امام رضا علیه السلام می فرماید:
«حضرت خضر از آب حیات خورد. پس او تا روز نفخه صور زنده است و نخواهد
مرد. او همواره پیش ما می آید و برای ما سخن می گوید. صدایش را می شنویم و
خودش را نمی بینیم. او هر کجا یاد شود آنجا حضور می یابد. و لذا هر کس او
را یاد کند به او سلام بگوید. او همه ساله در موسم حج شرکت می کند و مراسم
حج را انجام می دهد و در عرفات می ایستد و به دعای مؤمنان آمین می گوید.
خداوند او را انیس قائم ما قرار می دهد و به وسیله او وحشت و غربت او را
برطرف می سازد.» [1]
حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء در میان ماست اگر چه پنهان از دیدگان
ماست. او تنها موجودی نیست که از دیدگان ما غائب باشد و ما به وجودش ایمان
داشته باشیم، بلکه موجودات نامرئی فراوانی داریم که در وجودشان کوچکترین
تردیدی نداریم
اعتقاد به خدای نامرئی در رأس عقاید ما قرار دارد. او را تنها آفریدگار
و تنها نگهدارنده آسمان و زمین می دانیم و کمترین تردید در وجود مقدسش
نداریم، در حالی که از دیده ها غائب است و در محدوده افکار بشری نمی گنجد.
روح که بر بدن ما اشرف دارد و دینامیسم بدن ما از آن سرچشمه می گیرد، در
پرتو آثار و نشانه هایش به آن اعتراف داریم، با حضور آن در بدن زنده هستیم و
با گسستن پیوند آن می میریم. در وجود آن هیچ تردیدی نداریم، در حالی که
قابل رؤیت نیست و به چشم دیده نمی شود.
هوائی را که روزانه بیش از چهل هزار بار استنشاق می کنیم و در وجودش
تردیدی نداریم، تاکنون ندیده ایم. گازهای مختلف سمی و سودمند که در شئون
مختلف زندگی وارد شده و در وجودشان تردیدی نیست، دیده نمی شوند. صدائی که
از تارهای صوتی ما بر می خیزد و پرده گوشمان را می نوازد، در وجودش تردیدی
نداریم بدون اینکه امواج آن را ببینیم و یا کوچکترین اثری از آن قابل رؤیت
باشد. و در عین حال آن را می شنویم و اقسام آن را تشخیص می دهیم، حتی درک
می کنیم که این صدا از حلقوم کودک برخاسته، یا از حلقوم بزرگسال، مرد یا
زن. و حتی گاهی صاحب صدا را هم تشخیص می دهیم!!.
امواج الکتریسیته را با دیدگانمان نمی بینیم و با دیگر حواس ظاهری
احساس نمی کنیم ولی از خطرش همواره ترسناکیم و در وجودش تردیدی نداریم.
عناصری که در آب یا دیگر مایعات حل می شود، بعد از حل شدن در مایع دیده نمی
شود ولی در وجودش تردید نمی کنیم.
اعمال فیزیکی بدنمان، افکار صادره از مغزمان، فرمان های منتشره در
اعصاب بدنمان، همه و همه وجود دارند و ما تردیدی در این باره نداریم ولی
هیچکدام قابل رؤیت نیستند. اینها نمونه های ساده ای از اشیاء نامرئی در
جهان طبیعت است که برخی با چشم عادی دیده نمی شوند و برخی دیگر حتی با چشم
مسلح نیز قابل رؤیت نمی باشند. ولی وجود آنها جزء بدیهیات شمرده می شود و
هیچکس در این زمینه تردیدی به خود راه نمی دهد. پس چگونه است که هنگامی که
از امام غائب سخن به میان می آید تکذیب و انکار شروع می شود؟! در حالیکه
خدا، پیامبر، فرشتگان، پیامبران پیشین، امامان معصوم، کتاب های آسمانی و
همه ادیان الهی نوید ظهور او را به امت خود داده اند. ولی گروهی از ما به
بهانه اینکه با چشم خود او را نمی بینند لب به اعتراض می گشایند.
ولی من با آن شاعر نکته سنج هم عقیده هستم که می گوید:
لله تحت قباب الارض طائفه
اخفاهم عن عیون الناس اجلالاً
یعنی: خدا را در زیر چرخ گردون بندگانی هست، که آنها را برای تعظیم و تکریم پنهان ساخته است.
آری خداوند حجت خود را مخفی نموده، تا دیده نامحرم به سوی او خیره
نشود، که دیده برخی از مردمان روزنه دلهای آلوده و مغزهای گندیده آنهاست.
آنها گروهی هستند که چیزی را جز خواسته های نفس به رسمیت نمی شناسند و به
چیزی جز امیال نفسانی و لذات شهوانی ایمان نیاورده اند. پرواضح است که
هنگامی که نفس در کشور تن فرمانروائی کند و خود را لجام گسیخته بیند، تمام
عواطف و احساسات را تحت الشعاع قرار می دهد و انسان را به همه رذائل و پستی
ها سوق می دهد و همه دریچه های عقل و وجدان بشری را می بندد که دیگر امید
نجات برای او نیست.
روی این بیان اگر دلائل قطعی و براهین عقلی برای کسی وجود اقدس آن مهر
تابان و خورشید فروزان را مسلم و قطعی سازد، و او براساس دلائل مسلم عقلی
به وجود اقدس حجت خدا ایمان آورد او را ملامتی نیست و کسی حق سرزنش و نکوهش
او را ندارد.
اما تو! که می گوئی من چگونه ایمان بیاورم به کسی که با چشم خود ندیده
ام؟ از کجا که تاکنون ندیده باشی؟! از کجا که در مراسم حج با یکدیگر به
گفتگو نپرداخته باشید؟! ای بسا در محل کار و یا محل عبادتت بارها و بارها
آن جمال الهی را دیده باشی و نشناخته باشی؟!.
از کجا که پشت میزت تو را به عدل نمی خواند و از ستم نمی ترساند؟! از
کجا که در محل کارت تو را از کم فروشی، تقلب، حلیه و ... نهی نمی کند و به
راه راستت رهنمون نمی شود؟!
به صرف اینکه او را نمی بینیم، نمی توان او را انکار نمود، مگر از طرف افراد نادان و یا لجوج.
اما آن اعتراضگر لجوج که می گوید: «من به چیزی که با دو چشمم نبینم، ایمان نمی آورم» !!!
او باید به همه آنچه با چشم خود نمی بیند کافر شود! نخست باید به خدای
جهان آفرین کافر شود، آنگاه عقل، روح، نفس و جان خود را که هرگز ندیده است،
انکار نماید!
بسیاری از روشنفکر نماها که به همه مسائل ماوراء طبیعت پشت پا می زنند و
می گویند: «من به آنچه با چشم خود ندیده ام ایمان نمی آورم»! می بینیم که
به افرادی از سیاستمداران، فیلسوفان و صاحبان مکتب های سیاسی و غیره اعتقاد
دارند و گاهی در راه دفاع از آنها جان خود را فدا می کنند، در حالی که
آنها را ندیده اند و شاید پیش از تولدشان از این جهان رخت بر بسته اند! پس
چگونه است که به هزاران موجودی که ندیده اند عقیده دارند ولی در مورد جهان
ماوراء طبیعت و یا امام غائب این چنین قاطعانه به لجاجت می پردازند؟!
اینها یک سلسله مثال های ساده بود و گرنه مقام امامت بالاتر از این
مسائل است. کسی را حق انتخاب، عزل و نصب امام نیست، بلکه فقط خدا می تواند
برای خود حجت انتخاب کند نه دیگری: [2]
«پروردگار تو آنچه بخواهد می آفریند و بر می گزیند، آنان حق گزینش ندارند. که خدای از آنچه شرک می ورزند پاک و منزه است.» [3]
هر که می خواهد به کفر و شرک بگراید، که خداوند به هنگام نصب امام و
انتخاب حجت با احدی مشورت نمی کند. انکار منکران و تکذیب کافران، امامت را
ضرری نمی رساند و در انتخاب خدا تأثیر نمی بخشد. که خدای فقط کسی را به این
منصب بر می گزیند که شایسته آن مقام آفریده باشد. و جز آنها کسی را
شایستگی تصدی این مقام نیست. که خدای آنها را به گونه ای برتر و والاتر
آفریده است و کسی را در این ویژگی ها جسمی و فکری هم سنگ آنها نیافریده
است.
خدای تبارک و تعالی حضرت موسی علیه السلام را به کاخ فرعون سوق می دهد و
بصیرت او را می بندد و محبتش را در دل فرعون استوار می سازد تا در کاخ
فرعون از پرورش ویژه ای برخوردار باشد، و در این زمینه می فرماید:
«تا تحت عنایت من ساخته شوی» [4]
و می فرماید:
«من تو را برگزیدم. پس به آنچه به تو وحی می شود، گوش فرا ده.» [5]
اینجا این نکته را ناگفته نگذاریم که منکران مقام ولایت در روز رستاخیز
شدیداً به کیفر انکار خود خواهند رسید، زیرا حجت بر آنها تمام است و آنها
ملزم هستند که به دنبال دلیل بروند و راهی را بدون دلیل انتخاب نکنند.
منکران لجوج و تکذیب کنندگان عنود، بیش از آنچه مورد نفرت هستند، باید
مورد رقت قرار بگیرند که خود را برای همیشه بدبخت و بیچاره نموده اند:
«اگر خداوند در آنها خیری سراغ داشت، آنها را شنوا می ساخت، ولی اگر شنوا بودند، روی برتافته، اعراض می نمودند.» [6]
از آنها فقط می پرسیم: چگونه است که شما برای خود وزیر، وکیل، رئیس و
غیره انتخاب می کنید ولی به خدا اجازه نمی دهید که برای خود نماینده، ولی، و
حجتی برگزیند؟!!
چرا هنگامی که خدا به حجت های خود از فضل و کرم خودمرحمت می فرماید، به آنها رشک می ورزند؟!
«آیا به مردم حسد می ورزند که خدا از فضل خود به آنها عطا فرموده است.» [7]
آری همین جای تأسف است!
برگرفته از کتاب روزگاررهایی
[1] بحارالانوار جلد 52 صفحه 152 و 277
[2] اصول کافی جلد 1 صفحه 201 و غیبت نعمانی صفحه 4
[3] قصص: 68
[4] طه: 19
[5] طه: 13
[6] انفال: 23
[7] نساء: 54
با سلام من نام شما را در پیوندهای خود قید کرده ام شما نیز نام مرا در پیوندهای خود بیاورید .عنوان پیوند :دعاهای اورژانسی یا zarin13.blogfa .com..........
نویسنده بیش از سی اثر و ترجمه از جمله درمان با قرآن چااپ 27 و دعاهای اورژانسی و ترجمه قرآن نهج البلاغه صحیفه سجادیه ووووو2 کار جدیدم 17 کلید موفقیت برای نجات و رستگاری و در عشق ...ساکن یزدانشهر (شهر خدا)
در ضمن کتاب را بین دوستان تبلیغ کن و آدرس چند وبلاگ از دوستانت را برایم بفرست
محل فروش کتاب در یزدانشهر قسمت اول بین خیابان 10و11مغازه اشکان
سلام
این عصر، عصر نابودی ظالمان و پیروزی شیعیان است (آیت الله العظمی سید صادق شیرازی حفظه الله تعالی)
منتظر حضور شما در وبلاگ حقیقت جاویدان هستم با یک سوال در مورد مسجد جمکران !!
سلام