اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
لَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ[1]
یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور |
کلبه احزان، شود روزی گلستان، غم مخور |
|
این دل غمدیده حالت به شود، دل بد مکن |
وین سر شوریده بازآید به سامان، غم مخور |
|
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکَند |
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور |
|
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم |
سرزنشها گر کند خار مغیلان، غم مخور |
بحث در جمع ارزنده شما در سه فراز است: اما مطلب اول:
تفاسیر اهل سنت درباره مهدی موعود(عج)
عقیده و اصل مهدویت، در همه فرق اسلامی مطرح است و اختصاصی به شیعه ندارد و بزرگان اهل سنت همیشه بر این موضوع تأکید داشتند. نیشابوری در «غرائب القرآن» و فخر رازی در «تفسیر کبیر»، در تفسیر آیات نخست سوره بقره« الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»،[2] مراد از غیب را مهدویت و عقیده به ظهور مهدی در آخرالزمان میدانند.
ایشان، در تأیید این تفسیر، آیه 55 سوره نور را ذکر میکنند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الأَرْضِ» و با استناد به این آیه میگویند: خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، وعده میدهد که آنها را وارثان و خلفای زمین قرار خواهد داد. آنگاه این روایت را از رسول اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ ذکر میکنند که «لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد، لطول الله ذلک الیوم حتى یخرج رجل من أمتی یواطئ اسمه اسمی وکنیته کنیتی یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً»؛ یعنی آنکه «اگر از دنیا یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد کرد تا حجت ظهور کند...».
پس از آن، میگوید: برخی از شیعیان در معنای ایمان به غیب گفتهاند که مراد، اعتقاد به ظهور مهدی در آخرالزمان است[3]. نیشابوری در غرائب القرآن ـ که از کتب بسیار معتبر اهل تسنن است ـ بدون هیچ دخل و تصرفی این دیدگاه را میپذیرد[4]؛ اما فخر رازی بعد از ذکر این مطلب، اشکال وارد میکند و میگوید: غیب اختصاص به عقیده به ظهور مهدی ندارد؛ بلکه معنای عامی است که ظهور مهدی را هم در بر میگیرد. بنابراین، او نیز عقیده مهدویت را داخل در معنای «غیب» میداند.
در بسیاری دیگر از تفاسیر اهل تسنن نیز آیه 55 سوره نور، به ظهور مهدی در آخرالزمان تفسیر شده است.
اهل سنت و عقیده مهدویت
روایت یادشده نیز در بسیاری از کتب روایی اهل تسنن آمده است؛ چنانکه طبرانی در معجم خودش این روایت را نقل کرده است[5]. ابنابیالحدید معتزلی، شارح نهج البلاغه نیز در تفسیر آیه شریفه «وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَی الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئمَّۀ وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثین» میگوید: اصحاب ما همه میگویند که این آیه شریفه وعدهای است به امامی که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد[6].
آیاتی که در تفاسیر اهل تسنن به مهدویت تفسیر شدهاند، بسیارند؛ چنانکه روایات زیادی نیز در این زمینه در کتب روایی آنان موجود است. برای نمونه، ابنابیالحدید در «شرح نهج البلاغه» میگوید: ِفرق مسلمین اتفاق دارند که دنیا و دین تمام نمیشود، مگر با مهدی موعود[7]. ابنحجر عسقلانی نیز در «الصواعق المحرقة» میگوید: روایاتی که در باب وجود حضرت مهدی وارد شدهاند، آنقدر زیادند که به حد تواتر میرسند. سپس میگوید: این روایات سه دستهاند: برخی از آنها صحیحاند؛ برخی حسناند[8] و بعضی هم ضعیفاند. آنگاه میگوید: ولی روایاتی که ما داریم صحیحاند و ضعف روایات ضعیف را جبران میکنند و چون در نقل این روایات تواتر است، موجب قطع میشود که ظهور مهدی در آخرالزمان مسلم است و او از اولاد فاطمه ـ سلاماللهعلیها ـ است و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد[9].
حافظ عسقلانی در «تهذیب التهذیب» و سیوطی در «الحاوی للفتاوی» میگویند: اخبار مربوط به حجتبنالحسن ـ علهیماالسلام ـ و اینکه او از اهلبیت پیامبر است و هفت سال حکومت میکند ـ البته طبق منابع اهل سنت ـ و زمین را پر از عدل و داد مینماید و عیسیبنمریم ـ علیهماالسلام ـ به او اقتدا میکند، متواتر است[10].
با مطالعه این کتابها، پی میبریم که آیات و روایاتی که در کتب شیعه درباره حضرت مهدی وجود دارد، در کتب اهل سنت نیز در همین حد با اختلاف مختصری وجود دارد. حدود ده یا پانزده سال پیش، مفتی قطر فتوا داد که عقیده به ظهور منجی آخرالزمان، عقیده باطلی است[11]؛ سپس بنباز، مفتی معروف عربستان، در رد فتوای او فتوایی صادر کرد که عقیده به ظهور مهدی از مسلمات و ضروریات مسلمین است و روایات درباره آن متواتر است[12].
بنابراین، در نخستین مطلب بحث و بررسی شد همان گونه که اهل تشیع عقیده مهدویت را قبول دارند، اهل تسنن هم با اندک تفاوت، آن را قبول دارند.
شبههافکنی درباره مهدویت
مطلب دوم: حال که در نخستین مطلب روشن شد، عقیده به مهدویت در میان اهل تسنن اینقدر مسلم است، این پرسش مطرح میشود که چرا در سایتهای مختلف سلفیها، اعم از وهابی و غیر وهابی، اصرار دارند عقیده به وجود حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- را باطل و عقیدهای بدون اصالت مطرح کنند؟ سلفی یعنی کسی که به سلف باز میگردد و بازگشت به آنچه رسولالله ـ صلیاللهعلیهوآله ـ آورده است و روایاتی هم که علمای اهل تسنن، مانند ابن حجر و دیگران نقل میکنند و ادعادی بر تواتر و قطع بر صدور آنها میکنند، همه از کتابها و منابع خودشان است، نه از منابع اهل تشیع، و این چگونه با ادعای سلفیت و بازگشت به آنچه رسولالله ـ صلیاللهعلیهوآله ـ آورده است، سازگار است؟ و چگونه شما که میخواهید اصالتهای اسلام را احیا کنید، با عقیده مهدویت مخالفت میکنید؟!
در همین راستا، امروزه شبهات بسیاری درباره اصل مهدویت مطرح میشود. برای نمونه یکی از شبهاتی که وارد میکنند: آیا اصلاً معقول است که انسان بیش از هزار سال عمر کند؟ آیا این بدن با این گوشت و پوست، قابلیت چنین عمر طولانی را دارد؟ کسانی که این شبهه را مطرح میکنند، غافلاند از اینکه ظهور منجی، چنانکه فخر رازی مطرح میکند، از مصادیق غیب است و عقیدهای ماورایی است، نه مادی؛ مانند وجود خدا و رسالت پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ و امامت عامه و خاصه. همه اینها، غیباند و ایمان به آنها ضروری است؛ و وجود حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- هم اعاده به غیب است.
گذشته از این، داستان اصحاب کهف و پیامبرانی همچون حضرت عیسی ـ علیهالسلام ـ نیز این شبهه را دفع میکنند؛ قرآن کریم میفرماید «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ » وقتی هجوم آوردند حضرت عیسی را بکشند و بدار بیاویزند موفق نشدند و لکن امر بر آنها مشتبه شد و ما عیسی را نجات دادیم. قرآن کریم تصریح میکند، حضرت عیسی زنده است. و به عقیده شیعه در آخر الزمان در کنار وجود مقدس و همراه حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- ظهور میکند. چه فرق است طول عمر در حضرت عیسی و وجود مقدس حضرت حجت؟ بنابراین، اگر به طول عمر حضرت مهدی ـ عجلاللهتعالیفرجه ـ اشکال میشود، پس باید به قرآن اشکال وارد کنند، نه به عقیده شیعه.
گرفتن امید از جامعه شیعی، هدف شبههافکنیها
اما مطلب سوم: آنچه در این شبههافکنیها مهم و جای تأمل دارد، این است که این گروه، نه از باب تخریب عقیده به مهدویت و نه از باب بررسی علمی و فنی بحث اصالت مهدویت، بلکه آنان این شبههافکنیها را بخاطر رسالتی که برای خودشان قائل هستند تا جمعیت مسلمان را از درون تهی کنند، می پردازند. اگر عقیده مهدویت و ظهور منجی از جامعه اسلامی گرفته شود، امید به آینده و انتظار از آنان سلب میشود. شیعه در طول تاریخ در برابر همه حوادث جامعه صبر کرده است. چرا که بر اساس اعتقاد به مهدویت، همه این امور گذرا هستند و در نهایت، خلافت و سروری روی زمین از صاحبان زر و زور و تزویر گرفته شده، به صالحان سپرده میشود.
شیعه این امید را همیشه در دل زنده نگه داشت که جامعه اسلامی توانست سر پا بماند. حال میخواهند با شبههافکنی این امید را از جامعه شیعه بگیرند. این، کار گروههای سلفی نیست و دانشمندان سلفی، مثل بنباز، چنین عقیدهای نداشتند؛ بلکه این حرکت و این شبههافکنیها، از پولهای نفتی و قدرتهایی سرچشمه میگیرد که میخواهند در برابر اسلام، حرکت متقابلی ایجاد کنند تا آن را از حرکت بیندازند.
رشد و شکوفایی تشیع در فیلیپین
آنچه از آمار به دست میآید در قاره آمریکا، اروپا، آسیای جنوب شرقی چین، ژاپن و هندوستان حرکت به سمت اسلام بیش از تمام ادیان است، به گونهایی که افرادی که در این مناطق مسلمان شدند قابل مقایسه با افرادی که مسیحی شدند، نیست. لذا توجه به اسلام بیشتر از سایر ادیان است، و همچنین توجه به شیعه بیشتر از سایر فرق اسلام است. یکی از علمای مشهد نقل میکرد: به فیلیپین رفته بودیم. به ما گفتند مسجدی هست مربوط به شیعه و تلویزیون کابلی دارند که نزدیک به یک میلیون بیننده دارد. تصمیم گرفتیم آنجا برویم و ببینیم امام جماعتش کیست و برنامههای آنان چیست. دیدیم امام جماعت آن مسجد شخص جوانی است. پرسیدیم، کجایی هستید؟ گفت: فیلیپینی هستم. گفتیم: در کدام حوزه درس خواندهاید؟ در قم یا نجف؟ گفت: من اصلاً به ایران و عراق نرفتهام. گفتیم: پس شما چطور امام جماعت مسجد شدید و رهبری این مردم را بر عهده گرفتید؟
گفت: من سنی بودم و بر اثر تبلیغات وهابیت، وهابی شدم. برای کار به عربستان رفتم. ضمن کار کردن، در اوقات فراغت، به کتابخانه میرفتم. در میان کتابها، کتاب «مراجعات» مرحوم شرفالدین توجهم را جلب کرد. پول نداشتم آن را بخرم؛ بنابراین در همان کتابخانه آن را مطالعه کردم. با مطالعه این کتاب، در همان عربستان شیعه شدم و با مطالعه کتابها و سایتها، مطالب شیعه را آموختم. به وطنم برگشتم و سعی کردم آنچه را یاد گرفته بودم، در اختیار مردم بگذارم.
از او پرسیدیم: آیا شما برای تأمین هزینههای خود به مرجعی یا شخص عالمی مراجعه کردهاید؟ گفت: ما نیاز نداریم. در اینجا برای ارتباط با مسلمانان، تلویزیونی درست کردهایم که برای دیدن برنامههای آن باید پول بدهند. از این طریق، بودجه لازم را تأمین میکنیم. ایشان، نقل میکردند که مراسم محرم و صفر و ایام فاطمیه در آنجا بسیار پرشور و شوق بود و اصلاً حوزههای ما از وجود آنها خبری ندارند.
وهابیت، عامل ایجاد نفرت از اسلام و مسلمانان
شیعه این گونه رشد میکند. کسانی که شبههپراکنی میکنند، هدفشان این است که این رشد و امید را از ما بگیرند و اسلام را از حرکت بیندازند؛ چراکه حرکت اسلامی بزرگترین تهدید برای آنان است. ازاینرو میکوشند اسلام اصیل را از درون تهی کنند و به مقاصد خویش دست یابند. ایجاد اختلاف و درگیریهای فرقهای، یکی از این راههاست. این انفجارها و آدمکشیها که در سطح دنیای اسلام روی میدهد، نفرتی از مسلمانان در بین جامعه بشری ایجاد میکند و به تبع آن، موجب نفرت از اسلام میشود. در همه این موارد، وهابیها و سلفیها ابزار این توطئه شدهاند. بهگونهای که حتی از ایران، استخدام میشوند؛ در پاکستان یا ترکیه آموزش میبینند و مستقیماً در سوریه وارد جنگ میشوند.
عقیده به وجود حجت و اعتقاد به ظهور منجی، هزینه دارد و باید متوجه این هزینهها باشیم و قدر و قیمت این عقیده را بدانیم. اگر این اعتقاد ارزشی نداشت، این گونه با شبههافکنیها تلاش نمیکردند که آن را از ما بگیرند.
ادعاهای مهدویت، نشانه اصالت و اعتبار مهدویت
با این حال، هرگز نباید دلسرد شد. اصالت و استحکام عقیده مهدویت آنقدر زیاد است که حتی در صدر اسلام کسانی که از زبان پیامبر مژده ظهور منجی را شنیده بودند، امر برایشان مشتبه شده بود و خودشان را مهدی موعود میپنداشتند. یکی از این افراد، محمدبنعبدالله، ملقب به نفس زکیه بود. پدر او عبدالله محض، فرزند حسن مثنی از فرزندان امام حسن مجتبی ـ علیهالسلام ـ بود. عبدالله در زمان امام صادق ـ علیهالسلام ـ میزیست و بهدست منصور در زندان هاشمیه کشته شد. پسرش محمد قیام کرد و او نیز به دست منصور کشته شد. از آنجا که محمدبنعبدالله هم نام پیامبر بود، این تصور پیدا شد که او مهدی موعود است. امام صادق ـ علیهالسلام ـ بارها به عبدالله محض فرمودند که اشتباه میکنی؛ مهدی موعود فرزند تو نیست. او هنوز متولد نشده است. به هر حال، این عقیده آنقدر جا افتاده بود که افراد بسیاری در طول تاریخ تا به امروز، ادعای مهدویت کرده و میکنند.
هانری کوربون و عشق به امام زمان(عج)
اگر کسی با دقت و مطالعه پیش بیاید، به اسلام میرسد و از اسلام به شیعه و از شیعه به وجود حضرت مهدی ـ عجلاللهتعالیفرجه ـ خواهد رسید. یکی از این افراد، مستشرق بزرگ اروپایی، پروفسور هنری کوربون است. کتابهایی که معرّف شیعه در اروپا و آمریکاست، به قلم ایشان است. ایشان در فلسفه شرق کار میکرد و به ملاصدرا علاقهمند شده بود و در پی آثار ملاصدرا به ایران سفر کرد و به دیدار علامه طباطبایی ـ رضواناللهعلیه ـ آمد و بسیار جذب ایشان شد.
من خودم در بعضی از این جلسات حاضر بودم و از مرحوم علامه شنیدم که فرمودند: این آقای هانری کوربون از فلسفه شرق به شیعه رسیده و از شیعه به امام زمان رسیده است و دعاهای سمات و ندبه را با زمزمه و اشک میخواند و عاشق امام زمان است. او مسیحی بود و هیچگاه اظهار مسلمانی و تشیع نکرد؛ اما عاشق امام زمان بود. مگر میشود انسان سراغ گنجی برود و اسیر آن گنج و نتیجه آن نشود؟
امیدواریم که ما هم قدر و قیمت این عقیده و سرمایهای را که در اختیار داریم، بدانیم و تلاش کنیم خودمان و دیگران را به به این سمت سوق بدهیم.
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته درآید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر باغ شود سبز و سرخ گل بدر آید
[1]. سوره انبیاء، آیه 105.
[2] . بسم الله الرحمن الرحیم الم ذَلِکَ الْکِتَابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (بقره، آیات 1-3)؛ این قرآن، بیتردید هدایتی برای متقین است؛ کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز به پا میدارند و از آنچه به آنها روزی دادهایم، انفاق میکنند.
. [3] فخر الرازی، تفسیر الرازای، ج2، ص28.
[4]. حسن بن محمد القمی النیشابوری، غرائب القرآن، ج 1، ص 115. .
[5]. عن عبد الله قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لو لم یبق من الدنیا إلا یوم لطول الله ذلک الیوم حتى یبعث رجلا من أهلی یواطئ اسمه اسمی واسم أبیه اسم أبی یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا.(الحافظ أبی القاسم سلیمان بن أحمد الطبرانی، المعجم الاوسط، ج2، ص55).
[6]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج19، ص29، کلمات قصار205.
.[7] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 10، ص 96..
[8]. روایت حسن از ججهت اعتبار یک درجه پایین تر از روایت صحیح هست.
.[9] هیتمی ابوعباس، الصواعق المحرقه، ص 99..
[10]. وقد تواترت الاخبار واستفاضت بکثرة رواتها عن المصطفى صلى الله علیه وسلم فی المهدی وأنه من أهل بیته وأنه یملک سبع سنین ویملا الأرض عدلا وأن عیسى علیه الصلاة والسلام یخرج فیساعده على قتل الدجال وأنه یؤم هذه الأمة وعیسى خلفه فی طول من قصته وأمره .(ابن حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج9، ص126؛ و ابن حجر العسقلانی، فتح الباری، ج6، ص358).
[11]. شیخ عبداللّه بن زید آل محمود مفتی و رئیس محاکم شرعی قطر، لامهدی ینتظر بعد النبی خیر البشر، ص 5 مقاله.
[12]. عبدالعزیز بن باز مفتی بزرگ عربستان چنین مینویسد:
امّا اینکه برخی از علمای عصر حاضر، وجود مهدی منتظر را بهطور کلّی انکار میکنند، قول باطلی است؛ چرا که احادیث دربارهی خروج (و ظهور) او در آخرالزّمان و اینکه او زمین را از عدل و داد پُر میکند پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده است، احادیثی است که تواتر معنوی دارد و این روایات بسیار نقل شده است.( عبدالعزیز بنباز، مجموع فتاوی و مقالات متبوعه، ج۴، ص ۵۷).