***
مرد کریم خانه ی مهمان نواز ها
در دست توست حاجت رفع نیاز ها
تو پادشاه و عالم امکان گدای توست
محتاج بذل و بخشش دست عطای توست
از سفره های هر شبه ات نان گرفته ایم
روزی که زیر سایه ی تو جان گرفته ایم
وقتی که آمدی کرم و حُسن خلق و جود
یکجا مقابل رخت افتاد در سجود
از پشت درب خانه ی تو هیچ سائلی
امکان نداشت رد شود ای واجب الوجود
با این سخاوت تو یقینا زمان تو
دوران پادشاهی هر چه فقیر بود
گفتند: بی صعود شده خاک این کویر
باران شدی و از ملکوت آمدی فرود
از موج خیر خواهی تو آب می خورد
هر قطره زلال قنات و روان رود
رنگین کمان عرش خدا بعد بارشت
مشغول می شود به سجود و پرستشت
زیرا تویی که منشأ نور سمائی و
پروردگار جلوه عرش خدایی و
بارانی از حیاتی و فرزند کوثری
از سلسبیل و زمزم و تسنیم هم سری
آئینه تمام نمای پیمبری
حتی براق را تو به معراج می بری
رزقی ، جدا ز خواهش مردم نمی شوی
اوج کرامتی و تجسم نمی شوی
عطر بهشت می وزد از عرش سمت ما
آقا دوباره گرم تبسم نمی شوی ؟
گفتند خدا به شوق تو بوده است نعمتش
در سِیِّدی شبابِ اهالی جنتش
ای سوره بهشت! به آیات تو قسم
چون خوانده ام تو را به جهنم نمی روم
دست فقیر پرورتان در مقابل است
یعنی که باز پشت در خانه سائل است
حتی فرشته ای که دهد رزق خلق را
هر روز بر گدایی این خانه شاغل است
محصور نیست فضل شما در کرم که این
خُلق کریم ، شمه ای از آن فضائل است
سمت بقیع پهن شده جانماز من
قبله کمی به سمت مزار تو مایل است
****خجسته میلاد با سعادت حضرت شاهزاده قاسم ابن الحسن علیه سلام مبارکباد ****
آیینه روی مجتبایی قاسم
مستغرق ذات کبریایی قاسم
مثل علی اکبری برای ارباب
چشم تو کند گره گشایی قاسم
حالاکه پسر دار شده شاه کریم
داغ است بساط هر گدایی قاسم
از گوشه لبهات عسل می ریزد
مدهوش زباده ی بقایی قاسم
دل می برد از همه مناجات شبت
مانند حسن چه خوش صدایی قاسم
قسمت نشده اگر امامت بکنی
معصومی و از کنه جدایی قاسم
تحت الهنکی که بسته ای شاهد بود
زیبای امام زاده هایی قاسم
***
باز بوی بهار آمده است
سینه ها را قرار آمده است
چشمه جاری کرامت حق
از دل کوهسار آمده است
سفره دار مدینه را امشب
پسری گلعذار آمده است
که برای کریم آل عبا
سند افتخار آمده است
مژده بر نسل نوجوان بدهید
که به آنها نگار آمده است
باز هم لطف حق عظیم آمد
پسر حضرت کریم آمد
تا که چشمان خویش وا میکرد
ملک از ذوق جان فدا میکرد
هرچه دل بود با خودش می برد
در مسیر خدا رها میکرد
حسن آن شب ز شوق تا خود صبح
به همه سائلان عطا میکرد
مادرش هم کنار گهواره
تا زمان سحر دعا میکرد
وقت خوابش برای لالایی
فقط عباس را صدا میکرد
هرکه در کوی عشق عازم شد
بخدا که گدای قاسم شد
ما تو را از همان ازل دیدیم
چشمهای تو را غزل دیدیم
کهکشان تو را رصد کردیم
قمر و زهره و زحل دیدیم
تا به میدان طف درخشیدی
روی لب های تو عسل دیدیم
در دل کارزار عاشورا
تا تورا گرم در جدل دیدیم . . .
. . . در سپیدی چشمهای حسین
خاطرات یل جمل دیدیم
ضرب دست تو کار دشمن ساخت
ازرق شام را ز پا انداخت
پدرت گوشوار عرش خداست
مادر تو عروس آل عباست
طینتت نور و کوثر و یاس است
چونکه مادربزرگ تو زهراست
نوه ی حیدری و این صفتت
از شگرد نبرد تو پیداست
خوش به حالت که عمه ات زینب
و عمویت امام عاشوراست
قاسمی و پسر عموهایت
اکبر و اصغر و امام دعاست
در فرار از تو دشمنت رذل است
چونکه استاد تو اباالفضل است
عشق از واژه های نابت بود
مبحث اصلی کتابت بود
سیزده ساله رهبر عشقی
کربلا اوج انقلابت بود
جانفدا کردنت به پای عمو
از دعاهای مستجابت بود
آن بلای عظیم عاشورا
نه قضا بلکه انتخابت بود
پای تو بر رکاب اگر نرسید
بالهای ملک رکابت بود
فصل سرد مرا بهاری کن
مثل بابات سفره داری کن
از میان غصه و غم تا که رجعت میکنم
سینه ام را میشکافم باز هیئت میکنم
یا کریم و یا کریم و یا کریم و یا کریم
در مناجات سحر احساس لذت میکنم
میسرایم مدحتی تا اینکه راضی اش کنم
او اگر راضی نباشد رفع زحمت میکنم
خانه ی دل را دوباره آب و جارو میزنم
بانی خدمت گذارم قصد قربت میکنم
سیزده جام پر از نوشیدنی می آورم
سفره ای آماده ی بزم ضیافت میکنم
حضرت زهرا به این جشن تولد دعوت است
از امام مجتبی هم نیز دعوت میکنم
رونق بازار ماه صوم و صائم میرسد
از دل دارالکرامت نور قاسم میرسد
مژده ای چشم انتظاران وقت گل روئیدن است
آری آری لحظه های ناب در کوبیدن است
حضرت آقا تفضل کرده عیدی میدهد
عجلوا ای سائلان وقت کرم جوشیدن است
میدرخشد در سحر مانند یک قرص قمر
گونه و پیشانی اش شایسته ی بوسیدن است
از گل پیراهنش عطر بهشتی می وزد
مادرش مستانه مشغول گلی بوئیدن است
روزه را با بوسه بر لب های او وا میکند
وقت افطارش حسن گرم عسل نوشیدن است
با توجه بنگری ضرب المثل جالب بود
مغز بادام علی بن ابیطالب بود
باز از پنجره ی خانه ی ما،باد بوی گل مریم آورد
ابر از شوق وصالی دیگر،آبی از چشمه ی زمزم آورد
شهر بی حوصله بود از بس که،در دل مردم خود غم می دید
کودکی آمد وباخنده ی خود،تیشه بر ریشه ی هر غم آورد
عشق با آمدنش بر هم خورد،لیلی قصه ی ما مجنون شد
مهربانی خدا آمد وباز،((حضرت عشق)) به عالم آورد
همه کس محو تماشای تو شد،صورتت قابل توصیف که نیست
باز خورشید خجالت زده شد،ماه پیش رخ تو کم آورد
باز در عالم بالا امروز،مجلس شعر فراهم شده است
عشق در مدح تو از دیوانش ،غزلی راسخ ومحکم آورد
******
ششم ماه خدا آمدی و،یاد سه ماه ِ دگر افتادم
باد از پنجره ها بوی شب ِ،ششم ماه محرم آورد
یاد آن لحظه که از کام عمو،جام بر جام عسل نوشیدی
رفتی واسب تو تنها برگشت،خبر از غصه وماتم آورد
بس که از رو تنت اسب دوید،تازه هم قد ّ عمویت شده ای...
شب میلاد...،ببخشید،قلم،کربلا را به خیالم آورد
مجتبی خرسندی_
چیستى معناى زیارت
همزمان با بیست و هشتم صفر
مصادف با 30 آذر ماه 1393، مراسم عزاداری شهادت پیامبر گرامی اسلام (صلی
الله علیه وآله) و شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) با حضور هیئت های
مذهبی از ملایر، تبریز و استان قم و همچنین فضلا و علمای حوزه علمیه و
اقشار مختلف مردم قم در حسینیه امام صادق (علیه السلام) و با حضور آیت الله
العظمی سید محمد صادق روحانی برگزار شد، این مراسم با اقامه نماز جماعت و
اطعام عزاداران به پایان رسید. همچنین مراسم شام غریبان شهادت رسول اکرم
(صلی الله علیه و آله) و امام حسن مجتبی (علیه اسللام) نیز با حضور معظم له
در حسینیه امام صادق (علیه السلام) برگزار شد.
این جلسه که در هشتم آذر ماه برگزار شد، استاد برجسته دروس خارج با استناد به شواهد و مدارک تاریخی، هفتم صفر المظفر را قوی ترین قول در مورد شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام دانستند.
استاد معظم با استناد به حدیث لوح افزودند: در حدیث لوح دو ویژگی برجسته
برای حضرت امام مجتبی علیه السلام ذکر شده است؛ اول آنکه ایشان معدن علم
الهی بودند؛ دوم آن است که با ولادت ایشان، خداوند متعال پیامبرش صلی الله
علیه وآله را تکریم نمود.
رئیس حوزه علمیه کاشان با طرح مسئله صلح حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام
با معاویه اظهار داشتند: تمام حضرات معصومین علیم السلام، به ویژه حضرت
امام حسن مجتبی علیه السلام مظلوم ترین انسانهای تاریخ لقب گرفتند، ایشان
با وجود علم فراوان، همواره مورد سرزنش و ملامت اطرافیان و نزدیکان خود
قرار می گرفتند؛ افرادی همچون بشیر همدانی، موضوح صلح امام با معاویه را به
چالش کشیده و ایشان را به ذلیل کننده مؤمنان متهم می کردند؛ اما حضرت با
دلائل محکم و تذکر دادن مقام والای امامت و ولایت،آنان را به عمل زشت خود
متنبّه می نمودند و جهالت آنان در مورد حکمت های صلح را نمایان می کردند.
حضرت آیت الله علوی برجردی با اشاره به سالروز شهادت امام حسن مجتبی فرمودند:
امام حسن مجتبی مظهر مظلومیت مضاعف
ظلم بنی امیه و دشمنان ائمه در این دو ماه محرم و صفر برای ما عیدی نگذاشته است و به خصوص تا اربعین سیدالشهدا (علیه السلام)، که ما هنوز آثار عزا را با خودمان همراه داریم، عیدی نداریم.
نسبت به شهادت امام مجتبی (علیه السلام) روایت هفتم صفر، به نظر می رسد که قویتر از 28 صفر باشد و اساسا در حوزه نجف، بلکه در کل عراق، اصلا فردا شهادت امام مجتبی برگزار میشود و دیگر 28 صفر برای ایشان، شهادت نمیگیرند.
نسبت به امام مجتبی(علیه السلام)، یک مصیبت عجیب و غریب دیگر، مظلومیت مضاعف ایشان است که حتی یک عده خواص هم نسبت به صلح امام اعتراض داشتند؛ افرادی مانند جابر بن عبدالله انصاری و مثل حجربن عدی، اینها بزرگانی هستند که نسبت به صلح امام معترض میشوند و این امر، خاص آن زمان هم نیست، بلکه تا کنون هم ادامه دارد. برخی افرادی که در این زمینه تحقیق کردند، در بعضی جهات، واقعا متوجه نشدند که قضیه چه بوده است و لذا، خیلی از اوقات تفکر ما، همانند تفکر زیدیه شده است؛ جماعت زیدیه امام سجاد (علیه السلام) را امام نمیدانند، ولی زید را امام میدانند؛ چرا که او قائم به سیف بوده و شمشیر داشته است؛ مشکل اصلی هم نفهمیدن بحث امامت است؛ امام مجتبی به حجر جواب دادند، که در همان روایت از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) معروف هست که «الحسن و الحسین اماما، قائما او قعدا»[1]؛ امام از حجر میپرسد که آیا شنیدهای یا نشنیدهای که این را پیغمبر اکرم درباره ما فرموده است.
لزوم شناخت و معرفت نسبت به ائمه (علیهم السلام)
بنابراین، باید در اینجا معرفت خودمان، نسبت به امام (علیه السلام) بیشتر کنیم. و اما اگر از اینکه امام واسطه فیض است و فیوضاتی که در عالم هستی به وجود میآید، همه به وسیله امام باید باشد و مقامات و ولایات آنها را کنار بگذاریم، - که نمیشود چنین کرد- باید حداقل امام را در قالب یک رهبر فکری مشروع دانست که پیغمبر اکرم از طرف خداوند، این افراد را به عنوان رهبر فکری جامعه مسلمانان معرفی کرده است؛ و اگر این حداقل را بپذیریم هیچ وقت در مقابل تصمیمات امام و رهبر خود این چنین ایستادگی و مقاومت نمیکند؛ و الا، از همان اول در این زمینه مردود شدهایم.
و باید اول همین اشکال را به امیرالمومنین (علیه السلام) کرد چرا که حضرت هم حدود 25 سال در خانه نشست، و در مقابل سقیفه شمشیر به دست نگرفت، ما باید این را درک کنیم که آن وضعیت، طبق مصالحی بوده است که امیرالمومنین (علیه السلام) در نظر داشته است؛ حتی افرادی همانند رشید حجری و دیگران، روی قرائن عادی، که به دست آورده بودند، به خدمت آن حضرت آمدند و گفتند افرادی مانند ابن ملجم و عبدالرحمان جلساتی دارند و درباره قتل شما نقشه میکشند، شما اجازه بدهید که اینها را زندانی کنیم و بر این نظر هم اصرار کردند؛ اما ایشان فرمودند که من چگونه، اشخاصی را که هنوز کاری نکردهاند، به عنوان اینکه میخواهند کاری بکنند، زندانی کنم و آزادی انسانی آنها را سلب کنم؟ در حالی که ایشان میتوانست شمشیر بردارند و همه آنهایی که قصد ترور داشت را از میان بردارند.
در قضیه جنگ معاویه با خوارج، وقتی که معاویه در جنگ صفین، شکست خورده بود عمر عاص، یک عده از عناصر سست و بیایمان آنها را فریب داد؛ ولی در آنجا، امیرالمومنین هم میتوانست شمشیر بکشد و ریشه فتنهگران را بخشکاند، ولی این کار را نکرد؛ زیرا امیرالمؤمنین (علیه السلام) میخواهد مکتب بماند ولو خودش برود، ایشان مکتب را برای خودش نمیخواهد بلکه خودش را برای مکتب میخواهد، و لذا، اساس، بقای این مکتب است.
روزی، زیاد بن ابیه، آن مردک زنا کار که حاکم در کوفه بود، به عیادت هانی بن عروه آمد، و هانی با مسلم قرار گذاشت که تو پشت پرده باش و تا سرفه کردم بیا بیرون و با شمشیر گردنش را بزن؛ چرا که کشتن حاکم فاسق فاجر ظالم مشکلی ندارد. مسلم پشت پرده بود و هر مقدار که هانی سرفه کرد، مسلم نیامد، بعد، هانی آمد و به وی گفت که هم خودت را به کشتن دادی و هم من را؛ اما مسلم جواب داد امیرالمومنین (علیه السلام) از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است که ایشان فرمودند: مسلمان اهل ترور و ناجوانمردانه کشتن نیست؛ ولو آن فرد، فرد پستی همانند زیاد بن ابیه باشد.
این رویه امیرالمومنین (علیه السلام) است همانگونه که امام مجتبی (علیه السلام) نیز همین رویه را ادامه دادند. همیشه این طور نیست که ما در جنگیدن مقاصد خود را به پیش ببریم؛ خود پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در صلح حدیبیه صلح کردند. اگر امام مجتبی (علیه السلام) هم به عنوان امام و رهبر فکری، مصلحت را در این میبیند که اکنون با معاویه،صلح کند و آن شرایط را بپذیرد، دیگر نباید به ایشان اعتراض کرد.
صلح امام حسن، سبب بقای پیام اصیل اسلام بود
ما اگر دقیقا تحلیل کنیم میبینیم که بقای تفکری که از علی بن ابی طالب (علیه السلام) مانده بود به عاشورا منتهی شد و حرکت شیعه با حرکت عاشورا و با نهضت امام صادق (علیه السلام) پیوند داده شد و در این میان، صلح امام مجتبی (علیه السلام) سبب نابودی نقشه معاویه برای ریشه کنی اصل اسلام شد. او با اساس اسلام مشکل داشت و میخواست که تمام کسانی را که تفکر اصیلی دارند یکسره از بین ببرد. پس اگر امام مجتبی (علیه السلام) به آن صورت صلح نمیکرد معاویه با همان روش یک نفر از معتقدان به امامت را باقی نمیگذاشت و این تفکر را نابود میکرد. در آن قضیه معروف است که عمال و کارگزاران معاویه در شام به بچهها به نام معاویه بچه گوسفند میدادند تا بچه ها گوسفندان را بزرگ کنند و با آنها مانوس بشوند و بعدا به نام علی از آنها، برهها را میگرفتند تا بغض علی در دل آنها نهادینه شود. خلفا از اول شروع کردند به اینکه قرآن ما را بس است و نیاز به نقل حدیث نداریم، لذا بنابر نقل عایشه خلیفه اول احادیث نقل شده از پیغمبر را سوزاند و خلیفه دوم آن را اوج داد و افرادی که نقل حدیث میکردند میگرفت و مجازاتهای مختلفی را در نظر داشت و یا آنها را میکشد. اما خود معاویه هر گونه که مایل بود نقل حدیث میکرد و همان ابوهریرهای که در اثر نقل حدیث، با تهدید خلیفه دوم به مرگ مواجه شد در زمان معاویه، از ارکان اصلی معاویه بود.
در این وضعیت، صلح امام مجتبی (علیه السلام) مایه نقش بر آب شدن اهداف شوم معاویه شد؛ همانطور که بارها امیرالمومنین (علیه السلام) ، در نهج البلاغه فرمودند که اگر جنگ میکردم اسلام ضایع میشد؛ تا جایی که ایشان در اثر نامردی مردمان زمان خود، فرمود خدایا من را از اینها بگیر و کسی را به اینها بده که به اینها رحم نکند. خداوند هم حجاج بن یوسف ثقفی، را به آنها داد و مردم نتوانستند در مقابل او تحمل کنند.
صلح امام حسن، سبب بقای امام حسین برای قیام عاشورا بود
بنابراین، اگر صلح امام مجتبی (علیه السلام) نبود، این پیام نورانی اسلام، هم امروز به دست ما نمیرسید و حتی موضوع برای قیام عاشورا پیدا نمیشد؛ چرا حتی سیدالشهدا (علیه السلام) هم وظیفه داشت که در کنار امام مجتبی بجنگد و معاویه هم همه را از بین میبرد. امام حسن صلح کرد درحالی که از دشمن و دوست سزا شنید.
صبر هم از صبر تو بیتاب شد کوزه شد و زهر شد و آب شد
بعد شهادت نکشید از تو دست تیر شد و بر تن پاکت نشست،
تا ابد ای خسرو والا مقام برتو و آبای گرامت سلام
و السلام علیکم ورحمة وبرکاته
[1] . قاضی نعمان المغربی، دعائم الاسلام، ج1، ص37.
بسم الله الرحمن الرحیم
صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ
أَیُّهَا الْمُجْتَبَى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
در سالروز شهادت مظلومانه حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام
به سوگ مینشینیم
****
سخنرانان مراسم:
دانشمند محترم و خطیب ارجمند
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای حسینی قمی
دانشمند محترم و خطیب ارجمند
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید حسین مؤمنی
با مداحی مداح اهل بیت علیهم السلام
جناب آقای حاج رضا عاصی
زمان : یکشنبه 7 صفر 1436 مصادف با 9 آذر 1393
زمان: ساعت 10 صبح
مکان: قم، خیابان انقلاب (چهارمردان)، کوچه 6، بیت حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره)
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله علوی بروجردی (مدظله العالی)
کاربران گرامی جهت مشاهده تصاویر سالهای گذشته ماه صفر در دفتر حضرت آیت الله علوی بروجردی (دامت برکاته )
روی همین لینک کلیک نمایید
امام حسن مجتبی(علیه السلام):
«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»
کسى که در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نکند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 62 ، ح 11
معظم له در دیدار جمعی از خادمین و هیئات فاطمیه از استان قزوین پس از بیان عظمت روز قیامت و کیفیت ورود حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به صحرای محشر فرمودند:
شب شهادت او خواب را بر خودتان حرام کردید، روز شهادت او به سر و سینه زدید ، آیا ممکن است روز قیامت شما را فراموش کند؟ اجرتان آن وقت است.
ایشان در ادامه فضایل ائمه بقیع را برشمرده، فرمودند: روز هشتم شوال که روز خرابی قبور ائمه بقیع است، اقامه عزا کنیم و این روز را اهمیت بدهیم.
در پایان این دیدار معظم له با اشاره به پیشامد صادقیه فرمودند:
کسانی که روز شهادت حضرت صادق (علیه السلام) پای پرچم عزای او به سر و سینه می زنند ، اینها برای خود خاتم النبیین عزاداری می کنند. این است که این فرصت ها از دست ما رفته. ان شاء الله این سعادت را حفظ کنید، آن وقت مصیبت کبری داهیه دهیا این است : همچو کسی قبرش ویران است. هشتم شوال می آید کنار آن قبر زائری نیست.
|
![]() |
ولادت
سراسر نور دومین پیشوای مسلمانان جهان، کریم اهل بیت علیهم السلام حضرت
امام حسن مجتبی علیه السلام را به محضر مبارک حضرت بقیة الله الأعظم مهدی
موعود ارواحنافداه و مسلمانان جهان تبریک عرض می نماییم.
جهت دریافت تصاویر با کیفیت بالا کلیک کنید
|
آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی در گفتگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به نقش امام مجتبی(ع) در حفظ اسلام ناب محمدی(ص) و مظلومیت آن امام همام، بیان داشت:
امام مجتبی(ع) در تاریخ تشیع، مظلوم بوده و این مظلومیت تا امروز نیز وجود دارد؛ به طوری که در تاریخ امامان معصوم(ع)، یکی از بدترین دورانها، زمان امام مجتبی(ع) است که دوران بسیار عجیب و غریبی است.
وی ادامه داد: از سویی دیگر، تاریخ شهادت آن امام همام نیز آن گونه که در بین مردم مشهور است، 28 صفر و مصادف با رحلت حضرت رسول(ص) بوده و در سایه شخصیت ایشان قرار دارد و در بقیه ایام نیز ذکری از امام مجتبی(ع) نیست.
غربت بقیع
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: زیارتگاه مقدس آن حضرت نیز مملو از غربت است و بر خلاف بارگاه نورانی وجود مقدس علی بن موسی رضا(ع)، دارای مظلومیتی دو چندان است.
مظلومیتی مضاعف
وی به مسئله صلح امام حسن(ع) نیز اشاره کرد و گفت: مسئله دیگر در باب مظلومیت امام، قضیه صلح ایشان و انعکاس آن در نزد مردم است؛ به طوری که حتی امروزه نیز برخی از محققان نتوانستهاند حق پژوهش در مسئله صلح امام را ادا کنند؛ بلکه گاه، سخن در این مقوله، سبب تشکیک بیشتر شده است.
آیت الله علوی بروجردی ادامه داد: انسانها، دوستدار شجاعت و شهامت هستند و این امر سبب شده تا ما نسبت به درک مقام سیدالشهدا(ع)مشکلی نداشته باشیم. لذا سخنان اباعبدالله(ع) و "هیهات منا الذله" گفتنها و بعد هم مظلومانه قربانی شدن ایشان و فرزندان و اصحابشان، تصور و احساس شجاعت را در انسان برمیانگیزد و شهامت، حریت و آزادگی آن حضرت برای همگان درس آموز شده است و همه سعی میکنند که به ایشان تأسی کنند.
تلقی اشتباه از صلح امام حسن(ع)
وی با بیان این که اسوه نمونه و کامل دیگر، وجود مقدس زینب کبری(س) است. همچنین، خطبه امام سجاد(ع) در کوفه و شام بسیار هیجان آور و غرور آفرین است، افزود: درک مقامات این بزرگواران برای انسان راحتتر است؛ اما آنچه درک آن برای مردم سخت است، صلح امام مجتبی(ع) با معاویه است که در نظر مردم به نوعی سازش تلقی شده؛ به طوری که تصور می کنند که امام مجتبی(ع) با اختیار کامل، خلافت را به معاویه واگذار کردند و خانه نشین شدند! درک این مسئله فقط برای ما سخت نیست؛ بلکه بزرگانی از اصحاب، خدمت امام حسن(ع) آمدند و رو به روی ایشان ایستادند و آن حضرت را با کلماتی مانند یا "مذل المؤمنین" خطاب میکردند!!!؛ حتی فردی مثل جابری که در بین مردم مقام بلندی داشته و از صحابه پیغمبر(ص) است هم به امام(ع) اشکال کرد که چرا صلح کرده است؟ به طوری که امام در همان جلسه به ایشان میفرمایند اگر رسول اکرم(ص)کار من را تایید کند، چه می گویی؟ گفت من تابع هستم. وجود مقدس رسول اکرم(ص) ظاهر شدند و مجددا همان حدیث معروف را فرمودند "الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا". این مطالب در مقام تعبد برای ما کافی است؛ اما برای مردم هضم این مطلب، مسئله مهمی است و متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده است.
صلحی روشن تر از آفتاب
آیت الله علوی بروجردی اضافه کرد: عصر امام مجتبی(ع)، دورهای خاص از نظر زمانی است، و این دوران تاریخی باید دقیقاً تحقیق و بررسی شود؛ زیرا حرکتی که آن حضرت انجام داده، همان حرکتی است که بعدها امام باقر(ع) درباره آن فرمودند «والله الذی صنعه الحسن بن علی علیه السلام کان خیرا لهذه الأمة مما طلعت علیه الشمس / به خدا سوگند، کاری که امام حسن(ع) به نام صلح انجام دادند، از آنچه آفتاب بر آن میتابد، بهتر بود».
این استاد حوزه با طرح این سئوال اصلی که صلح امام حسن(ع) در چه شرایطی رخ داده است؟، ابراز داشت: در پاسخ باید گفت که چون زمان امام(ع)، زمانی است که دوران خلافت امیرالمومنین(ع) سپری شده، برای این تحقیق باید به دوران حضرت علی(ع) بازگردیم.
تعارضات نصب خلیفه پس از پیغمبر
وی با اشاره به این که امروزه هنوز هم این سوال و چالش در اشکال گوناگون درباره نصب خلیفه بعد از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) باقی است، افزود: آن زمانی که مردم، علی بن ابی طالب(ع) را خانه نشین کردند، در ابتدا، اهل حل و عقد جمع شدند و با اجماع، خلیفه را تعیین کردند. بعدا گفتند که اجماع نمیخواهد، نصب از سوی خلیفه قبلی هم کافی است و در مورد دومی این کار را کردند. در مورد سومی هم شورا درست کردند و به هر صورتی که بود خلیفه را انتخاب کردند. در آخر نیز خود مردم سراغ علی بن ابی طالب(ع) رفتند و اصرار کردند تا آنجا که امام فرمودند«لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ ... لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا».
آیت الله علوی بروجردی ادامه داد: سرانجام امام(ع) با اصرار مردم و با اتمام حجت خودش، خلافت را به عهده گرفتند؛ در حالی که میفرمودند من را رها کنید؛ چرا که اگر از اول آمده بودید، مسئلهای نبود، اما اینک، 25 سال است که تربیت غیر اسلامی رواج یافته و مسیر دیگری انتخاب شده که دیگر به راحتی صاف نخواهد شد.
جنگ دنیاطلبان علیه امیرالمومنین(ع)
استاد حوزه علمیه قم به دشمنی های مخالفان امام علی (ع) اشاره کرد و گفت: هنوز علی بن ابی طالب(ع) سر کار نیامده بود، که برخی از دنیاپرستان، جنگ هایی را برای رسیدن به مقام و پول علیه ایشان به راه انداختند. اما چرا این جنگ ها در زمان خلفای سابق نبود؟!. ابتدا، جنگ جمل شروع شد و صحابه پیغمبر(ص) و همان کسانی که قبل از همه به خدمت علی بن ابی طالب(ع) رسیده بودند و اصرار کردند که به صحنه بیاید، در مقابلش قیام کردند؛ یعنی طلحه و زبیر و همسر پیغمبر که پیش مردم قدر و قیمتی داشتند، در رأس همه قرار گرفته و به عنوان خونخواهی عثمان قیام کردند. همان کسانی که روزی پیراهن پیغمبر(ص) را به سر انداخته و به مسجد آمدند و وا اسلاما، میگفتند که عثمان، اسلام را از بین برده، ولی حالا جنگ راه انداختند و خونخواه عثمان شدند تا انتقامش را از علی(ع) بگیرند!، در حالی که ایشان اصلا در این کار دخیل نبود و حتی امام مجتبی(ع) را فرستادند که داخل خانه عثمان آب ببرد؛ به طوری که مسلمانانی که آنجا ایستاده بودند، متعرض حسن بن علی(ع) شدند که چرا برای این کافر آب میبرد.
شکوه مردم شام از ظلم معاویه
وی خاطرنشان کرد: جنگ جمل به راه افتاد و بسیاری از انسانها کشته شدند، ولی سرانجام جنگ تمام شد و آنها هم از بین رفتند؛ اما هنوز علی بن ابی طالب(ع) استراحتی نکرده بود که معاویه علم جنگ را برپا کرد و جنگ صفین را به راه انداخت؛ معاویهای که بر خلاف گزارشهای تاریخی، هیچ محبوبیتی در بین مردم نداشت؛ چرا که در تاریخ اسنادی وجود دارد که حاکی از آن است که مردم شام برای خلفای قبل از علی(ع) نامه نوشتند که آنها را از ظلم معاویه نجات دهند.
خدعه و نیرنگ در جنگ صفین ادامه مطلب ...
خجسته میلاد با سعادت دردانه کریم اهل البیت ،
یادگار پهلوان جنگ جمل
حضرت شه زاده قاسم ابن الحسن علیه سلام
تبریک وتهنیت باد
((تیشه بر ریشه ی غم))
باز از پنجره ی خانه ی ما،باد بوی گل مریم آورد
ابر از شوق وصالی دیگر،آبی از چشمه ی زمزم آورد
شهر بی حوصله بود از بس که،در دل مردم خود غم می دید
کودکی آمد وباخنده ی خود،تیشه بر ریشه ی هر غم آورد
عشق با آمدنش بر هم خورد،لیلی قصه ی ما مجنون شد
مهربانی خدا آمد وباز،((حضرت عشق)) به عالم آورد
همه کس محو تماشای تو شد،صورتت قابل توصیف که نیست
باز خورشید خجالت زده شد،ماه پیش رخ تو کم آورد
باز در عالم بالا امروز،مجلس شعر فراهم شده است
عشق در مدح تو از دیوانش ،غزلی راسخ ومحکم آورد
******
ششم ماه خدا آمدی و،یاد سه ماه ِ دگر افتادم
باد از پنجره ها بوی شب ِ،ششم ماه محرم آورد
یاد آن لحظه که از کام عمو،جام بر جام عسل نوشیدی
رفتی واسب تو تنها برگشت،خبر از غصه وماتم آورد
بس که از رو تنت اسب دوید،تازه هم قد ّ عمویت شده ای...
شب میلاد...،ببخشید،قلم،کربلا را به خیالم آورد