ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سخن ما درباره شرح دعای مکارم الاخلاق بود که از لسان مبارک امام سجاد علیه السلام صادر شده بود. امام علیه السلام در این فقره از دعا میفرمایند:
وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ.[1]
معالی اخلاق به معنای فضایل اخلاقی است که امام از خداوند درخواست میکند که این کمال اخلاقی را به ایشان عنایت فرماید؛ چرا که کمال اخلاقی، چیزی فراتر از وظایف یک انسان نسبت به دیگران است؛ به عنوان نمونه، گذشت از شخصی که به انسان بدی می کند یک مورد از این گونه فضایل است که نه تنها از بدی آن فرد صرف نظر شود، بلکه این عمل را نادیده بگیرد و آن را اصلا ملاحظه نکند، به طوری که حتی در وجودش و در عملکردش نسبت به او هیچ اثری نگذارد؛ و با وجود اینکه میتواند به وسیله ارتکاب آن خطاها، آبروی چنین فردی را ببرد یا زندگی او خراب کند ولی اقدام به این کار نکند و در همه این جهات، مواظب باشد و بر آبروی افراد تحفظ کند.
مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی، شخصیت خیلی والایی داشتند و زمان مرجعیت ایشان دارای اهمیتی فوق العاده است؛ چرا که مرجعیت ایشان بعد از قضایای مشروطیت بود و در زمان مشروطیت، مصیبت زیادی برای روحانیت اتفاق افتاد و در حالی که فردی مانند مرحوم آخوند خراسانی، بنیانگذار مشروطه بودند، ولی برخی افراد، در این قضیه وارد شدند و مردم را به سمت دیگری تحریک کردند تا جایی که خود مرحوم آخوند فرمودند که ما انگور را به امید سرکه شدن در خمره ریخیتم، ولی ندانستیم که تبدیل به شراب میشود؛ تا جایی که در این مشروطه فردی مانند آقای شیخ فضل الله نوری را اعدام کردند و پس از آن، افرادی به حکومت رسیدند که اصلا با دین و مذهب، دشمنی داشتند و حتی مجلس آن زمان هم در تصرف آنها بود و لذا، در قضایای مشروطه، چهره روحانیت، در ایران و عراق خیلی صدمه خورد و حتی بین خود روحانیت مانند مرحوم سید محمد کاظم یزدی و مرحوم آخوند خراسانی اختلاف ایجاد شد تا جایی که قبل از شهریور 1320 به گونهای با روحانیت برخورد میشد که هر فردی که عمامه بر سرش بود، منکوب میگردید، ولی یکی از اشخاصی که پس از این وقایع، دوباره این قضیه را به سامان رساند و به شیعه و روحانیت و حوزههای شیعه، در زمان فردی مانند رضا خان عظمت داد، مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی بود. ایشان در این شرایط، نه تنها حوزه نجف را اداره میکرد بلکه حتی حوزه قم را هم در نظر داشت.
یکی از علمای بزرگ و از ائمه جماعت محترم تهران که البته از دنیا رفته، میفرمودند ما مریدی داشتیم که مقلد سید ابوالحسن بود و هرسال هم با ما حساب سال داشت و این فرد به قدری پولش زیاد بود که به خاطر ایشان، ما هر ساله به عراق میرفتیم تا خدمت مرحوم سید برسیم و سهم ایشان را تقدیمشان کنیم و قبض آن را هم بگیریم. ایشان میفرمود که در یک سالی که اوضاع مالی ما خیلی وخیم شده بود، همه پول این فرد را خرج کردیم و سهم سید را هم برایشان نبردیم. آن شخص نیز چند مرتبه به نزد ما آمد و وقتی که دید ما قبضی به او تحویل نمیدهیم خودش به عنوان زیارت، به عراق رفت و به نزد مرحوم سید رسید و ایشان هم او را میشناخت. آن شخص به جناب سید گفت که ما هر ساله امضا و مهری از طرف شما دریافت میکردیم ولی امسال این امضا به دستمان نرسید. ایشان نیز متوجه اصل مطلب شد و از این رو، با لطائف الحیلی توانست مقدار آن مبلغ را از آن شخص بفهمد و همان را برای ایشان مهر کرد و به ایشان داد و به او گفت که من را ببخشید و من بابت این امر از شما عذر خواهی میکنم و خود شما نیز از طرف من، از حاج آقا هم عذر خواهی کنید؛ و اصلا به او نگفت که این آقا، هیچ پولی به من نداده است درحالی که اگر حتی یک کلمه در این مورد میگفت موقعیت و حیثیت این شخص در منطقه تهران از بین میرفت.
این شخص هم به تهران آمد و پیش حاج آقا رسید و سلام سید و عذر خواهی سید را به او رساند و گفت مثل اینکه نتوانستند این قبض را به شما بدهند و سرشان شلوغ بوده است و لذا، قبض را به من دادند. این شخص نیز متوجه شد که مرید وی به نجف نزد خود سید رفته ولی جناب سید آبروی او را نبرده است.
زمانی که در سال بعد این حاجی دوباره برای حساب سال خود آمد این آقا پولها را به نجف خدمت سید برد ولی جناب سید هیچ تغییری نکرد و از آن قضیه هم هیچ نگفت و پولی که سهم من بود داد و حتی آن را بابت سال گذشته کم نکرد. ایشان میفرمود سید ابوالحسن با بزرگواری و آقایی خود، درسی به من داد که تا آخر عمرم، به آن ملتزم ماندم که حتی یک ریال آن را حساب و کتاب کنم و این فضیلت اخلاقی است که او را اداره کننده امور روحانیت قرار داد.
همچنین، در زمان رضا خان که یکی از سخت ترین دوران های گذشته حوزه بود به طوری که امکاناتی وجود نداشت و با طلبهها نیز بسیار بد رفتاری میشد، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، زعامت حوزه را بر عهده داشت و این شرایط به قدری بد بود که حتی اگر کسی برای ایشان وجوهات میبرد تحت تعقیب قرار میگرفت و حتی خود ایشان هم در فشار عجیب و غریبی بود. مرحوم حاج آقا مرتضی حائری استاد بزرگوار ما و آقازاده ایشان نقل میفرمود که پدر ما مکرر به حرم حضرت معصومه میرفت و به ایشان متوسل میشد که شما این حوزه را حفظ کنید که در حال اضمحلال است؛ یعنی این حوزه به گونهای بود که مرحوم آقای سلطانی که دایی بزرگوار ما و از اساتید حوزه بودند، میگفتند که در آن شرایط ما بیرون شهر می رفتیم و کمی با خود آذوغه می بردیم تا بتوانیم درس و بحثمان را ادامه بدهیم؛ و لطف حضرت فاطمه معصومه به این حوزه سبب شد که این رشته پاره نشود؛ و بدتر از وضع مرحوم حاج شیخ، وضع مراجع ثلاث یعنی مرحوم سیدصدرالدین صدر و مرحوم آقای سید محمد تقی خوانساری و مرحوم آقای سید محمد حجت کوه کمرهای بود که این سه بزرگوار بعد از حاج شیخ افراد برجسته حوزه بودند و اداره حوزه را بر عهده داشتند. حاج آقا رضا صدر نقل میکردند که در یک زمانی دیدم که مرحوم آقای صدر از حرم حضرت معصومه به منزل برگشت در حالی که هوا تاریک و نزدیک سحر بود و ایشان دائما در حال تفکر بود که فردا اول ماه و روز شهریه است و ما منتظر فرج هستیم که در این هنگام، درب خانه به صدا درآمد و من به خادم گفتم که اگر کسی از ما پول میخواهد راهش ندهید ولی او گفت که این فرد می گوید که من مسافری هستم و با خود آقا کاردارم. این فرد چمدانی در دستش بود و گفت که من در اصفهان هستم و مقداری پول داشتم و میخواستم چیزی برای فروش تهیه کنم ولی وقتی که از قم عبور می کردم، ناگهان به فکرم افتاد که امسال وجوهاتم را پرداخت نکردهام و لذا برگشتم و الان در خدمت شما هستم و این پولها، وجوهات امسال من است. مرحوم آقا رضا صدر میفرمودند که وقتی ما این چمدان را باز کردیم دیدیم که به اندازه سه یا چهار ماه شهریه پدرمان در آن چمدان وجود دارد و این از عنایات حضرت معصومه بوده است که به ذهن ایشان القا کرد که این حوزه را دریابد.
بنابراین، این بزرگواران با آن خلوص و فضیلت های اخلاقی که داشتند از سید گرفته تا دیگران توانستند حوزه را این گونه اداره کنند و ما باید این حوزه را قدر بدانیم و بدانیم که امروز بر روی چه بساط آمادهای نشستهایم.
در گذشته، سختی های زیادی را طلبه ها تحمل کردند و گرسنگی کشیدند و حتی برخی از بزرگان مثل محقق همدانی صاحب مصباح الفقیه گاه با پوست خربزه ارتزاق میکردند ولی با این همه مشکلات، حرکتشان بسیار متعالی بوده است.
به هر حال ما اوج معالی اخلاق را در وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه علیها السلام میبینیم و بزرگان ما همیشه در مشکلات به سراغ این بانوی بزرگ میرفتند و مسائل خود را حل میکردند و ما نیز نباید هیچگاه از حضور در این حرم شریف و خواندن زیارت نامه ایشان غافل نشویم. ایشان تنها امام زادهای است که زیارت نامه ماثور دارد و در فضیلتشان آمده است هر کسی که ایشان را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود و خداوند این سرزمین را به قدوم ایشان مبارک کرده است و این برکتی است که این سرزمین از قدیم ایام الایام داشته و پایگاه اساسی شیعه در این منطقه بوده است و امروز هم چنین خواهد بود و به عنایت الهی، بزرگترین حوزه دنیای اسلام در جوار ایشان شکل گرفته است و اینها همه از عظمت فاطمه معصومه است.