ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
بعضى از کلمات آن حضرت (علیه السلام) که راهنماى سعادت دنیا و آخرت است |
![]() |
![]() |
![]() |
۱ ـ در سفرى که به جانب طوس مى رفت ، وارد نیشابور شد . ابوزرعة و محمّد بن آسم طوسى دو پیشواى اهل حدیث در رکابش بودند و گفتند : اى سید و فرزند سادة! اى امام و فرزند ائمه! اى سلاله طاهره رضیه! اى خلاصه زاکیه نبویه! به حق پدران اطهرت و به حق اجداد بزرگوارت رخسار مبارک به ما بنمایان ، و براى ما حدیثى از پدرانت از جدّت بگو ، که یادگارت در این دیار باشد .
مرکب را متوقف کرد و پرده کجاوه را بالا زد ، و چشم مسلمانان را به طلعت مبارکش روشن نمود ، و طبقات مردم همه بر پا ایستاده ، بعضى شیون مى زدند و بعضى گریه مى کردند و بعضى جامه بر تن پاره مى کردند و بعضى خود را به خاک افکنده بودند تا نیمه روز ; پیشوایان شهر فریاد زدند : ساکت شوید و بشنوید و گوش فرا دهید! بیست و چهار هزار قلمدان براى نوشتن کلماتش آماده شد . آنگاه فرمود : شنیدم از پدرم موسى بن جعفر الکاظم که گفت : شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد الصادق که گفت : شنیدم از پدرم محمّد بن على الباقر که گفت : شنیدم از پدرم على بن الحسین زین العابدین که گفت : شنیدم از پدرم حسین بن على شهید کربلا که گفت : شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین على بن ابى طالب شهید کوفه که گفت : شنیدم از برادرم و پسر عمّم رسول الله که گفت : شنیدم از جبرئیل که گفت: شنیدم از ربّ العزّة سبحانه و تعالى که گفت : کلمه لا اله الاّ الله حصن من است ، کسى که این کلمه را بگوید در حصن من داخل است ، و کسى که در حصن من داخل است از عذاب من در امان است . صدَقَ اللهُ وصدَقَ جبرئیل وصدَقَ رسولُ الله والائمة.
این حدیث به این سند به بعضى از امراى سامانى رسید ، به آب طلا نوشت ، و وصیت کرد آن نوشته را با او دفن کنند . چون از دنیا رفت او را در خواب دیدند . به او گفتند : خدا با تو چه کرد ؟ گفت : به گفتن لا اله الا الله وتصدیق به محمّد رسول الله ونوشتن این حدیث به آب طلا خدا مراآمرزید . ۱
۲ ـ مؤمن به حقیقت مؤمن نیست تا در او سه خصلت از خدا و پیغمبر خدا و ولىّ خدا نباشد ، امّا از خدا کتمان و پوشیدن سرّ ، و امّا از پیغمبر خدا مدارا با مردمان ، و امّا از ولىّ خدا صبر و بردبارى در سرّاء وضرّاء ( خوشى و سختى )۲.
۳ ـ حقیقت ایمان کامل نمى شود مگر آن که در بنده خدا سه خصلت باشد : فهم در دین ، و حسن تقدیر در معیشت ، و صبر در حوادث و گرفتارى ها.
۴ ـ بخیل راحت ندارد ، و حسود لذّت ندارد ، و پادشاهان وفا ندارند ، و دروغگو مروّت ندارد . کسى که محاسب نفس و مراقب خود باشد سود برده ، و کسى که از خود غافل شود خسارت کرده است .
۵ ـ کسى که عبرت بگیرد بصیرت یافته ، و کسى که بصیرت داشته باشد به فهم نایل شده است ، و کسى که بفهمد عالم مى شود .
۶ ـ بهترین مال آن است که عرض و آبروى صاحب مال را حفظ کند ، و بهترین عقل آن است که انسان خود را بشناسد .
۷ ـ مؤمن هرگاه غضب کند ، غضبش او را از حق بیرون نمى آورد ، و هرگاه راضى شود رضایش او را در باطل داخل نمى کند ، با سیطره عقل و ایمان بر شهوت و غضبش ، غضب او را از حق منحرف ، و شهوت او را به باطل آلوده نمى کند ، و چون قدرت پیدا کند بیشتر از حقش نمى گیرد .
۸ ـ ابن سکیت که از دانشمندان آن زمان بود پرسید : حجّت بر خلق امروز چیست ؟
فرمود : عقل ; چون به وسیله عقل ، صادق بر خدا و کاذب بر خدا شناخته مى شود ، و آن کس را که به صدق و راستى از خدا سخن مى گوید تصدیق ، و آن کس را که به دروغ از خدا سخن مى گوید تکذیب مى کند . ابن سکیت گفت : به خدا قسم جواب همین است .
۹ ـ فرمود : کسى که به زبان استغفار کند ، و به دل نادم و پشیمان از گناه نشود خود را مسخره کرده است ; کسى که از خدا بخواهد به او توفیق بدهد و خود کوشش نکند ، خود را مسخره کرده است ; کسى که بهشت از خدا بخواهد و بر شداید صبر نکند ، خود را مسخره کرده است ; کسى که به خدا از جهنم پناه ببرد و شهوات دنیا را ترک نکند ، خود را مسخره کرده است .
۱۰ ـ عمل صالح و کوشش در عبادتِ خدا را به اتکال و اعتماد به دوستى آل محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) از دست ندهید ، و دوستى آل محمّد و تسلیم براى امرشان را به اتکال بر عبادت از دست ندهید ، که هیچ یک از این دو بدون دیگرى مقبول درگاه خدا نیست .