هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها

اصفهان، خمینی شهر، جوی آباد،خ شمس ،خ پروین ،جنب مسجد حضرت امیر، خیمه گاه فاطمی،احیاءگران فاطمیه

ثانیه های دلتنگی در ندبه های جمعه


بسم الله الرحمن الرحیم




سلام بر عشق

امام زمان

 

شکوه ظهور تو هنوز پرچم توفیق بر نیفراشته است و خورشید جمالت هنوز دیباى زرین خود را بر زمستان جان ما نگسترده است، اما مهتاب انتظار در شبهاى غیبت سوسوزنان چراغ دلهاى ماست.

نام تو حلاوت هر صبح جمعه است و حدیث تو ندبه آدینه ها.  دیگر از خشم روزگار به مادر نمى گریزم و در نامهربانیهاى دوران، پدر را فریاد نمى کشم; دیگر رنج خار مرا به رنگ گل نمى کشاند; دیگر باغ خیالم آبستن غنچه‌هاى آرزو نیستند; دیگر هر کسى را محرم گریستن هاى کودکانه ام نمى کنم.  





حکایت حضور، براى من یادآور صبحى است که از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم. من همیشه سرماى غم را میان گرمى دست هاى پدرم گم مى کردم. کاشکى کلمات من بى صدا بودند; کاشکى نوشتن نمى دانستم و فقط با تو حرف مى زدم; کاشکى تیغ غیرت، عروس نام تو را از میان لشکر نامحرمان الفاظ باز مى گرفت و در سراپرده دل مى نشاند; کاشکى دلدادگان تو مرا هم با خود مى بردند; کاشکى من جز هجر و وصال، غم و شادى نداشتم!



انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا کرده اند، هم از نظر نظامی. استاد ارجمندم حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: از نظر نظامی انتظار آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.


مى گویند: چشم هایى هست که تو را مى ببنند; دلهایى هست که تو را مى پرستند; پاهایى هست که با یاد تو دست افشان‌اند; دست هایى هست که بر مهر تو پاى مى فشارند.

مى گویند:

تو از همه پدرها مهربان‌ترى، مى گویند هر اشکى از چشم یتیمى جدا مى شود

.

انتظار

 بر دامان مهر تو مى ریزد

مى گویند...مى گویند تو نیز گریانى!


مى‌دانم که تو نیز با گریه عقد

برادرى بسته‌اى و حرمت آن را نیکو

 پاس مى‌دارى.

 




اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‌دانم.

مرا ببخش که در پرده خیالم، رشته کلمات، سررشته خود را از کف داده‌اند و نه از این رشته سر مى تابند و نه سررشته را مى‌یابند.

عمرى است که اشک هایم را در کوره حسرت ها انباشته‌ام و انتظار جمعه‌اى را مى‌کشم که جویبار ظهورت از پشت کوه‌هاى غیبت سرازیر شود، تا آن کوزه و آن حسرت ها را به آن دریا بریزم و سبکبار تن خسته‌ام را در زلال آن بشویم.




بهترین انتظار آن است که انسان قلب خود را در اختیار کسی قرار بدهد که او به   اذن خدا آن را زیر و رو کند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در کام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد که قلب متحول شده را قبض کند

 

 

 

اى همه آروزهایم!

من اگر مشتى گناه و شقاوتم، دلم را چه مى‌کنى؟

با چشمهایم که یک دریا گریسته است چه مى‌کنى؟

با سینه‌ام که شرحه شرحه فراق است چه خواهى کرد؟

 


به ندبه‌هاى من که در هر صبح غیبت، از آسمان دلتنگی‌هایم فرود آمده‌اند، چگونه خواهى ساخت؟

مى‌دانم که تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگرى دوست مى دارى. مى‌دانم که تو جمعه‌ها را خوب مى‌شناسى و هر عصر آدینه خود در گوشه‌اى اشک مى‌ریزى.

اى همه دردهایم! از تو درمان نمى خواهم که درد تنها سرمایه من در این آشفته بازار دنیاست.

تنها اجابتى که انتظار آن را مى کشم جماعت ناله‌هاست; تنها آرزویى که منت پذیر آنم، خاموشى هر صدایى جز اذان «یا مهدى» است. 


گر بر کَنم دل از تو و بردارم از تو مِهر

آن مِهر بر که افکنم آن دل کجا برم؟

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

نظرات 2 + ارسال نظر
فدائی مظلوم چهارشنبه 23 اسفند 1391 ساعت 02:30 ب.ظ

ای دل ای دل ای روزگار
دل من کربلا میخواد
دیگه تو این شهر گناه
نفسم بالا نمیاد
اینجا بختم سیاه شده
با جوونیم تباه شده
آدما اینجا آغاجون
تفریحشون با گناه شده
اینجا مردم تو حیا و
معرفت خیلی فقیرن
تو شبای فاطمیه
تو شهر عروسی میگیرن
اصلا نگار نمیدونن
تو کوچه مادرو زدن
چهل تا گلچین ریشه ی
گل نیلوفرو زدن
یه نگاه کن ای آغاجون
آبروی منو بخر
زنده ی من اگر نشد
مردمو کربلا ببر

حسین جان همه آّباد نشینان زخرابی ترسند

من خرابت شدم ودم به دم آّباد ترم

حاج علی اصغر زنگانه(مبین) سه‌شنبه 22 اسفند 1391 ساعت 03:57 ب.ظ http://mobin22az.blogfa.com/

و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها او ردّوها انّ اللّه کان علی کلّ شیء حسیبا " (86/نساء ص 91)

و هنگامیکه شما را با سلام و تحیّتی مخاطب قرار میدهند ؛

سلام کننده را نیکوتر یا همانند آن پاسخ بگویید . که خداوند

حسابگر و محاسبه کننده بر همه چیز می باشد.
.
سلام دوست عزیز با تشکر از مطالب خوبتون.
خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنین تا لینکتون کنم
با تشکر: مبین

سلام ممنون از حضور سبزتان

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد