انحراف جامعه اسلامی
پیامبر اکرم(ص) بارها از
انحراف در رهبری اسلامی جامعه پس از خویش خبر دادهاند که از آن
جمله این روایت است که ابن عباس نقل کرده که حضرت ضمن
صحبتهایشان از معراج این مطالب را از جمله علایم ظهور برشمردهاند:
کافران، فرمانروای (مردم)
میشوند و فاجران (ستمکاران) سرپرست و ظالمان هم آنان را یاری
میکنندو فاسقان هم مشاوران آنها میشوند. در چنین زمانی سه خسف
(فرو رفتن)پیش میآید: در مشرق، مغرب و جزیرةالعرب، بصره را هم
یکی از نوادگان تو که زنگیها از او پیروی میکنند خراب میکند. تا
انتهای حدیث.
و در حدیث دیگری چنین میفرمایند:
«...و پس از من، رهبرانی
خواهند آمد که به هدایت من هدایت نگردند (از طریق من که هدایت
است پیروی نمیکنند) و به سنت من هم رفتار نمیکنند، از میان آنها
مردانی قیام خواهند کرد که قلبهایشان قلب شیطان است در کالبد
انسان.»
این همان مسألهای است که
پس از رسول مکرم اسلام(ص) رخ داد و حکومت براساس مصلحتها و یا
به طور موروثی دست به دست شد. مصرف کردن انواع شرابها در
کاخهای خلفای به اصطلاح اسلامی مطلبی بدیهی است و در منابع
تاریخی زیادی مطرح شده است و شاید بهترین نمونه آن متوکل عباسی ـ
لعنةاللهعلیه ـ است که یک مرتبه جمعیتی از سپاهیان ترک را به
سوی خانة امام هادی(ع)
فرستاد تا پس از حمله به آنجا،
حضرت را شبانه به کاخ او منتقل کنند. آنها هم وقتی به منزل آن
حضرت رسیدند. ایشان مشغول قرائت قرآن بودند. سپاهیان، حضرت را اسیر
کرده و به سوی متوکل بردند و وقتی به مقابل او رسیدند، پیالة
شرابی در دستش بود و مشغول نوشیدن بود که با دیدن حضرت ابهت امام
او را گرفت و به ناچار حضرت را احترام کرده و در کنار خویش نشاند.
پیاله شرابی راکه در دستش بود به حضرت تعارف کرد و ایشان هم
فرمودند: «امیر! هرگز گوشت و خونم تا به حال به شراب آلوده نگشته
است (از نوشیدن شراب) مرا معاف بدار.» او هم صرفنظر کرد. تا انتهای
جریان (که البته نکات جالب توجه دیگری هم در این جریان وجود
دارد که در اینجا فرصت و مجال طرح آنها نیست.) پیشگویی پنجم : شورش صاحبالزنج
که از جمله آن احادیثی که
در آنها صحبت از این شخص شده است حدیثی است که پیش از این از
ابنعباس آوردیم. جریان صاحبالزنج و قومش در تاریخ از این قرار
ثبت شده است که وی شخصی بود که در سال 255 ه.ق (مصادف با میلاد
حضرت مهدی(ع)) قیام کرد. نامش علیبن محمد بود و علیرغم اینکه از
حیث عقاید و تفکرات با اهل بیت(ع) اختلاف داشت، گمان میکرد که
از علویان است. طی مدت 15 سال در جامعه چنان فسادی به راه
انداخته بود که نهایتاً در سال 270ه.ق دستش را به قتلعام مردم
آلوده کرد. علاوه بر انتساب خویش به علویان عمده مطلبی که در
شورش خود روی آن تکیه میکرد این بود به طور اساسی به کارگران و
طبقة زحمتکش جامعه، خصوصاً بندگان و غلامان تحت سرپرستی دیگران
نظر داشت و از این جهت بود که به وی صاحبالزنج یا سرور بندگان
لقب داده بودند. فسادی زیادی در جامعه اسلامی به پا کرد و دولت
عباسی را به شدت به زحمت انداخت و ساکنان بصره و بسیاری دیگر از
شهرها رابا قتل و غارت و سرگردانی (آوارگی) مردم تحت فشار قرار داد.
این واقعة تاریخی هم خود دلیل بزرگی برای صدق حدیث و گویندة
آن (علیهالسلام) میباشد.
پیشگویی ششم : ظهور علم در شهر قم
از جمله این احادیث، این مورد است که از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند:
کوفه از (حضور) مؤمنین خالی خواهد شد و علم از آن رخت برمیبندد
همانندماری که به سوراخ (لانه) خویش خزیده باشد سپس در شهری که
به آن قم میگویندنمایانمیشودوآنجامعدنعلموفضل میگردد
بهطوریکههیچمستضعفیازلحاظ دینیروی زمین باقی نمیماند. حتی
عروسان حجلهنشین که این جریان نزدیک ظهور قائم(ع) میباشد تا
انتهای حدیث[/b].
این موضوع در دهة گذشته پیش آمده است و عظمت امامان(ع) را
زمانی متوجه میشویم که بدانیم امام از ظهور علم دینی در قم در
حالتی خبر میدهند که حتی موقعیت مکانی این شهر در زمان ایشان هنوز
ناشناخته بود و ساکنان آن هم بتپرست و آتشپرست بودند و پس از
گذشت قریب 1200 سال مرکز مطالعات و شهر علم شیعه گشت.
این حدیث را در اینجا از این جهت ذکر کردیم که صراحتاً به هجرت
علم از کوفه (نجف اشرف) به شهر قم بیش از قیام حضرت حجت(ع)
اشاره میکند که به جهت ستمهای پادشاه و کشتار و رانده شدن علما
(از آن دیار) که در آن زمان مشاهده میشود، میباشد.
بسیاری از حوادث و پیشگوییهای معصومین(ع) که تا به حال در تاریخ رخ دادهاند ازاین قرار است:
امام باقر(ع) در روایتی به جابربن یزید جعفی میفرمایند:
جابر! از زمین تکان نخور و هیچ دست و پا مزن تا اینکه این
نشانههایی را که میگویم مشاهده کنی (البته) اگر آنها را درک کنی:
اولین آنها اختلاف بنیعباس است که نمیبینم که تو آن را درک
کنی ولی پس از مرگم از قول من این مطلب را نقل کن (و به دیگران
بگو) و منادی که از آسمان ندا دهد و صدایی که از پیروزی حکایت
میکند از سمت دمشق به شما برسد. قریهای (ده یا شهر) در شام که به
جابیه مشهور است در زمین فرو برود بخش سمت راست مسجد دمشق فرو
بریزد، از دین برگشتگانی از جانب ترکها سر به شورش بردارند و آشوبی
هم از ناحیة روم به دنبال آن میآید،
برادرانترکهمآنقدرمیآیندتابه جزیره میرسند و از
دینبرگشتگانهمبهسویروم حرکت میکنند تا اینکه به رملهمیرسند
جابر! آن سال غرب در کل زمین اختلاف زیادی میپراکند و اول مغرب
زمین، شام است.
شیخ مفید هم در الارشاد خود فهرستی از نشانههای ظهور را ذکر کرده که از این قرار است:
«برای زمان قیام حضرت مهدی(ع) نشانههایی بیان شده و از حوادثی
که پیش از قیام اتفاق خواهد افتاد به ما خبر دادهاند که از جمله
آنها میتوان این موارد را ذکر کرد: شورش سفیانی، کشته شدن سید
حسنی، تفرقه بنیعباس به خاطر پادشاهی و حکومت دنیایی، کسوف
خورشید در نیمه ماه رمضان و خسوف ماه در آخر همان ماه که هر دو بر
خلاف رویه عادی طبیعت است، فرو رفتن در بیابان، فرو رفتن در
مشرق و فرو رفتن دیگری در مغرب، به همراه حرکت نکردن خورشید از
ظهر تا نیمههای عصر، طلوع خورشید از مغرب و کشته شدن نفس زکیه در
پشت کوفه 70 انسان صالح و شایسته دیگر، بریدن سر مردی هاشمی بین
رکن و مقام. خراب شدن دیوار مسجد کوفه، ظاهر ونمایان شدن پرچمهای
سیاهی از خراسان، قیام یمنی، ظاهر شدن شخصی مغربی در مصر و حکومت
کردنش بر شام، فرود آمدن ترکها در جزیره و رومیان در ساحل، طلوع
ستاره مشرقی که همانند ماه نورافشانی میکند و سپس چنان خم میشود
که گویی دو سوی آن قرار است به هم برسند، سرخیای که در آسمان
ظاهر میشود و در تمام افق پخش و منتشر میشود. آتش بزرگ و شدیدی
که در مشرق نمایان شده و سه یا هفت روز در (جو و) آسمان باقی
میماند. پایان سختیهای اعراب و حکومت کردنشان بر بلاد و خارج شدن
از سیطره و سلطنت و عجمها. کشته شدن امیر مصر توسط ساکنان آن
دیار، حرکت پرچمهایی که به سوی خراسان راهی میشوند، ورود سپاهی
از سمت مغرب تاوقتی که با از بین رفتن سرگشتگی و حیرت آرامش
یابد، نمایانی پرچمهای سیاه از مشرق به همان صورت، شکافتن و ترک
خوردن فرات به طوری که آب وارد کوچهها و خیابانهای کوفه
میشود، شورش 60 دروغگو که همگی ادعای نبوت میکنند و شورش 12 نفر
از آل ابیطالب که همه ادعای امامت برای خویش دارند، سوزاندن
مردی بلند مرتبه از پیروان بنیعباس میان جلولاء و خابقین، زدن
پلی در آنجایی که آب میان مدینةالسلام و بغداد روان است،
برخاستن بادی سیاه در ابتدای روز و زلزلهای که منجر به فرو رفتن
بسیاری از آنها میشود. هراسی که دامنگیر اهل عراق و بغداد میشود و
مرگ ناگهانی در آن و نقصان و کاهش اموال و جانها و بدنها و
محصولات و یورش ملخها که در ابتدای آن و غیر آن ظاهر میشوند به
طوری که به زراعت و غلات و همان مقدار کمی که مردم کشت کردهاند
حملهور میشود و اختلاف میان دو دسته از عجمها و ریخته شدن خون
بسیاری از آنها و شورش بندگان از اطاعت سروران آنها و کشتن ایشان و
مسخ شدن دستهای از بدعتگزاران که به شکل میمون و خوک میشوند،
و غلبه یافتن بندگان بر سرزمینهای مالکان و سروران، ندایی از
آسمان که تمام اهل زمین آن را به زبان خویش میشنوند و صورت و
سینهای که در آسمان در قرص خورشید برای مردم ظاهر میشود، و
مردگانی که از قبرهایشان به دنیا برمیگردند و در آن (با دیگران)
آشنا میشوند و به زیارت همدیگر میروند، سپس همه اینها به 24 باران
که به وسیلة آن زمین پس از مرگش زنده میشود ختم شده و برکات
آن نمایان میگردد و پس از آن تمام آسیبها و بلایا از معتقدان به
حق که از شیعیان مهدی(ع) هستند برطرف شده و از ظهور آن حضرت در
مکه خبردار میشوند و برای یاری ایشان متوجه و راهی آنجا میشوند.»[/b]
بعضی از حوادثی که در این دو روایت ذکر و در تاریخ محقق شده را
به طور گذرا بررسی میکنیم که البته کسانی که مایلند در این
رابطه آگاهیهای بیشتری بیابند میتوانند به این کتابها مراجعه
کنند:
1-کتاب الغیبة[/b]
:
شیخ اجل محمدبن ابراهیم بن جعفر نعمانی معروف به ابن ابی
زینب، ایشان از علمای قرن سوم هجری و ازشاگردان ثقةالاسلام
کلینی بودهاند که این اثر یکی از نفیسترین کتابهایی است که در
این رابطه نگاشته شده است. شیخ مفید در الارشاد خود از وی ستایش
کرده که نشانگر این است که تا آن زمان مؤلفی چون او نبوده است.
2-کمالالدین و تمامالنعمة : شیخ ابوجعفر محمد بن علیبن الحسین
بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (از علمای قرن چهارم هجری متوفی،
381 ق.)
3- کتاب الغیبة: شیخ ابی جعفر محمد بن الحسن طوسی، شیخ الطائفه (متوفی 460 ق.)
و اما پیشگوییهای محقق شده در این دو روایت[/b]:
1- روی کردن پرچمهای سیاه از ناحیة خراسان: با قیام ابو مسلم خراسانی تطابق دارد.
2- ظهور مغربی در مصر که شامات را تصرف میکند: شورش مغربی فاطمی
که در سال 396 ق. در شمال افریقا اعلام دعوت کرد و پس از جنگ با
شام بر آن مستولی شد.
3- فرود آمدن ترکها در جزیره[/b]
: زمانی که خاک جزیره مدت طولانی تحت سیطرة کومت عثمانی ترکی
بود از سال 941 ق. آغاز شد تا زمان سقوط سلطنت آنها در سال 1335 ق.
پس از اشغال بریتانیا در جنگ جهانی اول.
4-
فرود آمدن رومیان در رمله: در لسان ائمه معصومین(ع) از اروپا به
روم تعبیر میکردهاند و رمله نام منطقهای در شام و منطقهای دیگر
در مصر است فلذا با استعمار فرانسه در مصر به رهبری ناپلئون بناپارت