث تفرقه و پراکندگى میان مسلمانان مى
گردد، و تفرقه و پراکندگى در این زمان باعث ضعف اسلام و مسلمانان مى شود.
به هر حال وظیفه اسلامى و انسانى دوستان اهل بیت (علیهم السلام) در این
مورد آشکار است.
|
تلفن: 37743538-25-0098 نمابر: 37747557-25-0098 پست الکترونیکی: info@rohani.ir
حضرت زهرا (علیها السلام) در چه سنى به شهادت رسیدند؟ |
سوال :
حضرت زهرا (علیها السلام) در چه سنى به شهادت رسیدند؟ |
|
جواب :
باسمه
جلت اسمائه؛ مرحوم کلینى و ابن شهر آشوب نوشته اند که آن حضرت پنج سال بعد
از مبعث متولد شده است و همین امر بین اصحاب ما مشهور است، و از امام
باقر(علیه السلام) روایت شده است. اما مشهور بین اهل سنت این است که آن
حضرت پنج سال قبل از مبعث متولد شده است، و ظاهراً این کلام اهل سنت از روى
اشتباهى در روایت آنها بین کلمه «قبل» و «بعد» مى باشد. بنابراین سن مبارک
ایشان حین شهادت همانگونه که معروف بین شیعه است هجده سال بوده است.
|
تلفن: 37743538-25-0098 نمابر: 37747557-25-0098 پست الکترونیکی: info@rohani.ir |
این جلسه که در روز یکشنبه، 2 اسفند ماه 1394، مطابق با 12 جمادی الاول 1437 برگزار شد، استاد برجسته دروس خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کردند: بقای شریعت و دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و همچنین بقای فرهنگ ولایت و اهل بیت علیهم السلام، مرهون بقای فاطمیه سلام الله علیهاست. لذا علمای سلف در این ایام، کرسی تدریس را تعطیل می کردند و به اقامه عزاداری می پرداختند.
استاد معظم با اشاره به صبر بی همتای حضرت امیرالمؤمنین علیهم السلام اظهار داشتند: حضرت امیرالمومنین علیه السلام که در روایات به ویژگی صـبر ستوده شده و «اصبر الصابرین» معرفی شده اند و سخت ترین صحنه های نبرد و مجروح شدن را تحمل نمودند؛ اما هنگام دفن حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها بی تاب شدند.
آیت الله یثربی اظهار داشتند: عالم قیامت، صحنه غلبه ی ملکوت بر ملک، و سیرت بر صورت است. در منابع معتبر شیعه و اهلتسنن از قول رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: "أول شخص یدخل الجنة فاطمة". بر این اساس حضرت زهرا علیهاالسلام به لحاظ مدارج انسانیت بر همه افراد انسان مقدم هستند.
ایشان ابراز داشتند: وظیفه تک تک ماست که اجازه ندهیم فریاد مظلومیت حضرت زهرا علیها السلام خاموش شود.
معظم له در پایان به ذکر مصائب حضرت زهرا سلام الله علیها پرداختند.
تاریخ انتشار: 8/12/1394 - 11:49 |
![]() |
||
کد خبر: 2377 |
جوی آباد محله بختیاری ها فاطمیه (جوی آباد /خمینی شهر /اصفهان) شب شهادت
دیگ سمنو
94/12/02
منزل سادات اسماعیلی
آدرس :
جوی آباد محله بختیاری ها ، خیابان پروین اعتصامی ، بعد از چهاراه بهارستان ، روبروی مطب دکتر بهشتی منزل سادات اسماعیلی
زمان :
شب شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها دهه اول
آشنایی با یکی از فرزندان حضرت امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)
به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت محسن (ع) و عرض تسلیت به مناسبت این روز، امروز مقاله ای مفید در ارتباط با این امامزاده بزرگوار، تقدیم به علاقمندان میگردد.
بنابر روایات و اسناد تاریخی در منابع شیعه و اهل سنت، حضرت محسن (ع) از فرزندان حضرت امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) بوده و «عمر» یا «قنفذ»، حضرت فاطمه (س) را میان فشار در و دیوار قرار داده و شدّت این کار به حدّى بود که پهلوى آن بانو شکست و بچّه داخل شکم (حضرت محسن) سقط شد.
…
بیان این نکته نیز ضروری است که محاصره خانه حضرت زهرا (س) و آسیب رساندن به ایشان از جانب هر کسی که بوده باشد، یقیناً با دستگاه خلافت آن زمان مرتبط بوده است.
به عنوان نمونه، به برخی روایات و اسناد تاریخی از منابع شیعه و اهل سنت اشاره می شود:
Doostiha.IR
منابع شیعه:
1. از مجموع روایاتی که در ذیل می آید، استفاده می شود که حضرت محسن (ع) از
فرزندان حضرت زهرا (س) بوده و به شهادت رسید. حضرت امام علی (ع) فرمود:
«اگر فرزندان سقط شده شما روز قیامت شما را ببینند در حالى که نامى براى
آنان نگذاشته اید، سقط به پدرش مىگوید: چرا براى من نامى تعیین نکردى در
حالى که پیامبر (ص)، محسن (ع) را قبل از این که به دنیا بیاید نامگذارى
کرده بود». [2]
Doostiha.IR
2. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «…حضرت زهرا (س) زده مىشود در حالى که باردار
است. در اثر این ضربت، فرزندى که همراه دارد سقط مىشود، و خود او در اثر
همان ضربت از دنیا مىرود…». [3]
Doostiha.IR
3. مرحوم طبرسی می گوید: …أبوبکر به قنفذ پیغام فرستاد که فاطمه را بزنید،
با این پیغام کار بالا گرفت و او را از علی دور کردند و قنفذ با شدّت عمل
بالاترى وارد صحنه شد و در نهایت قساوت و شدّت، دخت گرامى پیامبر را میان
فشار درب و دیوار قرار داده و شدّت این کار به حدّى بود که پهلوى آن بانو
شکست و بچّه داخل شکم سقط شد!. [4]
Doostiha.IR
منابع اهل سنت:
1. ابراهیم بن سیار نظام معتزلى (160-231) که به خاطر زیبایى کلامش در نظم و
نثر به نظّام معروف شده است، در کتاب هاى متعددى، واقعه بعد از حضور در
خانه فاطمه (س) را نقل مى کند. او مى گوید: عمر در روز اخذ بیعت براى ابى
بکر، بر شکم فاطمه زد، او فرزندى که در رحم داشت و نام او را محسن نهاده
بودند، سقط کرد! [5]
Doostiha.IR
2. «احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث کوفى (متوفاى سال 357)،
کسى است که محمّد بن أحمد بن حماد کوفى درباره او مى گوید: «کان مستقیم
الأمر، عامه دهره»: او در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود.
Doostiha.IR
او نقل مى کند که در محضر او این خبر خوانده شد: عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد! [6]
Doostiha.IR
3. ابن سعد در طبقات و بلاذری در انساب الاشراف آورده است: فرزندانی که
مادرشان حضرت فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) است که شامل امام حسن (ع) و امام
حسین (ع) و محسن و زینب کبرا و ام کلثوم کبرا است. محسن در جریان حمله به
خانه حضرت زهرا (س) سقط شد.
Doostiha.IR
ابن اثیر می گوید: محسن در کودکی وفات یافته است. [7]
…
[1] . برای آگاهی بیشتر به نمایه «شهادت حضرت فاطمه(س) در منابع اهل سنت ؛ سؤال 5256 (سایت: 5512) » مراجعه شود.
Doostiha.IR
[2] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 43، ص 195، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، 1404 ق.
Doostiha.IR
[3] . همان، ج 28، ص 62.
Doostiha.IR
[4] . طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج 1، ص 83، نشر مرتضی، مشهد، چاپ اول، 1403ق.
Doostiha.IR
[5] . الوافی بالوفیات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى: 1/57، چاپ
دار المعرفه، بیروت. و در ترجمه نظام به کتاب «بحوث فی الملل و النحل»:
3/248-255 مراجعه شود. « انّ عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتى ألقت المحسن
من بطنها.» ؛ اقتباس از سؤال 5256 (سایت: 5512).
Doostiha.IR
[6] میزان الاعتدال: 3/459. «انّ عمر رفس فاطمه حتى أسقطت بمحسن.»؛ اقتباس از سؤال 5256 (سایت: 5512).
Doostiha.IR
[7] . اقتباس از سؤال 2702 (سایت: 3198).
طبق آنچه که در روایت آمده، نام محسن از جانب پیامبر اکرم (ص) بر آن طفل نهاده شده است. همان طور که حضرت عیسی می تواند از ذخیره شده های در منزل مردم خبر دهد، همچنین پیامبر اسلام نیز می تواند از جنسیت فرزند در شکم مادر خبر دهد.
پیش از بیان پاسخ، مقدمه ای را متذکر می شویم که بیانش خالی از لطف نیست.
بر اساس آموزه های اسلامی در مورد نام گذاری فرزندان، شایسته است، دست کم از دو نکته غافل نباشیم.
الف. فرزندانمان را پیش از ولادت نام گذاری کنیم. در این رابطه از علی (ع) نقل شده است: فرزندانتان را پیش از تولّد نام گذاری کنید و اگر نمی دانید پسر یا دختر هستند، اسم آنها را از اسمهایى انتخاب کنید که براى مذکّر و مؤنّث هر دو مىگذارند، پس فرزند سقط شده شما بدون این که نامى برایش گذارده باشید روز قیامت که با شما ملاقات کند مىگوید: آیا براى من نامى نگذاردى، در حالى که رسول خدا (ص) نام محسن را براى فرزندش قبل از تولّد گذارد.[1]
ب. نام نیک برای آنان انتخاب کنیم. در روایتی پیامبر اسلام (ص) به علی (ع) می فرماید: حق فرزند بر پدر این است که نام نیک بر او بگذارد.[2]
با این مقدمه در رابطه با پرسش چند احتمال بیان می شود.
1. اگرچه در گذشته تکنولوژی، مانند الآن پیشرفته نبود و یا اصلاً وجود نداشت و در نتیجه سونوگرافی و مانند آن وجود نداشت، امّا راه تشخیص جنسیت بچه منحصر به سونوگرافی نیست، بلکه در طب قدیم نیز راه هایی برای تشخیص نوع فرزند، پیش از تولد وجود داشته و دارد.
علاوه بر آن در بسیاری از موارد خود زنان حامله از راه هایی که خودشان می دانستند، به واسطه نشانه هایی در می یافتند که فرزند پسر است و یا دختر.
2. یکی دیگر از راه های انتخاب نام برای فرزندان پیش از تولدشان، علاوه بر نام های مشترک که در روایات آمد، این است که دو نام برای او انتخاب کنند و پس از تولّد نام مناسب او را برای او تعیین کنند.
3. اما در مورد نام محسن پیش از تولد، طبق آنچه در روایت آمده، نام محسن از جانب پیامبر (ص) بر آن طفل نهاده شده است. همان طور که حضرت عیسی می تواند از ذخیره شده های در منزل مردم خبر دهد،[3] همچنین پیامبر اسلام نیز می تواند از جنسیت فرزند در شکم مادر خبر دهد.
[1]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ذهنى تهرانى، سید محمد جواد، ج 2، ص 487، انتشارات مؤمنین، چاپ اول، قم، 1380 ش.
[2]. علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج 74، ص 60، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هـ ق.
[3]. آل عمران، 49، "ِ وَ أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی بُیُوتِکُم" و از آنچه مىخورید، و در خانههاى خود ذخیره مىکنید، به شما خبر مىدهم.
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه شهادت صدیقه کبری (سلام الله علیها) هستیم. این مطلب را همه شما شنیدهاید و برای مردم هم خواندهاید. روایت صحیحش در کتاب سلیم بن قیس هلالی آمده است. آخرین سخنی که، طبق بعضی نقلها، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با وجود مقدس امیرالمؤمنین ((علیه السلام) داشتند چنین است:
یا ابْنَ عَمِّ ... أُوصِیک یا ابْنَ عَمِّ أَنْ تَتَّخِذَ لِی نَعْشاً فَقَدْ رَأَیتُ الْمَلَائِکةَ صَوَّرُوا صُورَتَهُ فَقَالَ لَهَا صِفِیهِ إِلَی فَوَصَفَتْهُ فَاتَّخَذَهُ لَهَا فَأَوَّلُ نَعْشٍ عُمِلَ فِی وَجْهِ الْأَرْضِ ذَلِک وَ مَا رَأَی أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا عَمِلَ أَحَدٌ ثُمَّ قَالَتْ أُوصِیک أَنْ لَا یشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِی مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ أَخَذُوا حَقِّی فَإِنَّهُمْ أَعْدَائِی وَ أَعْدَاءُ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَنْ لَا یصَلِّی عَلَی أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی اللَّیلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُیونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَارُ ثُمَّ تُوُفِّیتْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهَا وَ عَلَی أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا
این وصیتی است که صدیقه کبری (سلام الله علیها) به وجود مقدس امیرالمؤمنین میفرمایند. نکتهای که میخواهم عرض کنم این است که بانویی که در عنفوان جوانی پیر میشود و با آن شرایط از دنیا میرود و امام کاظم ((علیه السلام) درباره ایشان میفرماید « ان فاطمة (سلام الله علیها) صدیقة شهیدة»، در فاصله میان رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و فوت خودش، که هفتاد و پنج یا نود و پنج روز است، برنامه و هدف بسیار مهمی دارد. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفته بود و دستهایی بلند شده بود و صداهایی درآمده بود تا از آنچه رسولالله (صلی الله علیه وآله) آورده و میراث ایشان است بهرهبرداری قومی- طایفهای کنند. یعنی پیغمبر مبعوث شده و با دعوت الهی خودش مردم را جمع کرده و مردم در موقعیتهای مختلفی ایمان آوردهاند؛ یعنی همیشه هم با رغبت نبوده است ولی به قول جرجی زیدان جزیرة العرب مسلمان شده است.
اما وقتی پیامبر از دنیا رفت، هر چند در همان ایام نتوانستند خواسته های درونی خودشان را بیان کنند، اما برخی از آنها بعدها گفتند:
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلاَ *** خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ
لَیْتَ أَشْیاخِی بِبَدْر شَهِدُوا *** جَزَعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ الاَسَلْ
میگفتند: هرچند ما اساس اسلام را قبول نداریم، اما فرصتی فراهم شده و پیغمبری آمده و اعراب را با هر عقیدهای دور خودش جمع کرده است؛ ما هم که میخواهیم ریاست کنیم؛ پس بهتر است از این فرصت استفاده کنیم و خودمان را داخل در این قصه کنیم و رسالت پیغمبر را بعد از او به دست بگیریم. بدینترتیب به جای پیغمبر خودشان داعی شدند و به جای اسلامیت پرچم عربیت را بالا بردند و به اعراب امتیاز دادند و کسانی مثل خالد بن ولید را که به دردشان میخورد حد نزدند و آنچه را خودشان در جاهلیت میخواستند همان را اجرا کردند، اما در لباس اسلام؛ یعنی یک لباس «اشهد ان لا اله الا الله» به آن پوشاندند و اذانش را هم میگفتند و نمازش را هم به جماعت اول وقت میخواندند و حجش را هم به جا میآوردند، اما در سایر مسائل به همان چیزی عمل میکردند که خودشان میخواستند. تمام شواهد و قرائن هم حاکی از این مسئله است. حتی میتوانیم از کتب خود اهل تسنن شواهدی بیاوریم. خود صحیح بخاری نقل میکند که فردای قیامت، علی ((علیه السلام) اولین کسی است که پیغمبر را میبیند. بسیاری از اصحاب پیغمبر اصلاً پیغمبر را در فردای قیامت نمیبینند. چون مستقیم به جهنم میروند. در آن حال رسول اکرم اعتراضی نمیکنند، اما به هر حال ناراحت هستند و میگویند: «اصحابی اصحابی» و طبق برخی نقلها «اُصیحابی اصیحابی»؛ خطاب میآید که: «انک لاتدری ماذا فعلوا من بعدک!»؛ «تو نبودی ببینی اینها بعد از تو چه کردند».
نقل دیگری هم هست که هم ابن ابی الحدید آورده و هم جناب سید بن طاووس. میگویند روز جنگ صفین بود. کسی خدمت امیرالمؤمنین ((علیه السلام) آمد و گفت: «آقا من ماندهام چه کنم. آن طرف اصحاب پیغمبر و این طرف هم اصحاب پیغمبر؛ آن طرف زن پیغمبر و این طرف ...؛ من چه باید بکنم؟ شما با هم میجنگید؟ با شما باشم یا با آنها؟». امیرالمؤمنین فرمودند من پیشنهادی دارم. سراغ عمار یاسر برو و از او بپرس. آن شخص نزد عمار یاسر رفت و مطلبی را که به امیرالمؤمنین عرض کرده بود به عمار گفت. عمار دستش را گرفت و او را از معرکه جنگ بیرون آورد و او را به کنار و گوشه ای برد؛ چون از همان اول همه هجوم نمیآوردند، بلکه ابتدا جنگ تن به تن بود؛ عمار یاسر به او پرچمی مشکی که بلند است نشان داد و گفت: کسی که این پرچم را در دست گرفته و شخصی که در کنار او زیر پرچم ایستاده است را می بینید. گفت: بله. عمار یاسر گفت: «نگاه کن ببین چه کسی زیر پرچم است؟». گفت: «عمرو عاص». عمار گفت: «من سه بار در رکاب پیغمبر با این عمروعاص زیر همین پرچم جنگیدم؛ بر سر چه چیزی؟ بر سر «لا اله الا الله». اکنون هم بدان که هیچ چیز عوض نشده و این آدم همان است. پرچم همان است اما شکل آن عوض شده است». این کلام عمار است. ابن ابی الحدید همین ماجرا را نقل میکند.
رسالتی که دختر پیغمبر بر عهده گرفت این بود که نقشه این دشمنان و منافقان را برملا کند و این مطلب را به مردم برساند؛ آن هم در زمانی که مردم پذیرش آن را نداشتند. یعنی اصحاب پیغمبر دست رد به سینه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) زدند. فاطمه زهرا با همه اتمام حجت کرد و درب خانهشان رفت. حسن و حسین را هم با خود برد که یادشان بیندازد «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه» و به آنها گوشزد کند که من همان فاطمهام که پیامبر میفرمود: «فاطمة بضعة منی». ایشان اتمام حجت کرد، اما کسی پا پیش نگذاشت و ایشان بین مردم پذیرش نیافت. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فریادش را زد و خطبهاش را خواند ولی کسی گوش نداد. حالا به هنگام وفات، وصیتِ جانسوزی میکند تا رسالتی که داشت و در راهش مصیبتها کشید در خاطر مردم باقی بماند. شیخ صدوق در امالی از رسولالله (صلی الله علیه وآله) نقل میکند: «وَأِنِّی لَمَّا رَأَیتُهَا ذَکرْتُ مَا یصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کأَنِّی بِهَا وَقَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیتِهَا وَانْتُهِکتْ حرمتها وَغُصِبَتْ حقّها وَمُنِعَتْ إِرْثُهَا وَکسِرَ جنبها [وَکسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَأُسْقِطَتْ جنینها وَهِی تُنَادِی یا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابْ وَتَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثْ»؛ یعنی گویی وقتی به خانه زهرا هجوم میبرند من آنجا هستم و همه چیز را میبینم. زهرا فریاد میزند اما جوابی داده نمیشود. این حالت زهرا است که پیغمبر توصیف میکند. پیغمبر میفرمود وقتی قد و بالای زهرا را میبینم اینها به یادم میآید.
زهرا به هنگام وفات این وصیت را میکند که خودش رسالتی است. یعنی این رسالت را تکمیل میکند؛ رسالت زهرا احیای ارزشها و جلوگیری از تغییر سنت پیامبر و فاشکردن نقشههای مخالفان است. این وصیت دختر پیغمبر است. هنوز هم وقتی شما به مدینه میروید همین وصیت هست. وقتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) از دنیا رفت رئیس حکومت کجا بود؟ ارکان حکومت کجا بودند؟ اصحاب پیغمبر چه شدند؟ آیا یک نفر نبود که به جنازه فاطمه (سلام الله علیها) نماز بخواند؟ اینها بودند ولی حضرت زهرا (سلام الله علیها) خودش منع کرده بود کسانی که به او ظلم کردهاند در تشییع جنازه او نباشند و بر او نماز نخوانند و اطرافیان حضرت، ایشان را مخفیانه و شبانه دفن کنند. چه ظلمی کردند؟ اینها در تاریخ ماند و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رفت، اما این رسالتها جاودانه شد و به ما هم رسید. ما هم وظیفه داریم آنچه را فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند ادامه دهیم. یکی از جهات همین است که این وصیت را بخوانیم و در یادها زنده نگه داریم تا فراموش نشود. میخواستند غدیر را هم فراموش کنند، لذا هفتاد سال علی بن ابی طالب را لعنت کردند. عاشورا را هم میخواستند از بین ببرند اما نشد. با احیای این ایام و بزرگداشت نام صدیقه کبری و برگزاری مجالس روضه این هدف محقق میشود. یعنی اصالتی که فاطمه (سلام الله علیها) در مقام تثبیت آن بود و انحرافی که میخواست افشا کند روشن میگردد و حقیقت به رخ همگان کشیده میشود. رسالتی که بر عهده ما است این است که ایام شهادت صدیقه کبری (سلام الله علیها) را گرامی بداریم و رسالت ایشان را بازگو کنیم. از همه میخواهیم تمام توانشان را به کار بگیرند. چون اساس کار ما فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. مشروعیت ما فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. ایشان قبل از علی بن ابی طالب ((علیه السلام) این دعوت را آغاز کرده و منشأ حرکت شده است. خطبههای ایشان گویای این مسئله است؛ خطبههایی که تمام دنیای اسلام را مخاطب قرار میدهد و میگوید علی را نخواستید و نپذیرفتید: «وابشروا بسیف صارم و هرج شامل واستبداد من الظالمین»؛ این شمشیری است که در طول تاریخ بالای سرتان خواهد بود. اینها کلمات فاطمه (سلام الله علیها) است. مبدأ حرکت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مبدأ حرکت شیعه است؛ مبدأ حرکت اصالتها است؛ مبدأ اساسی برای دفع انحرافات است؛ فاشکردن انحرافهای دیگران از سنت پیغمبر است. هرچند آنها کوشیده بودند ظاهر سنت پیغمبر را حفظ کنند و نماز و حج و ... را پاس بدارند اما اینها واقعیت و روح نداشت و صرفاً ظاهرسازی بود تا اهداف خود را در لباس اسلام دنبال کنند؛ شبیه کاری که امروزه وهابیت و داعش میکنند. نباید در ترویج رسالت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و اقامه عزای ایشان کوتاهی کنیم.
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته